۱۳۸۸ بهمن ۲۵, یکشنبه

تبعيض


الان ساعت 9:40 بيست وسوم بهمن 1388 شمسي است، كمتر از 24 ساعت گذشته، در صبحگاه 22 بهمن تبعيض در ايران پس از انقلاب 31 ساله شد. به همين مناسبت این پديده شوم و نامبارک را به اختصار مورد کنکاش وبررسی قرار می دهم.
منظور از تبعيض برتري دادن فردي بر فرد ديگر،گروهي بر گروه ديگر،نژادي بر نژاد ديگر،مذهبي برمذهب ديگراست.بنابراين ميتوان تبعيض را به تبعيض هاي فردي،جمعي،نژادي و مذ هبي طبقه بندي كرد.
در تبعيضات فردي معيار ها و استاندارد ها كاملا متفاوت از تبعيضات جمعي و نژادي و مذ هبي است.بلكه اين نوع تبعيض فا قد متدولوژي و معيار و برنامه و پلان پيش بيني شده است.در اين طبقه فرد صرف نظر از نژاد و مذهب و... وبه عبارت ساده تر در تمامي شرايط وحتي ممكن است با اشتراك در مذهب و نژاد وموقعيت شغلي و اجتماعي مورد تبعيض قرار گيرد.در اين حالت موقعيت خانوادگي،حمايت مراكز قدر ت وباندها واشخاص بانفوذ موجب تضييع وسلب حق از فرد یا افرادی خواهند شد كه غالبا وارد عرصه رقابت در زمينه هايي مانند اداري و استخدامي،سياسي واقتصادي و ... شده اند.به سخن ديگر اين تبعيض عمومي وفراگیر در سطح ملی است. بعنوان نمونه از نزديك شاهد رد صلاحيت يكي از داوطلبين نمايندگي مجلس بودم كه فارس زبان،شيعه اثنا عشري،ايثار گر و جبهه رفته بود اما با حضور يكي از رقباي مرتبط ومنتسب به مراكز قدرت رد صلاحيت شد وبه بركت اين اقدام اسلامي و انقلابي رقيب كرسي مجلس را تصاحب كرد.
تبعيضات جمعي و نژادي و مذهبي داراي استراتژي،ساختار و متدولوژي و برنامه ريزي است. لذا هم درك و تشخيص آن اسانتر است هم اجراي آن براي آمران و عاملان با استناد به رويه ها و قوانين نانوشته وبلكه قوانين عادي وحتي با تفسير پاره اي از اصول قانون اساسي به سهولت امكان پذير است.اين گونه تبعيضات در مناطق نژادي و مذهبي بويژه در كردستان نهادينه شده است.البته پذيرش و تبعيت ساكنين بومي به دليل وابستگي مالي و اقتصادي وامنيت و موقعيت شغلي بخصوص در بخش هاي اداري ايجاد و تداوم اين فرايند را تسريع و تقويت كرده است.
بر همگان روشن است ورود كردها ودیگراقلیت های نژادی و مذهبی به كابينه و حوزه روساي قواي سه گانه و امراي نظامي و انتظامي غير ممكن وبلكه استخدام در برخي وزارت خانه ها مانند وزارت خارجه،دفاع و . . . بسيار مشكل است مگر در موارد خاص وبراي افراد خاص. تنها منصب قابل تصدي نمايندگي مردم در مجلس است آنهم به بركت نظارت استصوابي حق انتخاب كردن و انتخاب شدن از مردم سلب شده است.نگاهي به فرایند انتخابات و تركيب نمايندگان در دوره هاي گذشه وحال گوياي اين واقعيت است.
اصلا مقامات پيشكش؛در پايينترين سطوح اجرايي چه خبر؟فرايند گزينش و تصدي پستهاي اجرايي تا بع چه قوانين و ضوابطي است؟
دومين گام گزينش پس از آزمون كتبي یا به اصطلاح آزمون علمي كه حاوي سئوالات عقيدتي-سياسي نيز هست تحقيقات محلي است.در اين مرحله سرنوشت داوطلب به پاسخهاي منابع رسمي وغير رسمي و محلي بستگي دارد داوطلبين خوش شانس كساني هستند كه افراد مثبت وخوش نيت و بدون غرض و تعارض در مورد آنان اظهار نظر مي كنند اما بيچاره داوطلبي كه افراد مغرض و با پيشينه اختلافات فردي و خانوادگي قضاوت كنند در اين حالت غالبا داوطلب ضد انقلاب،نماز نخوان داراي فساد اخلاقي و اقتصادي از آب در ميآيد.
سومين مرحله گزينش مصاحبه است سئوالات مصاحبه مانند آزمون ورودي بر اساس فرمت مخصوص وسئوالات غالبا در حوزه عيقيدتي-سياسي است وداوطلب بايد در خصوص مذهب و زبان و سوابق سياسي و وابستگي به احزاب و گروها واحکام ونماز جمعه و...پاسخ دهد ولو اينكه استخدام براي صبور شهرداري يا مستخدم مدارس ويا ... باشد. معلوم نيست مذهب و زبان و عقيده چه ارتباطي با جارو كشيدن در خيابان ها و كلاس هاي درس دارد؟
اما در انتصابات و ارتقاء شغلي نيز ملاك ها و معيار ها بسيار متنوع و پيچيده وغالبا غير رسمي است.از نحوه ارتباط با مسئولان مافوق تا سفارش مقامات بانفوذوتا سوابق سياسي-عقيدتي بي ارتباط با موضوع نيست. بعنوان مصداق مانند كسي كه با گوشت و استخوان تبعيض سي و يك ساله در ابعاد و مقاطع مختلف سوابق اداري وآموزشي و سياسي را احساس كرده ام فقط مواردي از خاطرات و سرنوشت خودرا كه شايد در آينده در قالب كتابي منتشر شود بيان می كنم.
قصد ندارم از بازداشت ها و اتهاماتي كه ناشي از شكايات وگزارشات توبه كنندگان و خبردهندگان و مغرضان محلي كه شبيه كردها لباس به تن مي كردند و سخن مي گفتند ودر طي سي ويك سال گذشته همواره بعنوان متهم رديف اول قرارم دادند ويكي از مهمترين عوامل رد صلاحيت مداومم در انتخابات مجلس بودند حرف بزنم لذا صرفا به ذكر چند مورد كه بطور مشخص از مصاديق تبعيض است اشاره مي كنم.تا مشخص شود مشت نمونه خروار است.
استعداد و انرژي سرشارواخذ مدرك ليسانس ازدانشگاه بهشتي تهران وسپس فوق لیسانس مدیریت، از لحاظ تخصص و مهارت و تجربه شرايط احراز پست مديريت نهضت سوادآموزي كردستان را كاملا فراهم كرده بود ودر مقايسه با افراد مها جري كه به قول خودشان براي خدمت به كردستان آمده بودند در اولويت بودم، اما نه تنها با تبعيض آشكار آنان رييس و من مرئوس شدم، بلكه مدام به بهانه عدم هماهنگي و...و اينكه مانند برخي همشهريان همكار با آنان ارتباط ندارم مورد سرزنش قرار ميگرفتم.در تداوم اين جريان يك روز به ستاد خبري استان احضار شدم، در وهله ي نخست كما في سابق نگران گزارشات محلي بودم,، در پشت شيشه ي مات پرسو و جو شروع شد، بلاخره به اطاق كوچكي هدايت شدم، قبل از هر سخني بازجو گفت نگران نباش موضوع سياسي نيست بحث اداري شماست،.بدون تاخير گفتم خوب اگر اداري است در اداره مدير و تشكيلاتي بنام تخلفات اداري داريم چرا اينجا؟ گفت اتفاقا مشكل روابط شما با مدير است. وتذكر ميد هيم مثل ...(چند نفر از همكاران را نام برد) از مدير تبعيت كن. .تحمل تهديداتي به خاطر مدير كم سواد وبي تجربه ي اعزامي از روستاهاي شمال كشور كه با پيگيري خود او صورت گرفت سخت وطاقت فرسا بود.
