۱۳۸۷ مهر ۲۰, شنبه

تبعيض

شعر زير از يك كودك آفريقايي است كه نامزد دريافت جايزه بهترين شعر سال 2005 بود.اين كودك به بهترين وجه تبعيض نژادي را به چالش كشيده است. ناگفته پيداست تبعيض تنها مختص سياهان نيست بلكه با نيم نگاهي انواع و اقسام آنرا در جوامع وبويژه در ممالك جهان سوم از جمله در كشور ما ايران به وضوح وبطور ملموس و مجسم مي بينيم. اگر امروز سياهان در آفريقاي جنوبي از بردگي به سروري رسيده اند؛اگردر اروپا و آمريكا سياهان براي رياست جمهوري كانديدا ميشوند كردها واهل سنت و سايراقليت ها در ايران نه تنها رياست جمهوري بلكه حق ورود به كابينه و تصدي برخي از پستهاي كليدي و حساس در دستگاهاي سياسي،امنيتي،نظامي و انتظامي را ندارند و....

واما شعر كودك آفريقايي:


When I born, I Black

When I grow up,I Black

When I go in Sun, I Black
When I Scared, I Black
When I sick, I black

And When I die, I still Black




And you White fella

When you grow up, you White

When you go in Sun , you Red

When you cold, you blue

When you scared,you yellow

When you sick, you Green

And When you die, you Gray



??And you calling me colored






۱۳۸۷ شهریور ۲۴, یکشنبه

سرنوشت فعاليتهاي مطبوعاتي

قبل از صدور دستور جلب،در 21 شهريورماه سال جاري براي پرداخت جريمه نقدي در اجراي حكم صادره داد گاه كيفري استان كردستان به شعبه سوم اجراي احكام مراجعه نمودم .آنچه بيش از مجموع مراحل دادرسي و دادگاهي و پرداخت جريمه به جرم اقدامات مطبوعاتي وبيشتر از راي غير منتظره وخلاف رسالت هيئت منصفه مطبوعات استان كردستان كه راي به مجرميتم داده بودند موجب عذاب جسم و روانم شد معرفي به پليس تشخيص هويت براي ثبت و ضبط سابقه محكوميت كيفري بود .
ابتدا پس از كش و قوس والبته باحسن خلق و مساعدت افسر كارشناس آگاهي سنندج براي گرفتن عكس آماده شدم تابلويي حاوي شماره (كد)چند رقمي به گردنم آويختند كه تداعي كننده تصاوير مجرمين و محكوماني بود كه همواره در رسانه هاي جمعي همچون مناظري غمناك مشاهده مي كنيم البته اين بار نه بعنوان بيننده بلكه بعنوان محكوم كيفري وبا جرم اقدام عليه امنيت ملي و تماميت ارضي كشور از طريق مطبوعات. سنگيني اين تابلوي بد منظره را بر سينه و گردنم با گوشت و استخوان احساس مي كردم . پس از گرفتن عكس تمام رخ و انگشت نگاري سابقه كيفري ثبت شد.
ناخود آگاه سوابق سياسي و صحنه هاي انتخابات كه بي ارتباط با اين موضوع نيست در ذهنم بروز كردآن زمان ها كه بطور متوالي در دوره هاي مختلف هيئت هاي اجرايي و نظارت بر انتخابات بدون دلايل قانوني و سوابق كيفري صلاحيتم را رد مي كردند اكنون اين فرصت را يافته اند تا با استناد به سوابق كيفري با خيال آسوده وبدون عذاب وجدان (در صورت احساس گناه)آسانتر و سريعتر از فرايند انتخابات خارجم كنندوبه مردم نيز اعلام نمايند سابقه كيفري دارد .
راستي تفاوت متهمان و محكومان مطبوعاتي با محكومان ومجرمان اجتماعي و اقتصادي و ... چيست ؟ آيا ورود به عرصه پر خطر و پر هزينه مطبوعات آنهم بعنوان صاحب امتياز و مدير مسئول هفته نامه كردي-فارسي روژهه لات كه تحقيقا توانسته و مي تواند پاسخگوي بخش مهمي از نيازهاي سياسي وفرهنگي و... مناطق كرد نشين باشد آنهم در محدوديت وبلكه فقدان مطبوعات مستقل محلي مستحق چنين بر خوردي است ؟ آيا در صورت حيات و حضور مجدد در صحنه هاي انتخابات سوابق مطبوعاتي بعنوان حسن سابقه و پيشنيازي براي وكالت مردم تلقي خواهد شديا بعنوان سابقه كيفري و مجرميت صلاحيت نمايندگي مردم را از بين خواهد برد و اهرمي خواهد شد براي حذف ودر نتيجه انتصاب مهره هاي دست نشانده بعنوان نماينده مردم؟
پاسخ اين سئوالات را به آينده موكول مي كنم . آينده اي كه قابل پيش بيني نيست . چه بسا پويايي و تحولات زماني و متغيرهاي متعدد محيطي سوابق سياسي، فرهنگي و مطبوعاتي را نه بعنوان اهرمي براي رد صلاحيت بلكه بعنوان ضرورت وپيش نياز اجراي وظايف وكالت مردم محسوب نمايد يا به عبارت بهتر تشخيص و تصميم نهايي را به مردم واگذار كند.اميدوارم اگر من به چنين دلايلي از حق انتخاب شدن محروم شده ام ويا خواهم شد ده ها و بلكه صد ها نفر مشابه من در جاي جاي اين كشور به حقوق خود برسند واز آن مهمتر حق انتخاب به مردم بر گردد و به اميد روزي كه سرنوشت فعاليتهاي مطبوعاتي اينگونه نباشد.
عبدالله سهرابي
صاحب امتياز و مديرمسئول هفته نامه روژهه لات

۱۳۸۷ مرداد ۲۰, یکشنبه

راههای پیشگیری و مقابله با آتش سوزی جنگلها

مقدمه-
نقش منابع طبیعی وبویژه جنگلها در حیات و بقاء موجودات زنده وبخصوص انسانها برکسی پوشیده نیست این مهم همگام با رشد و توسعه جمعیت و شهر نشینی ازیک سو وتوسعه و پیشرفت، صنعت و تکنولوژی از سوی دیگر اهمییت فزاینده ای یافته است.امروزه معضلات زیست محیطی افکار جامعه جهانی را متوجه خود ساخته است .تغییرات جوی،گرم شدن تدریجی کره زمین ،افزایش گازهای گلخانه ای و آلودگیهای ناشی از افزایش جمعییت وتوسعه صنعت نه تنها دانشمندان وپژوهشگران بلکه مدیران سیاسی ممالک جهان را به تلاش و چاره جویی وادار نموده است دراین فرایند جنگلها بعنوان یکی از ارزشمند ترین سرمایه های ملی بیش از پیش در معرض خطرات و بلایا قرار گرفته است همانگونه شاهد و ناظر هستیم آتش سوزی عمدی وغیر عمدی جنگلها در ایران و بخصوص استان کردستان و شهرستانهایی مانند مریوان وسروآباد یکی از مهمترین عوامل نابودی این سرمایه ملی و انسانی است که با سوء مدیریت تشدید شده است لذا بدرستی وبنا به ضرورت با همت انجمن سبزچیای مریوان این همایش برگذار میگردد بنا به ماهییت موضوع این مقاله تلاش خواهم کرد با رویکرد کاربردی وعملیاتی راه کارهای عملی واجرایی ارایه نمایم.
فصل اول- کلیات
تاریچه و تشکیلات سازمان جنگلها و مراتع کشور-
این بخش برگرفته از کتاب تاریخ علوم منابع طبیعی ایران نوشته دکتر کریم جوانشیر می باشد . در سال 1299 وزارت فلاحت ، سازمانی ابتدایی را در جنگلهای شمال تشکیل داد . وظیفه این سازمان عبارت بوده از :
نقشه برداری جنگلها
تفکیک جنگلهای خالصه از شخصی و تعیین جنگلهای بکر و قابل استفاده از جنگلهای مخروبه و بوته زار
سازمان مزبور که ابتدا مقر ثابتی نداشت و بطور سیار انجام وظیفه می نمود از سال 1302 در شهر مشهد سر سابق بابلسر فعلی مستقر گردید .
سازمان جنگلبانی کشور در سال 1303 به شرح ذیل بوده است :
تشکیلات مرکزی مرکب بوده است از یک کارشناس «فندم هاگن» یک رئیس اداره «میرشمسی» یک مترجم «عزیز بکلو» و چند نفر کارمند .
تشکیلات مازندران و گرگان مرکب از سه مستحفظ و یک قراول جنگل تحت ریاست «هالن شریکو» که مرکز تشکیلاتی آن در بابلسر فعلی بوده است .
تشکیلات گیلان مرکب از سه نفر مستحفظ جنگل و یک قراول جنگل به ریاست «سرکارات» که مرکز تشکیلاتی آن شهر رشت بوده است .
دراواخر 1309 «لوئی نیکه» مستشار فرانسوی جنگل که اداره فلاحت استخدام شده به ایران آمده بود شروع به بازدید جنگلهای شمال نمود . پس از بازدید تغییراتی در وضع سازمان جنگلها داده شد .
در سال 1310 برحسب پیشنهاد نیکه «میرمنصور خمسی» و «هالن شریکو» از سمت خود برکنارشد
هدف و وظائف اساسی سازمان جنگلها و مراتع کشور در تشکیلات مصوب سال 1351 به شرح ذیل بوده است :
هدف-
حفظ و حمایت و احیاء و توسعه و بهره برداری از جنگلها و مراتع و اراضی جنگلی و بیشه های طبیعی و اراضی مستحدثه ساحلی و همچنین حفظ و حمایت و اصلاح خاکهای کشور و حفاظت آبخیزها
وظائف اساسی
حفظ و حمایت و حراست و بهره برداری از جنگلها و مراتع و توسعه جنگلها و مراتع دست کاشت و ترویج جنگلکاری و احیاء جنگلها و مراتع مخروبه
تأسیس و تشویق ایجاد مجتمع های صنعتی و بهره برداری از جنگلها و مراتع طبق قوانین مقررات مربوط
تهیه و اجرای طرحهای بزرگ جنگلکاری و جنگلداری و احیاء جنگلها و مراتع
تأسیس پارک های بزرگ و مجهز جنگلی
طرح و اجرای برنامه های آبخیزداری و حفاظت خاک
ایجاد مراتع و جنگلهای مصنوعی و تعلیم و تربیت کادر لازم برای انجام وظائف
ایجاد قوانین مربوط به جنگلها و مراتع ، خاک ، اراضی ساحلی و قوانین دیگری که با وظائف سازمان جنگلها و مراتع کشور بستگی داشته باشد .
بررسی در زمینه جنگل ، مراتع ، حفاظت خاک و آبخیزها و تثبیت شن های روان
معرفي ساختار سازماني-
ساختار سازماني اداره كل تشكيل شده است از مدير كل و 3 معاونت به شرح ذيل :
معاونت برنامه ريزي و پشتيباني
معاونت فني
معاونت حفاظت و امور اراضي
ادارات روابط عمومي – حراست – ترويج و مشاركتهاي مردمي – امور حقوقي – یگان حفاظت و نيز بازرسهاي فني و اداري بعنوان زيرمجموعه هاي مديريت مشغول فعاليت اند .
در حوزه معاونت برنامه ريزي و پشتيباني ادارات ذيل فعاليت دارند :
اداره طرح و برنامه
اداره امور مالي
اداره امور اداري و پشتيباني
در حوزه معاونت فني ادارات ذيل فعاليت دارند :
اداره جنگلداري و جنگلكاري
اداره فني و مهندسي
اداره مرتع و بيابانزدايي
اداره بهره برداري
در حوزه معاونت امور اراضي و حفاظت ادارات ذيل فعاليت دارند :
اداره حفاظت و حمايت
اداره استعدادیابی اراضی
اداره مميزي اراضي

? What is a wildfire

Wildfire is one of the most destructive natural forces known to mankind. While sometimes caused by lightning, nine out of ten wildfires are human-caused. "Wildfire" is applied to any unwanted and unplanned fire burning in forest, shrub or grass. More than 900 homes are destroyed by wildfires each year.