با ارتقاء ايشان به سمت بالاتر در مركز اين بار مدير مهاجر و اعزامي از روستاهاي آذر بايجان به ما افتخار دادند. در اینجا ذکر این نکته لازم است،کردستان سکوی پرتاب موشک است،همواره نیروهای صفر کیلومتر مهاجر را پس از مدت كوتاهي به مقامات عالی اجرایی پرتاب نموده است. نگاهی به سوابق مقامات فعلی و قبلی به خصوص در کابینه گویای این واقعیت است. البته این پرتاب هیچ وقت شامل حال نیروهای بومی نبوده و نیست. به هر حال به يمن خوش خدمتي و... برخي از همكاران مدیر تازه وارد مانند سلف خود آموخت، نحوه مديريت در كردستان متفاوت است. لذا سبك نظامي- امنيتي را در يك اداره فرهنگي برگزيد. اين در حالي بود بسياري از همكاران البته در سازمان مركزي از اين تبيض علني واعزام چنين افرادي از ساير مناطق در شرايطي كه من اولويت تصدی مدیریت را داشتم، متاسف بودند. اما اين موضوع براي همكاران كوردم والبته خود من كاملا طبيعي بود وانتظاري بيش از اين نداشتيم..همانگونه گفتم تبعيض در مديريت وعدم مشاركت در پست هاي مديريتي در كردستان مانند وحي منزل بود وبه تعبيري حق وتو و كاپيتالاسيون براي مهاجرين به رسميت شناخته شده بود. وچقدر خوب كاركنان بومي با آن كنار آمده بودند، پذيرش و اجراي دستور غير قانوني يك مهاجر بسيار آسانتر از پذيرش و اجراي دستور قانوني نيروي بومي بود. و من در سطح خود با درد و رنج اينگونه روابط اداري را احساس ميكردم.
مدت زيادي نگذشت در وسط سال تحصيلي ودر هنگاميكه دو فرزندم در مقطع ابتدايي بودند، آنهم در ميان برف وكولاك زمستان 76 با پيگيري مدير مهاجر حكم تبعيد وبه قول خودشان انتقال به يكي از شهرستان ها از مركز ابلاغ گردید، خوشبختانه به انتقال به مريوان تبدیل شد!!
در دو سال بعد مردم قدر شناس و با فرهنگ شهرستانهای مريوان وسروآباد در انتخابات مجلس ششم كه بدون ترديد در پی تحولات رفورمیزم دوم خرداد 76، تنها انتخابات آزاد جمهوري اسلامي بود، وبراي اولين و آخرين بار تاييد صلاحييت شدم، با راي پاك خود به مجلس فرستادند ومرهمي بر زخم هاي مزمنم گذاشتند، تا با ايفاي نقش در اولين و شايد آخرين فراكسيون نمايندگان كرد، طي چهار سال با تبعيض هايي كه با گوشت و استخوان حس كرده بودم مبارزه نمايم. و چقدر شيرين بود اين مبارزه و اين فرصت تاريخي.
در پي استعفا ازنمایندگی و رد صلاحيت در انتخابات مجلس هفتم، كه اعتراضات وتحريم تاريخي مردم مريوان وسروآباد را به دنبال داشت، با كمك آقاي زنگنه وزیرنفت كه هنوز رگه هايي از حس كرد بودن را در وجودداشت، به شركت ملي نفت منتقل شدم خوشبختانه شركت ملي نفت به دليل ماهيت تخصصي و مهندسي و عملياتي با مجموعه اي مهندسان و نيروهاي فني سيستم متفاوتي از ديگر سازمان هاي دولتي دارد. لذا تا كنون در سطح كارشناشي ارشد مهندسي سيستم ها و بهره وري برابر با مدرك تحصيلي انحام وظيفه ميكنم.
اما تصور نفرماييد با آمدن به مجلس وبا سابقه نمايندگي ميتوان از تبعيض ها رهايي يافت. اتفاقا به اتهام مواضع دوران نمايندگي وبخصوص سوابق مطبوعاتي اين تبعيض ها با شدت و حساسيت بيشتري اعمال ميگردد.همان ابتدا وزير شيرازي نفت( پس اززنگنه)درزير يك سقف ودر شرايطي كه من در مقام مقايسه از تحصيلات و دوره هاي تخصصي بيشتري برخوردار بودم، با گماردن نمايندگان همشهري خود در پست هاي بالاتر ومدت ها بلا سمت بودن وبلا تكليفي اينجانب سبك مديريت و ميزان عدالت دولت عدالت محور را نشان داد.كساني كه به سيستم جامع منابع انساني شركت ملي نفت كه حاوي اطلاعات شخصي و اداري كليه كاركنان اعم از تحصيلات ودوره هاي تخصصي وتجارب شاغلين است، دست رسي دارند،بطور مستند اين اظهارات تاييد خواهند كرد.برخي ازنمايندگان مجلس پس از دوره نمايندگي كه مورد تاييد نظارت استصوابي قرار گرفته اما راي مردم راكسب نكرده اند، سفير و وزير و...شده اند وبرخي مانند من ازارتقاء سنواتي كه از حقوق اوليه كليه كاركنان در همه ي سطوح سازماني است محرومند.البته اين تبعيض تركيبي است يا معجوني از تبعيضات فردي و باندي و نژادي و مذهبي است. واكنون نيز ادامه دارد........
تذكر اين نكته ضروري است, بيان خاطراتي از تجارب تبعيضات در سوابق سياسي و اداري خود ،صرفا به عنوان مصداق مشت نمونه ي خروار،عنوان شد.
بنابراین هدف از بيان اين موارد فقط و فقط اثبات وجود انواع و اقسام تبعيض در سطح ملي براي بخش عمده اي از شهروندان، صرف نظر از نژاد و مذهب و به صورت مضاعف در ميان اقليت هاي نژادي و ديني است. به عبارت ديگر اقليت هاي نژادي و ديني ضمن برخورداري از تبعيض هاي فردي و عمومي كه شامل حال همه شهروندان است،بطور مضاعف از تبعيض هاي نژادي و مذهبي رنج مي برند.
به امید روزی که همه ی انسانها باهرزبان و نژاد و دین وعقیده وتفکری با حقوق برابر وباعدالت وآزادی زندگی کنند.























































































































۱۳۸۸ آذر ۲۴, سه‌شنبه

دمكراسي يا ديكتاتوري؟

پارادوكس شعار با عمل رژيم تركيه در قبال حقوق و مطالبات ملت كرد مصداق ضرب المثل معروف فارسي "قسم حضرت عباس يا دم خروس " است.رژيمي كه سالهاست در سالن انتظار جامعه اروپا با وجود ادعاي اصلاحات در ساختارهاي سياسي-اقتصادي هنوز مجوز ورود را كسب نكرده است،اكنون با انحلال حزب جامعه دمكراتيك(DTP) در يك دادگاه فرمايشي و كاملا سياسي،ماهيت واقعي خودرا بار ديگر آشكار ساخت.ادعاي دمكراسي واخيرا طرح پروسه آشتي توسط اردوغان با حكم سياسي دادگاه نژاد پرست تركيه در تضاد است.
نا گفته پيداست مسئله ي ملت كرد در راس مسائل خاورميانه وبلكه يكي از مهمترين معضلات امروز و فردا ي جامعه جهاني است.پاك كردن صورت مسئله منجر به حل مسئله نخواهد شد.گرچه در طول تاريخ استبداد زده خاور ميانه همواره ملت كرد به بهانه تجزيه طلبي ودر حقيقت به اتهام آزادي خواهي و حق طلبي مورد سركوب و ژنوسايد و... قدرت هاي حاكم قرار گرفته است، چنانچه در گذشته مبارزات مسلحانه كه غالبا آخرين راه كار مطالبات سياسي-مدني بود بهانه سركوب واستثمار قرار مي گرفت؛اكنون فعاليت هاي سياسي-مدني آن هم در قالب احزاب قانوني و NGOها وبلكه مبارزات پارلماني در نقش نمايندگان ملت به چه جرم ناكرده اي مورد فشار و سركوب قرار مي گيرد؟
اگر در گذشته در فقدان رسانه هاي آزاد نداي مظلوميت بيش از 40 ميليون كرد تحت ستم به گوش جهانيان نرسيده است،اكنون در پرتو تكنولوژي اطلاعات و در دنياي بدون مرز رسانه ها هيچ رخدادي از نظر مجامع جهاني وتشكل ها ونگاه تيز بين انسان هاي آزاد انديش مخفي نمي ماند.
حزب عدالت و توسعه و حاكمان اسلام گراي تركيه گرجه با پان تركيست ها و كماليست ها ي نژاد پرست از دير باز اختلافات جدي دارند اما سياستها واستراتژيهاي آنان در اتخاذ مواضع خصمانه وتضييع مداوم حقوق انساني ملت كرد، همانگونه انحلال DTP در دادگاه سياسي وفرمايشي اثبات نمود، گوياي اين واقعيت است كه دشمنان اين ملت با همه ي اختلافات وتفاوت ها در قبال سركوب كردها متحد و هماهنگ هستند.
فشار افكار عمومي و پيش شرطهاي جامعه اروپا براي پذيرش رژيم تركيه از يك سو و ازآن مهمتر مبارزات سياسي-مدني كردهاي اين كشور از طريق احزاب وبخصوص توده هاي مردم براي احقاق حقوق خود موجب شد تا براي نخستين بار حاكمان اسلام گرا به تبعيض و نابرابري و بخشي از مطالبات معوق اعتراف نمايند در اين فرايند طرح آشتي ملي را مطرح كردند. كردها كه به شهادت تاريخ وواقعيت هاي موجود اثبات كرده اند همواره خواهان ديالوگ وآشتي و هم زيستي مسالمت آميز هستند باآغوش باز از اين مواضع و شعارهاي البته بدون عمل استقبال نمودند.بازگشت "پيامبران آشتي" با پيام صلح و دوستي و استقبال كم نظير مردم از آنان عكس العمل مثبتي به اين مواضع بود. البته كردهاي شرق و جنوب نيز هم درد و هم نوابا بيم واميد اين تحولات را زير نظر داشته و دارند.
بر همگان روشن است رژيم تركيه به بهانه امنيت ملي نه تنها مواضع PKK را بطور مداوم مورد هدف قرار مي دهد بلكه به كرات با لشكر كشي و عبور از مرزهاي رسمي جان و مال مردم بي دفاع كردستان عراق را آماج حملات زميني و هوايي خود ساخته است.با اين حال كسي گمان نمي كرد.تاب و توان وتحمل فعاليت هاي سياسي-مدني ملتي كه به اعتراف خودش داراي مطالبات و حقوق تاريخي پايمال شده است، نداشته باشد. از آن مهم ترانحلال حزب جامعه دمكراتيك با عملكرد قانوني و استراتژي و اهداف سياسي-مدني و با پشتوانه محكم مردمي و محكوميت 200 تن از اعضاي برجسته ي آن كه برخي ازآنان بعنوان نمايندگان مردم در پارلمان حضور دارند، حزبي كه پيروزي قاطع در انتخابات پارلماني وشهرداري ها را در كارنامه دارد ،از رفتارهاي غير دمكراتيك وبلكه نمونه هاي بارز نقض حقوق سياسي-مدني مردم است. اين رويكرد با اهداف و مقاصد اين رژيم براي پيوستن به جامعه اروپا كاملا مغاير است.بدون ترديد دولت ها وبخصوص ملت هاي آزاد انديش اروپا همانگونه در گذشته نيز به درستي يكي از شروط ورود تركيه به جامعه اروپا را تامين حقوق كردها تعيين كرده اند، در چنين شرايطي با پيوستن تركيه به آن اتحاديه مخالفت خواهند كرد.