? How do wildfires spread
In combination, weather, topography and fuel supply determine how destructive a wildfire will be. A fire burns in a patchwork of intensity and as it spreads, it can even create its own weather patterns. Spreading into the crown of the tree, the fire nourishes itself with oxygen drawn from below (like a chimney). Hurled by the convective drafts, floating embers can ignite dry fuel far from the fire.
? Why has there been an increase in wildfires
Past fire suppression policies, including one of "total suppression," which allowed for the accumulation of fuel in the form fallen leaves, branches, and excessive plant overgrowth in forest and wildland areas have contributed to wildfires. In addition, there has been increasingly dry, hot weather, changing weather patterns across the United States, and increased residential development in the wildland/urban interface.
فصل دوم:راههای پیشگیری از آتش سوزی جنگلها-
”پیشگیری بهتر از در مان“ نه تنها ضرب المثل درستی در بهداست و درمان است بلکه در سایر بخشهای زند گی فردی و اجتماعی کارگشاست بدون تردید دراین موضوع نیز پیشگیری مهمتر و مطلوبتر از مقابله با آتش سوزی است به نظر میرسد ماهییت فعالیتهای پیشگیری نرم افزاری بعکس در بحث مقابله نوع اقدامات غالبا سخت افزاریست.به همین دلیل در پیشگیری نیازمند دقت وظرافت واتخاذ تدابیری هستیم برای تفهیم اهمییت مسئله وتغییر در رفتار جامعه.تغییر در رفتار جامعه نیز حاصل ومستلزم تغییر در نگرش جامعه است ودر یک سلسله ارتباط منطقی تغییر در نگرش نیز مستلزم تغییر در دانش است بنابراین در بحث پیشگیری بطور کلی در حوزه علوم انسانی در اولین گام با سه مقوله“ دانش“ ”نگرش“ ”رفتار“ مواجه هستیم ناگفته پیداست بزه کاری ها، کجروی ها،جرم وجنایات و...ومجموعه ی رفتارهای منفی معلول فقدان دانش و نگرش مثبت است موضوع پیشگیری از آتش سوزی جنگلها نیز از این قاعده مستثنی نیست حتی اگر عمدی وآگاهانه ویا سیاسی وامنیتی باشد. تحول در دانش وبینش ورفتار نه تنها در علوم اجتماعی و تربیتی بلکه در احکام ومعارف اسلامی مورد تاکید قرار گرفته است کما اینکه خداوند سبحان در صوره رعد آیه 11 میفرماید ”خداوند سرنوشت هیچ قومی تغییر نمی دهد مگر آن قوم سرنوشت خود را تغییر دهند“
البته کارفرهنگی- آموزشی پر هزینه وزمانبراست واز آن مهمتر متاثر از شرایط سیاسی- اقتصادی است به قول معروف شکم گرسنه خدا را نمی شناسد وقتی مردم سوخت کافی نداشته باشند چوب جنگل می برند وقتی در آمد کافی ندارند از جنگل زمین می سازند ویا برای تامین امنییت جنگل را از بین میبرند لذا همه ی بخشهای جامعه در ارتباطی سیستماتیک بر همدیگر اثر می گذارند وااینجاست که کار پیشگیری از آتش سوزی جنگلها مشکل می شود بااین حال وبا توجه به نکاتی که اشاره شد راهکارهای زیر پیشنهاد می گردد:
1-تشکیل سمینارها و جشنواره هاو اجتماعات و... در مقاطع مختلف زمانی با شرکت اشخاص با نفوذ مناطق روستایی (بویژه مناطق هدف)
2-انجام تحقیقات کاربردی به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز
3- تهیه وتدوین مواد خواندنی و آموزشی،لوح های فشرده،عکس وپوستربر اساس نتایج سمینارها و تحقیقات انجام شده با محتوا و پیام های آموزشی در خصوص اهمییت وفواید و ضرورت حفظ ونگهداری از جنگلها
4-اجرای آموزشهای رسمی و غیررسمی به منظور انتقال یافته ها وپیامهای آموزشی در صورت امکان در قالب آموزشهای رسمی وزارت آموزش وپرورش و نهضت سواد آموزی و توسط NGO ها و افراد علاقه مند
5-انتقال پیامها بوسیله رسانه های جمعی مانند رادیو و تلویزیون،مطبوعات و...
6-تشکیل کانونهای جنگلبانی در سطوح مرکز،استان،شهرستان،بخش و روستا با عضویت اشخاص حقوقی و حقیقی واجد شرایط(در مرکز وزرای جهاد کشاورزی،کشور،اموزش وپرورش ،رییس سازمان جنگلها و مراتع،رییس کمسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی،در استان: استاندار،رییس سازمان جهاد کشاورزی، رییس سازمان آموزش و پرورش، رییس منابع طبیعی،2نفر از نمایندگان استان،در شهرستان:فرماندار،رییس جهاد کشاورزی،رییس آموزش و پرورش رییس منابع طبیعی،نماینده شهرستان در مجلس،دربخش:بخشدار،رییس شورای بخش،رییس منطقه آموزش و پرورش،امام جمعه مرکز بخش،در روستا:اعضای شورای روستا،رییس هر کدام از مقاطع تحصیلی روستا،امام جماعت روستا اجرایی کانونهای جنگلبانی.
8-ارزیابی از عملکردها در پایان هر سال وباز خورد در فرایند اجرایی
7-تهییه اساسنامه و شرح وظایف و دستورالعمل های اجرایی کانونهای جنگلبانی
.
نقش NGOها ومردم -
آنچه تحت عنوان کانون های جنگلبانی پیشنهاد گردید ویا تاریچه و ساختار سازمانی سازمان جنگلها و مراتع کشور بیان شد با این فرضیات بود که دولت و سازمانهای رسمی بر اساس قانون و مقررات ووظایف سازمانی خود عمل می کنند اما آنچه رخ داده است واکنون شاهد این تراژدی غم انگیز هستیم سوء مدیریت وعدم انجام اقامات قانونی و اساسی است
اینجاست که نقش سازمان های غیر رسمی یا همان NGO ها والبته با مشارکت مردم بعنوان یک ضرورت برای پیشگیری و مقابله با آتش سوزی جنگلها مطرح می گردد
شاید بزرگترین مزیت سازمانهای مردمی وغیر دولتی را بتوان در 2مورد خلاصه کرد اول: انگیزه و علاقه دوم: آزادی از قید وبند های بروکراسی اداری
با یک تعریف ساده می توان گفت : سازمانهای غیر رسمی سازمان هایی هسنتند متشکل از تعدادی افراد که با اسنفاده از منابع انسانی و مادی موجود فارغ از ساختار و وظایف مدون اداری بصورت آژاد و داوطلبانه وبا علاقه و انگیزه برای تحقق اهداف مشترک خود فعالیت می کنند
لذا موء لفه های انگیزه،علاقه مندی،هدفهای مشترک،وعدم محدودیت اداری و آزادی عمل (درصورت امکان) موفقیت این سازمانهارا به اثبات رسانده است کما اینکه این سمینار واقدامات مداوم برخی از NGO های مریوان و ضعف عملکرد دستگا های موجود دلیلی بر این واقعیت است
بنابراین با اصلاح بند 6 که به شکلی بروکراتیک برای تشکیلات رسمی پیشنهاد شده بود وانطباق آن با شرایط وماهیت سازمانهای غیر رسمی ، بقیه راهکارها را می توان دردستور کار اینگونه سازمانها قرار داد
بنابراین تشکیلات مردمی نیز میتواند تحت عنوان کانون ویا هر عنوان دیگری در بخش پیشگیری با هماهنگی وسازماندهی وبکار گیری امکانات مادی و انسانی وبخصوص از طریق مشارکت مردم، راهکارهای فوق را دنبال نماید.
فصل سوم – راههای مقابله با آتش سوزی جنگلها-
همانگونه گفته شد بدلیل اهمییت و اولویت پیشگیری نسبت به درمان در بحث مقابله صرفا با مجموعه ای از اقدامات عملیاتی برای مهار آتش سوزی سروکار داریم لذا با پرهیز از اطاله کلام راه کارهای زیر توصیه میگردد:
1- تشکیل ستاد بحران-
این ستاد با عضویت اعضاء کانونهای جنگلبانی که در بحث پیشگیری اشاره شد وشهردار و رییس آتش نشانی شهرستان بصورت دائمی وبصورت ویژه در فصول گرما تشکیل میگردد بدیهی است شرح وظایف ،دستورالعمل و برنامه عملیاتی از ملزومات ستاد بحران است که ظرف مدت یک هفته از زمان تشکیل ستاد تهیه و تدوین خواهد شد.
2- مدیریت بحران -
ستاد بحران زمانی کار ساز است که با مدیریت بحران اداره شود وگرنه شاهد وضع موجود خواهیم بود مدیریت بحران علاوه بر اجرای وظایف مدیریت شامل: برنامه ریزی،هماهنگی،سازماندهی،بکارگیری بهینه منابع و امکانات ،نظارت وکنترل و ارزیابی، باید واجد شرایط ویژه ای مانند قدرت ،قاطعییت، سرعت عمل ،تاثیر گذاری و...باشد
3-تشکیل گروهای عملیاتی-
گروهها وتیمهای عملیاتی سربازان وکماندو هایی هستند برای اجرای عملیات مهار آتش سوزی .لذا انتخاب آنها با رعایت شرایت فیزیکی و روانی بسیار موء ثراست انگیزه و تعهد و اعتقاد و...که از ویژگیهای سازمانهای مردمی بود از مهمترین شرایط این گروهاست

4-آموزشهای تخصصی-
در عصر دانش و تکنولوژی برای انجام امور ساده نیز مهارت و تخصص مورد نیاز است لذا برای مهار آتش که پر خطر وزیان آور است آموزشهای ویژه از ضروریات است.
5-تامین امکانات مالی،تدارکاتی،ماشین آلات و نکنولوژی-
بدیهی است عملیات مهار آتش نیازمند امکانات ویژه است دستگاهای دولتی ذیربط بر اساس ماموریت ورسالت سازمانی اعتبارات و امکانات نسبی در اختییار دارند ضمن قبول عدم کفایت آنها وضرورت تامین امکانات واعتبارات مورد نیاز استفاده بهینه از امکانات موجود صورت نگرفته است
6-رابط های مناطق روستایی-
گرچه آحاد مردم با احساس مسولیت رابطین روستایی هستند اما برای کانالیزه کردن جریان اطلاع رسانی در هرروستا یک نفر داوطلب وفعال وعلاقه مند بعنوان رابط تعیین میگردد تا بطور مستمر با ستاد بحران در ارتباط و اطلاع رسانی باشد
7-تعامل وارتباط و هماهنگی ستاد بحران با مردم مناطق روستایی از طریق تشکیل سمینار،مراسم های مختلف ،جلسات عمومی و... و جلب نظرو حمایت عملی و مادی ومعنوی و همه جانبه آنان در زمان وقوع آتش سوزی .
?how are wildfires battled
Wildland firefighters are faced with the difficult task of containing the sprawling blazes while withstanding intense heat, poor visibility and perils of the wilderness. A combined effort of agencies within the Department of Agriculture and the Department of the Interior includes thousands of full-time firefighters and volunteers, a fleet of engines, planes and helicopters and an array of technology ranging from infrared imaging to shovels.
نتیجه گیری:
1- بحران زیست محیطی مهمترین معضل جهانی ومنطه ای و محلی است.
2- آـتش سوزی جنگبها یکی از مهمترین مشکلات محیط زیست است.
3-مبارزه با آتش سوزی جنگلها را می توان به دو بخش پیشگیری ومقابله تقسیم کرد که بخش پیشگیری مقدم بر مقابله است.
4- تحقیقا وبر اساس شواهد موجود دستگاهای دولتی به وظایف خود در قبال آتش سوزی جنگلها عمل نکرده اند.
5-برای پیشگیری و مقاله با آتش سوزی جنگلها باید بطور تشکیلاتی کانونهای جنگلبانی (جنگلداری)و ستاد بحران را با مشارکت بخشهای دولتی و مردمی تشکیل داد.
6-NGO ها و مردم بدلیل انگیزه ، احساس مسولیت،فعا لیتهای داوطلبانه و آگاهانه و... در پیشگیری و مقابله با آتش سوزی جنگلها نقش بهتر وبیشتری داشته اند ولازم است با سازماندهی و برنامه ریزی بیش از پیش اقدام نمایند.