بي گمان دولت هاي دمكرات وملت هاي آزادي خواه وبويژه ملت كرد كه به گواه تاريخ و شواهد وواقعيت هاي موجود از جان ومال خود دريغ نكرده است سكوت نخواهند كرد.لذا نقش فعال و آگاهانه ميليونها كرد آنگونه شبانه روزاز طريق رسانه ها واز كانال هاي تلويزيوني مي بينيم ضامن تحقق مطالبات و خواسته هاست.از سوي ديگر محاسبه هزينه-فايده ي اين اقدام حاكي از ضرر وزيان بخصوص در عرصه هاي سياسي براي رژيم تركيه است.بدون شك براي تامين منافع ملي خود، راهي جز تجديد نظر در حكم صادره وتغيير رفتار و رعايت اصول دمكراسي را ندارد، وهمانگونه قبلا اعتراف نموده است تامين حقوق و مطالبات مشروع و قانوني ملت كرد يگانه راه ايجاد امنيت و تحكيم وحدت وثبات سياسي نه تنها در تركيه و در ساير كشورهاي كردنشين بلكه در خاور ميانه است
.
بنابراين، روند و حركت بدون بازگشت عقربه زمان،بيداري ملت ها وعلم و آگاهي وباور وعزم ملت كرد نسبت به حقوق و مطالبات تاريخي خود،رشد روزافزون علم وتكنولوژي در دنياي بدون مرزاطلاعات ودر فرايند جهاني شدن، اين واقعيت و حقيقت رابيش از پيش آشكار ومحرز مي نمايد كه راهي جز تامين و احقاق حقوق ومطالبات سياسي،فرهنگي،اجتماعي و اقتصادي ملت كرد در همه ي بخشهاي كردستان و مما لك كردنشين وجود ندارد وحاكمان منطقه بطور خاص وجامعه جهاني بطورعام درقبال اين معضلات ملي و بين المللي موظف و مسئولند.

۱۳۸۸ آذر ۱۴, شنبه

شكرانه اتحاد در روز مجلس!!!

دهم آذر روز مجلس بود،به همين مناسبت مراسمي تحت عنوان"جشن شكرانه اتحاد" در مجلس برگذار شد.گله مندي علي لاريجاني از عدم حضور هاشمي رفسنجاني و احمدي نژاد همچنين صندليهاي خالي مجلس گوياي عدم وحدت و هماهنگي حتي در دايره بسته اصولگرايان تند روبود.گرچه حضور تمامي اصولگرايان اعم از سنتي و تندرو وبه تعبير خودشان "خودي ها " نمي توانست به معناي اتحاد و همبستگي ملي باشد، عكس هاي يادگاري وبوسه ها ي سرمست از قدرت با حقايق و واقعيت ها در تضاد است.
در شرايطي كه ملت و دولت در دومسير متفاوت گام برميدارند،وقتيكه روشنفكران و فعالان سياسي در بند ومطبوعات منتقد توقيف شده اند،زمانيكه ديوار بي اعتمادي بلند ترودايره قدرت بسته تر از گذشته است،هنگاميكه بخش مهمي از قانون اساسي اول انقلاب اجرا نمي شودواقليت هاي نژادي و مذهبي سهمي در اداره كشور ندارندو زندان و اعدام راهكار اعمال حاكميت است،وهنگامي كه مردم در چارچوب قوانين موجود نيزاز آزادي بيان و حق اعتراض محرومند،آنگاه كه منافع ملي فداي تداوم قدرت ميشودو... جشن شكرانه اتحاد آن هم با دعوت و ميزباني نمايندگان مردم در خانه ملت چه مفهومي دارد؟صرف نظر از كم و كيف انتخابات و مشروعيت و مقبوليت و ميزان رعايت اصول دمكراتيك در زير چتر نظارت استصوابي، در مقايسه با ديگر قوا انتظار مردم از مجلس بيشتر است. درست است انزواي سياسي و تحريم هاي اقتصادي دست آورد سياست خارجي و بحران سياسي وتورم وركوداقتصادي و فضاي نظامي-امنيتي و... بهره ي مديريت داخلي دولت آقاي احمدي نژاد است؛اما پرسشي كه همواره مطرح است نقش مجلس در اين فرايند چيست؟با وجود پاره اي از حساسيتهاي تعداد محدودي از نمايندگان در مجموع مجلس وكيل دوله بوده است نه وكيل ملت.
دركجاي دنيا و در كدام دوران از تاريخ سياسي-مدني ملت ها وكيل براي موكلش درخواست مجازات نموده است؟در حاليكه قبل از برپايي جشن شكرانه اتحاد 177 نفر ازنمايندگان مجلس هشتم خواستار برخورد قاطع به گفته آنان با آشوبگران وبه تعبير درست تر با موكلين خود شده اند.گرچه وكيل و موكل همديگر را به رسميت نشناسند(كيهان 20 آبان 1388)
با اين بيان خلاصه كه صرفا به گوشه اي از زواياي موضوع آن هم به شكل كلي وبدون پرداختن به متن مسائل اشاره دارد مي توان نتيجه گرفت اتحاد و همبستگي واقعي زماني است كه در يك كلام حقوق مادي ومعنوي ملت از هر نژاد و دين وآيين وطبقه و صنفي تامين گردد يا درصورت عدم توان تامين به آن احترام گذاشت ويا حد اقل مورد تجاوز و اهانت قرار نداد.