منابع داخلی-
1- وب سایت سازمان جنگلها و مراتع کشور
2- انتخاب عکسها از:
وب سایت مریوان گالری
وبلاگ کانون سلامت ژین مریوان
وبلاگ انجمن هوژان
وبلاگ جنگلبان
منابع خارجی-
WWW.SMOKEYBEAR .COM
WWW.CBS
NEWS.COM
گذشتگان به ما بخشیدند ما نیزبه آیندگان اهداءکنیم
از توجه شما سپاسگزارم
عبدالله سهرابی
Sohrabi337@gmail.com
www.sohrabi137.blogspot.com

۱۳۸۷ تیر ۱۸, سه‌شنبه

چه بگم که ناگفتنش بهتر است

عبدالله سهرابی
در این روزها گفتن و نوشتن هزینه بالایی دارد بخصوص در شرایطی که یکی از مهمترین مصوبات مجلس تازه کار و تازه نفس ، طرح کلی و قابل تفسیر امنیت روانی جامعه است .من هم هیچ علاقه ای به اعدام و رفتن به سلولهای انفرادی ویا به جمع معتادان و بزه کاران را ندارم، ضمن اینکه مسئولیتهای خانوادگی و تقبل و تحمل هزینه های تحصیلی فرزندانم را جدا از مسئولیتهای مدنی نمی دانم.
از سوی دیگر هزار گفته و نوشته چون یک کردار نیست،آنهم در جامعه ما که همه تئورسین سیاسی-اقتصادی هستند،اما همچنان اندر خم یک کوچه ایم.
بهرحال عصر روز گذشته (هفده هم تیر ماه 87) در یکی از استخرهای تهران با سه جوان کرد تکابی آشنا شدم ،بعنوان کارگر فصلی و برای تامین هزینه های تحصیلی مشغول کارهای خدماتی بودند بسیار ابراز محبت کردند بخصوص یکی از آنان خیلی کنجکاو بود وگفت: شما از نمایندگان سابق مردم کردستان هستید وCDهای شمارا دیده ام ،از شغل فعلی ام پرسید، گفت: گمان نمی کنم به شما مقام ومسئولیت بدهند ولابد باز هم رد صلاحییت شده اید و...
در پایان سانس به صرف چای دعوتم کردند در اطاقکی در گوشه ی استخر که از طریق پنجره ای بطور مستقیم تحت تاثیر رطوبت سونا و جکوزی قرار داشت ،زندگی می کردند.صحبتها و چای صمیمانه و شیرین و دلچسب بود . گفتنیهای زیادی داشتند. یکی از آنان گفت: چه تفاوتی با جوان های تهرانی داریم که اکثرا با ماشینهای مدل بالا مشغول تفریح وخوشگذرانی هستند.آنان با پایینترین رده ی شغلی مسائل سیاسی-فرهنگی را تجزیه و تحلیل میکردند. از فرو ریختن ساختمان 7 طبقه سعادت آباد و کشته شدن جمعی کارگر جوان نه تنها مطلع بودند بلکه از اینکه به دلیل کوتاهی و سوء مدیریت مسئو لان ذی ربط جمعی جوان آنهم اکثرا دانشجو که برای ادامه تحصیل مانند خود آنان ناچار به انجام کار عمله گی بودند وبا بدنی خسته و خوابی عمیق در زیر آهن و آجر مدفون شدند بسیار متاسف و متاثر بودند. از عدالت و برابری و رفع تبعیض سخن می گفتند.
راستی میدانید تقریبا در همه ی میادین میوه و تره بار تهران بزرگ نیازی به زبان فارسی در هنگام خرید نیست ،اگر باور ندارید امتحان کنید در مجموع همه کارگران جوانان تحصیلکرده مناطق کرد نشین وبه ندرت آذری هاو لرها هستند .
پرسشی که مطرح است ،علی رغم وجود معادن و منابع غنی و به قول اقتصاد دانان با وجود عوامل تولید شامل نیروی کار، سرمایه و مواد اولیه علت مهاجرت این جوانان چیست؟ تا کی ادامه دارد؟
وظیفه دولت چیست؟ در آمدها وبخصوص مازاد در آمدهای ناشی از فروش نفت چه کاربردی دارد؟ سرمایه داران محلی بعنوان بخش خصوصی که یک شبه ملیاردر شده اند چه نقشی دارند؟
همه بخوبی میدانیم جمع آوری و انباشت سرمایه مدیون جامعه است وباید بخشی از آن برای ایجاد توازن وبه عبارت دیگر تسریع و تسهیل در فرایند توسعه اقتصادی و رفع فقر و محرومییت به جامعه وبویژه برای حمایت از اقشار محروم برگردد کما اینکه در جوامع پیشرفته و توسعه یافته از یک فوتبالیست تا کسانی مانند بیل گیتس مدیرمایکروسافت بخش عمده ای از درآمد خود را صرف کارهای اجتماعی،فرهنگی وامور خیریه می کنند؟ ما چقدر؟وچگونه؟

۱۳۸۷ خرداد ۸, چهارشنبه

آش همان آَش وکاسه همان کاسه

در شب وروز گذشته صدا وسیما با آب وتاب مجلس هفتم را بدرقه واز مجلس هشتم استقبال کرد تفاوت رفتار و برخورد با مجلس ششم که مورد نفرین و غضب اقتدارگرایان قرار گرفت کاملا آشکار بودضمن اینکه در شرایط تورم وفشار طاقت فرسا بر اقشار فقیر و محروم شادی وشعف و اختصاص یک جلسه علنی به حاشیه ها وعکسهای یادگاری و صرف نظر کردن از استیضاح وزیر بازرگانی هر شهروند ژرف اندیش را متاثر ساخته است با این وضع چند پرسش اساسی در ذهن مردم وبویژه نخبه گان جامعه مطرح است:
1- مفهوم دمکراسی چیست؟

2-نظام پارلمانی چه شرایط و چه الزاماتی دارد؟

3-چقدر اصول و معیار های دمکراسی و انتخابات آزاد در اجرای انتخابات مجلس در ایران رعایت می شود؟

4 -در انتخابات مجالس هفتم و هشتم تا چه اندازه حقوق انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان(کاندیداها و مردم ) رعایت شده است؟

5 - چه نمره ای باید در کارنامه مجلس هفتم ثبت کرد؟وچه انتظاری از مجلس هشتم میرود؟

6-کسانی که با شعار اصلاحات ودر غیاب چهره های شاخص اصلاح طلبان وارد مجلس شده اند چه اندازه به شعارهای انتخاباتی که آنها را روانه مجلس کرد پایبند خواهند بود؟

7-وظایف ویژه نمایندگان کردستان در قبال فضای سیاسی-امنیتی و انواع تبعیض ها واساسا اصول اجرا نشده قانون اساسی چیست؟

وده هاسئوال بی پاسخ دیگر.