۱۳۸۸ آبان ۵, سه‌شنبه

فقيرترين غرفه نمايشگاه مطبوعات

سرانجام بابي ميلي و در نااميدي به پيشنهاد و به اتفاق يكي از همكارانم در روز يكشنبه سوم آبان به بازديد شانزدهمين نمايشگاه مطبوعات رفتيم از درب شرقي به طبقه فوقاني همان جايي كه آقاي كروبي مورد هجوم قرار گرفته بود مراجعه نموديم.از ميان غرفه هاي خلوت واز طريق پله ها و راهروهاي آرام و خاموش وارد بخشهاي مطبوعات داخلي شديم.آنچه ملموس و عيان بود صرف نظر از ركود واستقبال كم،كمبود و ضعف آشكار مطبوعات آزاد و سراسري از نظر كميت و كيفيت در مقايسه با نشريات دولتي وتجاري بود در حقيقت ماموريت و رسالت مطبوعات بعنوان ركن چهارم دمكراسي كاملا تحت شعاع نشريات دولتي و تجاري قرار گرقته بود.لذابه هر سو ميرفتيم بولتن ها و پوسترها و بروشورهاي شركتهاي تجاري-توليدي و خدماتي ويا سازمانهاي دولتي بود از خود روسازي انحصاري ايران خودرو تا نفت و گاز و آب وبرق و...
خوشبختانه در غرفه دانشگاه شهيد بهشتي كه بعنوان فارغ التحصيل آن با تعلق خاطر وتجديد خاطرات مدتي را به گپ زدن با مسئولان غرفه طي كرديم موفق شديم بروشورهايي در زمينه بهداشت دهان و دندان وبويژه درخصوص مسواك زدن دريافت كنيم بخصوص با عنايت به اينكه مراقبت از دندان ها در اين روزها نه تنها يك اصل بهداشتي است بلكه مهمتر از آن يك ضرورت اقتصادي است.بعلاوه در اين دوران جواني(احساس جواني مي كنم) تعدادي از دندان هايم را از دست داده ام به همين دليل اهم دست آورد من از اين بازديد دريافت توصيه هاي بهداشت دهان ودندان بود.
بگذريم پس از مدتي تلاش وجستجو براي مطبوعات سياسي-فرهنگي بلاخره غرفه هاي پر رونق و كم مشتري ايران و فارس را ديديم كه براستي نشان ميداد از سوب سيدهاي ناشي از درآمدهاي باد آورده نفتي به نحو احسن استفاده كرده بودند وتابلويي از عدالت و توزيع برابر امكانات بودند اين تابلو وقتي بيشتر نظر بيننده را جلب مي كرد كه مقايسه اندكي با محدود نشريات غير دولتي اطراف آنها صورت مي گرفت.
در ضلع شرقي سالن بانشريات استاني مواجه شديم بي صبرانه از لابلاي غرفه هاي فقير استانها بسوي غرفه استان كردستان شتافتيم افسوس نه تنها هيچ بازديد كننده اي نداشت بلكه نه مدير ونه مسئولي براي پاسخگويي نيافتيم؛واز آن مهمتر داراي ركورد كمترين عناوين و تيراژنشريات احتمالا در كل نمايشگاه بود.تنها نشريه ايكه بطور منظم در موضوعات سياسي،فرهنگي و اجتماعي در استان كردستان با تيراژ نسبتا بالا منتشر ميشود، و زينت بخش ويترين غرفه بود هفته نامه دولتي سيروان است.البته در بروشوري آمار 21 نشريه در استان كردستان غالبا در زمينه هاي فرهنگي و مذهبي اعلام شده بود اما هم تعداد نشريات موجود در غرفه وهم نيم نگاهي به كيوسك هاي روزنامه فروشي سطح استان كردستان عناوين وكميت و كيفيت مطبوعات استان را بخوبي نشان مي دهند. ضمنا در اين بروشور نامي از روژهه لات وآسو وكرفتو و...كه طي سالهاي اخير توقيف ولغو امتياز شده اند وزماني نه چندان دورمورد استقبال اهل فرهنگ وادب بودند به ميان نيامده بود. در هر صورت با اين شرايط و وضعيت بي انصافي نيست و بجاست اگر غرفه استان كردستان را بعنوان فقيرترين غرفه شانزدهمين نمايشگاه مطبوعات ثبت نماييم.

۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

دكتر مسعود زود رفتي؟


نامرن ئه وانه وا له دلي ميلله تا ئه ژين

بنام خداوند جان آفرين
درست 4روز پيش بود در آخرين ديدارم گفتي دوره تخصصي مغز و اعصاب راطي كرده ايد وبزودي به اتفاق خانواده براي درمان بيماران مريواني كه به شدت به تخصصتان نيازمندند برميگردي؛ آري درهمين بازگشت ودر مسير راههاي پر خطر كردستان قبل از رسيدن به مقصد ومقصود بسوي خدا رفتي.
من ازصداي زنگ موبايلم هميشه درهراسم غالبا حامل اخبار حوادث و سوانحي است كه نه تنها پاياني ندارد كه در حال فزوني است. جان باختن كولبرها؛ ترورها؛ تصادفات روز افزون جاده ها كابوس وحشتناكي است كه يك دم آرام وآزادم نمي گذارد .
اما زنگ و پيام سه شنبه شب جان كاه و سوز مضاعفي داشت .آخر خبر مرگ يك معلم اخلاق و يك متخصص جوان را به همراه داشت متخصصي كه بسياري از بيماران مغزي در صفر مرزي كردستان ودر پس جاده هاي مرگ؛ در فقدان آن جان خودرا از دست ميدهند.
آري؛ دكتر مسعود جان؛ بسياري از بيماران محروم و مظلوم مريواني و كردستاني چشم براه تو بودند تا بيايي و با حسن خلق و زبان شيرين و مهارت و دانش پزشكي مرهمي برآْلام وشفاي جسم وروان آنان باشي.
آنانيكه هرگز امكان و توان معالجه بيماريهاي مزمن و كشنده خود را ندارند.به خدا صرف نظر از دانش و تخصص پزشكي متانت و كلام و ادب و رفتارت مايه آرامش روح وروان بود.
درست است تو از ميان خانواده اي اصيل و مستعد كردستاني ودر قلب محروميت ها و مظلوميت ها پا به غرصه وجود نهادي و درمعرض طوفانها و گردبادها رشد و نمو نمودي؛ و موفق شدي مدت ها بعنوان پزشك عمومي به همشهريان مريواني خدمت كني وبي گمان اين خدمات شما و ديگر پزشكاني كه در گذشته و حال با تحمل انواع كم و كاستي ها و محروميت ها رفاه و آسايش خود را وقف مردم نموده اند كارنامه اي جاودان و درخشان است؛اما تو در دنياي تكنولوژي و علمي پيشرفته با احساس نياز براي دست يابي مهارت و تخصص بيشتر كمر همت و بار سفر بستيد ودر رشته اي فارغ التحصيل شديد كه از مهمترين نيازهاي در ماني مردم كردستان است.ولي زود رفتي؛وچه زود مارا تنها گذاشتي؛وچقدر سخت و طاقت فرساست فقدان تو.
بي گمان انسان ها با هر عقيده و جنسيتي و با هر حرفه و مهارتي مهمترين سرمايه هاي مادي و معنوي هستند؛وچقدر آسان اين سرمايه هاي ارزشمند در جبهه ها و جاده ها و حوادث انساني و غيرانساني بخصوص در ممالك جهان سومي و غالبا در اثر سوء مديريت ازدست ميروند. راستي هزينه ايمن سازي جاده ها بيشتر است يا اتلاف منابع انساني بويژه در جاده هاي كردستان؟
در پايان با دلي مالامال از غم و ماتم و چشماني اشك بار مرگ نا بهنگام معلم اخلاق و متخصص مغز واعصاب و دوست صادق و ديرينه ام دكتر مسعود ثابتي را به همه انسان دوستان؛همشهريان؛جامعه پزشگي و بويژه اعضاي خانواده داغديده آن عزيز تسليت عرض مي نمايم.
از خداوند عزوجل براي كلييه باز ماندگان صبر و شكيبايي و براي آن مرحوم بخشش و غفران الهي طلب مي كنم.روانش شاد؛يادش گرامي وراهش پر رهرو باد.

عبدالله سهرابي
1/7/1388


۱۳۸۸ خرداد ۲۵, دوشنبه

روز روشن و شب تاريك

عبدالله سهرابي
sohrabi337@gmail.com
روز جمعه با روشني ولطافت وهواي فرح بخش بهاري آغاز شد افسوس كه شب تاريك و حزن انگيزي به دنبال داشت.چگونه ميتوان باور كرد و توجيه نمودراي ميليون ها ايراني كه براي تغيير وضع موجود آمده بودند وبسياري ازآنان براي اولين باربا انگيزه و اميد شركت مي كردند بحساب دولت نهم گذاشت در حاليكه به مخالفت با عملكرد آقاي احمد نژاد به صندوق ها ريخته شدالبته كسي منكر تاثير گداپروري وتوزيع سهام به اصطلاح عدالت و مستمري كميته امداد و ... آنهم در ايام انتخابات در جذب آراء بخشي از فقرا و افراد تحت پوشش نهاد هاي حمايتي نيست اما اين ميزان وكل آراء سازماندهي شده و سنتي و مستمر اصولگرايان تندرو بر اساس تجارب گذشته حدود هفت ميليون راي است اگر با فرض محال هفت ميليون از كسانيكه به منظور تغيير وضع موجود آمده بودند سهوا ياعمدايا به دلايل موجه وناموجه به آقاي احمدي نژاد راي داده باشند اين رقم دو برابر و حداكثر به چهارده ميليون ميرسد اكنون مشخص نيست كه 5/10 ميليون ديگراز كجا آمده است؟ شور و شوق و استقبال بي نظير مردم بخصوص در شهرها و كلان شهر ها از آقاي موسوي و استقبال و حمايت تشكلهاي دانشجويي و سياسي و مدني و اشخاص مطرح مستقل از ويژگيها و مواضع وتيم تخصصي و حرفه اي آقاي كروبي گوياي واقعيت هاي ديگري است بر اساس اطلاعات شعب و حوزه ها آقاي موسوي در ساعات پاياني راي گيري پيروزي خود را اعلام ميكند تحقيقا در بد بينانه ترين حالت وبا فرض عدم پيروزي موسوي در مرحله نخست انتخابات به مرحله دوم كشيده ميشد نه پيروزي احمدي نژاد با 5/24 ميليون راي.نتيجه اي حتي در انتخابات قبلي كه قبل از كارنامه منفي دولت نهم ودرخواب اصحاب كهف آقاي كروبي وبا كمك امدادهاي غيبي برگزار شد بدست نيامد.از سوي ديگرچگونه ميتوان باور كرد فقط 085/ از كل آراء راي كروبي باشد كسي كه در انتخابات قبلي حدود 5 ميليون راي داشته است اكنون چه كسي مي پذيرد با صدور 6بيانيه كه متضمن حقوق ومطالبات سياسي،فرهنگي،اقتصادي،مذهبي و...مردم است وبا تيمي كار آمد و برخوردار از حمايت اقشار مختلف بويژه اقوام نژادي و مذهبي و تشكل هاي سياسي ودانشجويي 085/ آراء داشته باشد.شايد به اشتباه فقط آراء يك استان را منظور كرده اند.
بنا براين نبايد در مهندسي انتخابات و دخل وتصرف در آراي مردم ترديد داشت بي ليل نبود ملت ايران وآنگونه خود شاهد بودم مردم تهران در صبح شنبه ماثم زده وافسرده بودند واكنون بصورت خود جوش معترضند بدون شك ابطال انتخابات و برگذاري مجدد انتخابات آزاد بانظارت و كنترل دقيق اصولي ترين راه حل اين معضل ملي است