خلاصه امروز از رادیو شنیدم اقتدارگرایان بر اساس تصمیم قبلی باتغییر رییس مجلس و تقریبا ثبات دیگر اعضای هیئت رئیسه راه بن بست مجلس هفتم را ادامه میدهند.

گرچه جوجه را آخر پاییز می شمارند اما سالی که نیکوست از بهارش پیداست .
بهرحال از هرچه بگذریم سخن از دوست خوش تر است .شهرهای مرزی ومناطق عملیاتی ومحروم مانند مریوان وسروآباد که طی سال از جان و مال خود مایه گذاشتند چه سهمی از نفت 130 دلاری خواهند داشت؟ در مجلس هفتم
چه طرحهای ملی زیربنایی وارد فازاجرایی شد ؟ودر مجلس هشتم چه جایگاهی در فرایند توسعه سیاسی،فرهنگی واقتصادی خواهیم داشت؟
عبدالله سهرابی
نماینده مردم مریوان و سروآباد درمجلس ششم





۱۳۸۷ اردیبهشت ۳۰, دوشنبه

شهر و شهروند


شهر و شهروند
محمد شعباني[1]

نوشته­اي كه پيش رو داريد به قصد تخريب و اهانت به شخص خاصی نگارش نشده و یک كاوش علمي مبتني بر كار ميداني هم نيست؛ بلكه هدف از نوشتن آن تنها ایجاد انگیزه برای کاوش بیشتر و آشنايي دادن خواننده به برخي از مفاهيم شهر و شهرسازي و روشن نمودن نكاتي است در خصوص مسايل شهري مريوان كه چند روز پيش در مطلبي تحت عنوان «مدیریت شهری در مریوان» نوشته شده به قلم آقاي آرام ويسي، در سایت کانون سلامت ژین مشاهده نموده­ام؛ بنابراین نوشته حاضر در قالب مقاله­ايي با فرمت معمول آن نيست.
باوجود تمام نارسائي­هايي كه در نوشته آقاي ويسي به چشم مي­خورد، جسارت ايشان را كه حساسيت نشان داده، قلم به دست گرفته و مطلبي در رابطه با محل زيست و شهر خود نوشته­اند و نشان از دلسوزي ايشان دارد، قابل ستايش مي­پندارم. ليكن بايد گفت كه متاسفانه مطلب ايشان علاوه بر اينكه با معيارهاي سنجش علمي كمترين همخواني را ندارد، از هرگونه اظهار نظر منطقي نيز بي­بهره می­باشد. به چنين شهروندان دلسوزي توصيه مي­نمايم چنانچه به جای دست بردن به قلم، به ارشاد شفاهي پرداخته و عملاً وظايف شهروندي را در خود و خانواده و اطرافيان خود نهادينه نمايند، مهمترين اثر را در محيط زيست و شهر خود خواهند گذاشت و بسيار جاي تقدير و ستايش خواهد بود.
بايد به اين همشهري عزيزم و نيز خطاب به مدیریت محترم سایت «ژین» كه سایت سودمند و زيبايي را مديريت نموده و اينگونه مطالب را منتشر ميكنند يادآور شوم كه چنانچه هدف شخص، نوشتن مطلبي در قالب­بندي (format) علمي بوده و در آن از چكيده، مقدمه، بيان مساله، مفروضات، اهداف، انگيزه و روش تحقيق سخن به ميان آورده باشد، لازم است قبلاً با مفاهيم هركدام از اين مقولات آشنايي نسبي داشته و بداند كه مثلاً چكيده، نسبت به متن اصلي چگونه قرار گرفته و به چه شكل و محتوا و شامل چند كلمه و پاراگراف باشد؛ نوشته آقاي ويسي از اين حيث محل ايراد و اشكال فراوان است.
گذشته از بحث شكلي و فرمت مطلب مورد اشاره، از نظر محتوا نيز مطلب مذكور بسيار ضعيف بوده و چنين به نظر مي­رسد كه ايشان در باب مسائل شهري مطالعات آنچناني نداشته و با مفاهيم عميق شهرسازي، برنامه­ريزي شهري و مديريت شهري بيگانه ميباشند. جناب آقاي ويسي در نوشته خود تعاريف مشخص و قابل قبولي از شهر، شهروند، مديريت شهري، بافت شهري، بهداشت شهري و مفاهيمي از اين قبيل ارائه نداده و صرفاً به آوردن اسامي و عباراتي از اين دست اشاره نموده، برخی معضلات شهری را بسیار اغراق­آمیز توصیف نموده و به انتقاد از شهر و شهروند و مديريت شهري (شهردار) پرداخته­اند و متاسفانه مانند بسياري از منتقدين ديگر نه تنها هیچگونه راهكار نظري و يا عملي ارائه نكرده­اند بلکه از لابلای عبارات ایشان بوی اهانت به شهروندان نیز به مشام می­رسد.
كاك آرام با آوردن كلمات، عبارات و جملاتي همچون: «...مقاصد سازمان...»، «...بهداشت هوايي...»، «... شهرونداني كه الكي نام شهروند به آنها داده شده...»، «شهر كانون اصلي حمل و نقل است...»، «شهر اشيايي است كه ميتواند مورد تملك و تمسخر قرار گيرد...» و بسياري عبارت ديگر از اين دست، نشان داده­اند كه آشنايي ايشان با مفاهيم شهرسازي در حال حاضر ضعيف و خام است.
البته ايراد به نوشته مذكور دليل بر نبود مشكلات و نارسائيهاي شهري در شهر مريوان نيست بلكه برعكس همه ما حتي به عنوان يك شهروند ساده و نه يك شهرساز، به هر گوشه­اي از اين شهر كه نگاه كنيم، انبوهي از كمبودها و نارسائيها و نابسامانيهاي شهري را در اين شهر كوچك مي بينيم كه نمود آنها نشاني است گويا و غير قابل انكار براي نبود يك مديريت شهري كارآمد پايدار در طول سال­هاي عمر اين شهر. به عبارتي آنچه از چشم­انداز و کالبد كنوني شهرمان به چشم مي­آيد نشان مي­دهد كه مديريتي متفاوت و گونه­گون از سلايق مختلف در دوره­هاي مختلفي از حيات اين شهر در آن حكمراني كرده و از مديريت شهري (به جز يكي دو دوره کوتاه) تنها جمع آوري زباله­هاي شهري را (آنهم به صورتي ناقص) مي­دانسته­اند. به تاكيد اگر به جز اين بود، هم اكنون شاهد سكونتگاه­هاي خودرو در حواشي شهر، جاده هاي خاكي منتهي به شهر، محلات نامنظم، اراضي كشاورزي نابود شده در حواشي شهر، بازار ناهماهنگ و درياچه­اي بي­رونق و در حال نابودي نبوديم. مشكل آنجاست كه هر كس كه كتابي خواند و يا بدتر از آن، هر كس كه رابطيني يافت و بر كرسي مدیریت شهرمان نشست، چنان مي­انديشد كه هرآنچه او مي­گويد حق است و صواب و ديگران بر طريق ناصواب و نابلدند!