۱۳۸۸ خرداد ۱۸, دوشنبه

بنام خداوند جان و خرد
انتخاب كردن و انتخاب شدن حق مردم است و حق گرفتني است نه دادني.
ملت شرافتمند ايران،همشهريان آگاه و فهيم كرد 2/3/1388
بركسي پوشيده نيست وناگفته پيداست حق تعيين سرنوشت ودخالت و نظارت بر اداره جامعه از حقوق طبيعي و بديهي آحاد ملت است واراده ملي در فرايند انتخابات آزاد و دمكراتيك تجلي پيدا ميكند گرچه تجارب گذشته حاكي از اعمال قدرت و مهندسي انتخابات ومهمتر از آن كاربرد نظارت استصوابي در كليه ي مراحل اجرايي است با اين حال تحريم و قهر از صندوق هاي راي راه حل منطقي و مطلوبي تحت هر شرايطي نبوده است بلكه در پرتو آن ثروت و قدرت با توسل به روشهاي پوپوليستي و تحجر اركان اجرايي و نظارتي را تصاحب نموده اند. اكنون كه در آستانه انتخابات سرنوشت ساز رياست جمهوري قرار داريم مشاركت آگاهانه ملت و نقش فعال و موثر نخبه گان ميتواند ضامن توسعه همه جانبه و پايدار و تسريع در روند دمكراسي باشد بنابراين انتخابات نه تنها تهديدي نيست كه از آن گريزان باشيم بلكه فرصتي است براي طرح مطالبات ودر نهايت تعيين مقاصد واستراتژي ها و راههاي تحقق اهداف.
ما بعنوان جمعي از اعضاء تشكل هاي سياسي-مدني كردستان ايران شامل: فراكسيون نمايندگان كرد مجلس ششم، نمايندگان ادوار كرد، جبهه متحد كرد،جامعه دمكراتيك دانشجويان كرد ، واصلاح طلبان كرد وبرخي از فعالان سياسي-فرهنگي،همانگونه در بيانيه ها ومواضع گذشته كه در مطبوعات و سايت هاي خبري اعلام كرده بوديم مشاركت در انتخابات و حمايت از كانديدا ها را مشروط به اهداف و برنامه هايي نموديم كه حقوق و مطالبات مشروع و قانوني و معوقه ي ملت ايران رايطور عام و مناطق كرد نشين از ماكو و چالدران تا چشمه خوش و دهلران را بطور خاص ، در ابعاد سياسي،اجتماعي،فرهنگي ،اقتصادي و... در بر داشته باشد به همين منظور طي ماههاي اخيراهم و چكيده مطالبات و خواسته هاي مردم را منتشر كرديم واز طرق مختلف براي مذاكرات با كانديداهاي اصلي تلاش نموديم متاسفانه در مهلت مقرر بجز آقاي كروبي ساير كانديداهاي منتسب به جناح هاي اصلاح طلب و اصول گرا نه تنها اين مطالبات را به رسميت نشناخته اند بلكه از پذيرش نمايندگان ما نيز خود داري نمودند در اين ميان انتشار بيانيه چهارم آقاي كروبي تحت عنوان "سهم اقليت ها و حكمراني محلي" درشماره 915 روزنامه اعتمادملي ارگان رسمي اين كانديدا وحزب متبوعش ودر ساير مطبوعات و سايت هاي خبري داخلي و خارجي بار ديگر اميد به آينده بهتر را در پرتو آزادي و عدالت و برابري ودر تحقق شعار ايران براي همه ي ايرانيان در دلها زنده نمود. گرچه چنين شعارهايي از حقوق اوليه ملت هاست ودر ممالك توسعه يافته و دمكراتيك دهها سال پيش عملي شده است اما اين مواضع را نقطه عطفي درتاريخ جمهوري اسلامي ايران ميدانيم خوشبختانه عكس العمل مثبت مردم آگاه بخصوص در استان هاي كرد نشين نسبت به اين بيانيه ما را در پيگيري واتخاذ مواضع راسخ و مصمم نمود.در مجموع محتواي اين بيانيه را بخصوص در مواردي چون:
1-اجراي كامل اصول قانون اساسي بخصوص اصول 3،12،13،15،19،26،41،44،48 وگزارش مراحل اجراي آن به مردم
2-مشاركت اقليتهاي قومي و مذهبي در مديريت هاي كلان كشور.
3-واگذاري اختيارات در اداره امور محلي به نخبه گان و شايستگان همان محل(حكمراني محلي) باتفويض اختيارات به منتخبان مردم در قالب تشكيل پارلمان هاي محلي از طريق اصلاح و بازنگري قانون اساسي.
3- دولت حق دخالت در امور ديني و مذهبي مردم را ندارد.
4-اجراي طرح توازن منطقه اي و جبران محروميتهاي زير بنايي و اقتصادي در مناطق محروم ومرزي كشور.
در راستاي مطالبات و خواسته هاي مردم در سطوح ملي و منطقه اي ارزيابي ميكنيم.
بنا براين ضمن استقبال و تاييد وتاكيد براين مواضع شفاف و به منظور تحقق و اجراي مفاد آن بااحساس مسئوليت در قبال منافع ملي، حمايت كامل خود را از كانديداتوري جناب آقاي مهدي كروبي اعلام مي نماييم و ازعموم ملت شريف ايران و بويژه همشهريان آگاه كرد در خواست مي كنيم بامشاركت آگاهانه در انتخابات وحمايت ازاهداف و برنامه هاي آقاي كروبي در ساختن ايراني آزاد و آباد دراين برهه حساس نقش مطلوب و موثري ايفا نمايند.