به نظر می­رسد که در مديريت محيط و شهر خود هنوز ياد نگرفته­ايم كه مشاركت جو باشيم و از تخصص ديگران و خبره­هاي موجود در هر زمينه و موردي مشورت بگيريم و اين مي­تواند چند دليل داشته باشد: 1. وجود صفت غرور و خودپسندی در شخصيت مدير، 2. وجود زمينه و نيت فساد مالي و مخفي كاري و 3. عدم آشنايي با الفباي مديريت. از سوي ديگر به عنوان شهروند نيز عادات شهري پسنديده و مترقي گذشته­هاي خود را از ياد برده و در راه يادگيري آموزه­هاي نوین و امروزی نيز توفيقي نيافته­ايم. هنوز شهروندان قديمي اين شهر، خوب به ياد دارند كه چگونه خانم­هاي شهرنشين هر روز صبح زود و يا آخرهاي شب پس از ديد و بازديدهاي شبانه، حريم خانه خود در كوچه را آب پاشي نموده و جارو مي­كردند؛ و به اين ترتيب از طريق انجام وظايف فردي، يك مشاركت عمومي شكل گرفته كه در نتيجه آن كل كوچه­هاي شهر تميز و باصفا مي­نمود.
البته بايد اذعان كرد كه برخي از معضلات شهر ما در ميان همه شهرهاي كشور عموميت داشته و تنها مختص به شهر مريوان نيستند. از یکصد سال پیش در این کشور نهادي به نام بلديه يا شهرداري امروزي برپا نموديم تا محيط شهريمان را مهياي سكونت آرام­بخشي بنمائيم، ليكن قوانين ناكارآمد و غيرشفاف از يك طرف و سپردن هرگوشه­اي از عرصه مديريت پهناور شهري به سازماني و نهادي و ضعف در همه جوانب اجرائي برنامه­هاي شهري، تاكنون موانعي جدّي بر سر راه اين مهم بوده­اند.
برادر من؛ شما در پاراگرافي كه بحث از مهاجرت كرده­ايد، مريواني­هاي به قول خود «اصيل» را چنان با «فقرا» برابر نموده­ايد كه گويي مهاجرانِ وارده به اين شهر، جلو آنان را سد كرده و قدرت تجارت، بازرگاني و يا صنعتگري (البته اگر باشد!) را از آنان گرفته و در نتيجه فقير شده­اند!
تا آنجايي كه دانش بنده قد مي­دهد در شهر اصولاً بحث اصيل و غير اصيل جايي ندارد و آنچه كه در افواه عموم باب شده است، فاقد توجيه علمي است. از ديدگاه صاحبنظران در مسايل شهري و خصوصاً جغرافيدانان شهرشناس، شهرها همانند موجودات زنده متولد مي­شوند، رشد و نمو دارند، پير مي­شوند و سرانجام محتمل است كه بميرند. آنهايي كه به ساكنان اصيل شهرت يافته­اند همان ساكنين اوليه شهرها هستند كه ممكن است بر اساس پايگاه فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي خود، به مرور زمان چندين بار در همان شهر جابجا شده و يا به نقاطي خارج از آن شهر مهاجرت نمايند.
اصولاً محيط­هاي شهري، دربرگيرنده محلات خاص و يا به عبارت بهتر مناطق شهري متفاوت و گوناگون مي­باشند و هر كدام ممكن است كاركردهاي خاصي داشته باشند كه با ساير قطعات متفاوت باشند. به طور كلي در منطقه­بندي شهري(Urban zoning) با توجه به كاركرد مشخص هر منطقه، شهر به مناطق صنعتي يا كارگاهي، خدمات اداري، تجاري، مسكوني و ... تقسيم مي­شود. در داخل مناطق مسكوني شهرها، بحث جدايي گزيني اكولوژيك مطرح مي­شود كه خود نتيجه و بازتابي است از پارامترهايي چون درآمد خانوار، پايگاه اجتماعي، وابستگي­هاي قومي، نژادي و مذهبي شهرنشينان.
در شهرهاي كوچكي همچون مريوان جدايي گزيني اكولوژيك، بيشتر ناشي از مسائل اقتصادي و در نهايت قومي و قبيله­اي است و شكل گيري محلاتي تحت عناوين بهاران(با منشاءاقتصادي) بلچه سوريها، اوراميها، ميانه ايها و سردوشيها(با منشاء قومي و قبيله­اي) از نمونه­هاي بارز اين پديده در شهر مریوان مي­باشد.
در جایی نیز نویسنده محترم با همان کلام همراه با اغراق خود به «اسکیت سواران و دوچرخه سواران» اشاره می­کند و تو گویی که اینها بسیار برای حیات شهری خطرناک و مضر هستند؛ غافل از اینکه در دنیای پر هیاهوی شهری امروز و رواج خارج از گنجایش انواع اتومبیل­ها در شهرها، این یکی از آرزوهای دست نایافتنی برنامه­ریزان شهری است که شهروندان در آمدوشدهای روزانه و کوتاه خود از این وسیله نقلیه تمییز (دوچرخه) استفاده نمایند.
در خاتمه آرزو می­کنم که در آینده شاهد نوشته­های با محتوای علمی بیشتری از همشهریان فاضل و دلسوز خودمان باشیم.