امضاء كنندگان:

1- عبدالله سهرابي نماينده دوره ششم مريوان و سروآباد و صاحب امتياز و مدير مسئول هفته نامه روژهه لات
2- رئوف قادري نماينده دوره پنجم پاوه وجوانرود
3- اسمعيل ططري نماينده دوره هاي چهارم و ششم كرمانشاه
4- حاصل داسه نماينده دوره ششم پيرانشهر و سردشت
5- سيدمسعود حسيني نماينده دوره هاي چهارم و ششم قروه و دهگلان
6- محمد محمد رضايي نماينده دوره ششم بيجار
7- علي نعمت زاده نماينده دوره پنجم سقز وبانه
8- عباسعلي اللهياري نماينده دوره هاي ششم و هفتم كرمانشاه
9- قدرت الله حشمتيان نماينده دوره پنجم سنقر
10- احمد طه نماينده دوره هاي دوم و سوم بوكان
11- احمد ناصري گوهر نماينده دوره پنجم ايلام
12- اختر درخشنده نماينده دوره چهارم كرمانشاه
13- علي مقنييان نماينده دوره هاي چهارم و هفتم بيجار
14- ملااحمد بهرامي نماينده دوره اول پاوه و جوانرود
15- سيد محمد حائري نماينده دوره هفتم ايلام
16- عبدالكريم احمدي نژاد نماينده دوره هاي سوم وپنجم سنندج،كامياران و ديواندره
17- علي كرم محمديان نماينده دوره سوم ايلام
18- محمد حسني نماينده دوره چهارم مهران و دهلران
19- اسدالله عاليپور نماينده دوره اول ايلام
20- نعمت الله اسدي نماينده دوره سوم اسلام آباد
21- احمد قاضي نويسنده،مترجم وسردبير نشريه سروه
22- فتاح قاضي فعال سياسي –مدني و عضو سابق شوراي مهاباد
23- علي شمس برهان نويسنده و فعال سياسي-مدني
24- سيد رئوف سيدي فعال سياسي-مدني
25- ما موستا حاج سيد صلاح الدين حسامي امام جمعه سابق سنندج
26- اقبال ادب فعال سياسي- مدني
27- هادي ادب فعال سياسي- مدني
28- مصطفي قاضي فعال سياسي-مدني
29- سعد قاضي فعال سياسي-مدني
30- مريم قاضي فعال سياسي -مدني
31- ما موستا محمد صالح ابراهيمي نويسنده ومترجم
32- محمد رئوف توكلي نويسنده و مترجم
33- رحيم فرهمند فعال سياسي – مدني ومدير عامل موسسه خيريه رعد
34- سيامند انوري فعال سياسي-مدني
35- باقر ضيايي فعال سياسي -مدني
36- جماالدين طه فعال سياسي -مدني
37- رضا سهرابي فعال سياسي-مدني
38- حامد فرازي فعال سياسي-مدني
39- رئوف كريمي استاد دانشگاه وفعال سياسي
40- محمد جليليان فعال سياسي -مدني
41- اسمعيل عليزاده فعال سياسي- مدني
42- - اميدي فعال سياسي - مدني
43- اجلال قوامي سخنگوي انجمن حقوق بشر كردستان
44- مختار زارعي روزنامه نگارو فعال سياسي- مدني
45- سوران حسيني فعال دانشجويي
46- آزاد نمكي فعال دانشجويي
47- آرش صالح فعال دانشجويي
48- غلام رستمي فعال سياسي- مدني
49- فريدون نوري فعال سياسي - مدني
50- - بيضاويي فعال سياسي - مدني
51- محمد شعباني فعال سياسي-مدني
52- محمود سعيد زاده عضو دفتر تحكيم وحدت و فعال سياسي
53- پروين كريمي فعال سياسي-مدني
54- حسام الدين امين فعال سياسي-مدني
55- محمد غفاري وكيل دادگستري
56- حميد رضا صمدي دبير كل حزب جاداك
57- رضا جمشيدي شاعر و فعال سياسي
58- سياوش حياتي شاعر و فعال سياسي
59- مهدي رنجبر فعال سياسي-مدني
60- صيد احمد عزيزي فعال سياسي-مدني
61- نوشين محمدي مدير مسئول نداي جامعه
62- محمد امين بكري فعال سياسي-مدني
63- لقمان رايزن فعال سياسي-مدني
64- اسفنديار ذاكري فعال سياسي-مدني
65- خليل سعيد پور فعال سياسي-مدني
66- حسن برزگر فعال سياسي-مدني
67- سيد حسن سيد زاده هاشمي نويسنده و فعال سياسي
68- جعفر افخمي فعال سياسي-مدني
69- سامان سليماني فعال سياسي-مدني
70- محمد رسول موركي فعال سياسي-مدني
71- فايق دباغي فعال سياسي-مدني و عضو هيئت موسس جامعه كردهاي مركز
72- ابراهيم حسني فعال سياسي-مدني
73- علي برنجي فعال سياسي-مدني
74- مصطفي نقيب فعال سياسي-مدني
75- سيد كمال آزاد منش فعال سياسي-مدني
76- رحيم كريمي فعال سياسي-مدني
77- كاميار آريا فعال سياسي-مدني
78- سيامند بخت آذر فعال سياسي -مدني