تهران- اردیبهشت 87
ایمیل: mshabani32@yahoo.com


[1] . كارشناس ارشد برنامه­ريزي شهري و منطقه اي

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۵, چهارشنبه

طلوع و غروب روژهه لات

دوران نمایندگی مردم در پارلمان فرصت و موقعیت تاریخی برای پیگیری اهداف و دفاع از خواسته هادرابعاد وزمینه های مختلف سیاسی،فرهنگی،اجتماعی ،اقتصادی و...است.وقتی در یک فرایند پرفرازونشیب و نفس گیر،پس از ردصلاحیت ها علی رغم فشارها وکارشکنی ها وارد مجلس ششم شدم بخوبی واقف بودم این فرصت تاریخی آسان وارزان بدست نیامده است که آسان وارزان از دست برود.درنتیجه همگام وبه موازات فعالیتهای عمومی وزیربنایی با علم به ضرورت واهمیت نشریات کردی در توسعه سیاسی -فرهنگی بویژه در شرایط موجود،با تکیه بر پیشینه فرهنگی-آموزشی خود درخواست صدور مجوز هفته نامه کردی-فارسی را با عنوان روژهه لات به مقامات مسئول ارائه دادم. فضای نسبتا مطلوب دوران اصلاحات موجب صدور مجوز شد.
کمبود امکانات مالی-تدارکاتی ازیک طرف و مشاغل وسیع و نامحدود نمایندگی مردم از طرف دیگر راه اندازی روژهه لات را با تاخیر روبرو ساخت بعلاوه مصمم به انتشار نشریه ای وزین و پرمحتوا با تیم حرفه ای توانمند بودم.سرانجام هیئت تحریریه کم تعداد با کمترین منابع مالی تدارکاتی فعالیت خودرا آغاز نمود.
طلوع روژهه لات در اوایل دی ماه 1382 خاطره بیادماندنی وزینت بخش کیوسک روزنامه فروشی های مناطق کردنشین شد. دیری نپایید در میان نخبه گان،اندیشه ورزان وروشنفکران در مناطق کردنشین بلکه درسطح ملی وخارج از مرزها جایگاه خود را یافت واز همان ابتدا به جمع مطبوعات مجلس شورای اسلامی پیوست نه تنها نمایندگان کرد بلکه مورد استقبال اعضای دیگر فراکسیون های جریان اصلاحات قرار گرفت.
روژهه لات بصورت دو هفته نامه بارویکرد سیاسی-فرهنگی وبامحتوای علمی -ادبی-فلسفی وبا استفاده از متدهای مدرن ونوین روند رو به رشد وتکاملی خود را آغاز کرد.با وجود تحولات سیاسی وقلع و قمع اصلاح طلبان وفراکسیون نمایندگان کرد مجلس ششم راه صعب العبور خود را ادامه داد وبا استفاده از شبکه انترنت امکان دست رسی همگان به همه ی محتواو صفحات آن فراهم شد.تا اینکه در اسفند 83 با شکایت نیروی انتظامی استان وبه اتهام اقدام علیه امنیت ملی بعنوان صاحب امتیاز و مدیر مسئول به دادسرای عمومی سنندج احضار شدم. دفاعیات مستند و مستدل موجب تبرئه من و هفته نامه شد
در مهر ماه 1385 هیئت تحریریه بازداشت وغروب زود هنگام روژهه لات فرا رسید گرچه ابتدا اتهامات متهمان مالی بود اما دیری نپایید پرونده ای تحت عنوان مدیرمسئول و صاحب امتیاز به اتهام اقدام علیه امنیت ملی وترویج ناسیونالیسم کردی تشکیل و پس از پنج بار احضار وطی مراحل دادرسی ودادگاهی سرانجام دادگاه نهایی با حضور هیئت منصفه وقضات و مستشاران ونماینده دادستان و وکیل مدافع ومتهمان وبا حضور اندک خبر نگاران در 15 بهمن ماه 1386 تشکیل شد رییس دادگاه ضمن ایجاد فضای مطلوب وتامین حقوق متهمان پس از حدود پنج ساعت ختم جلسه را اعلام تا هیئت منصفه رای خودرا مبنی بر مجرمیت متهمین اعلام نمایند گرچه بنا شد پس از یک هفته رای دادگاه ابلاغ شود اما به نیمه دوم فروردین ماه 87 وپس از انتخابات مجلس هشتم موکول شد! حکمی که علاوه بر جریمه نقدی متهمان لغو امتیاز روژهه لات را بهمراه داشت در این فرایند ذکر چند نکته قابل توجه است:
1-در دنیای بدون مرز امروزودر عصر IT و انترنت که دست رسی به اطلاعات با هر کمیت وکیفیتی برای همگان به سهولت امکان پذیر است توقیف مطبوعات آنهم از نوع کردی که با وجود زمینه های فرهنگی وحضور نخبه گان ومحدودیت شدید نشریات محلی ،ودرشرایطی که کمتر کسی امکان وتوان واصولا جرات ورود به حوزه مطبوعات را دارد چگونه میتوان توجیه کرد.ضمن اینکه تامین نیازهای فرهنگی و مطبوعاتی در داخل مرزها برای امنیت و حیثیت نظام جمهوری اسلامی بسیار بهتر از جستجوی آنها در آنسوی مرزهاست.
2-ورود به حوزه های سیاسی،فرهنگی و مطبوعاتی مستلزم آمادگی برای محاکمه وچشم پوشی از رفاه و محرومیت از مقام و موقعیت اداری است .این واقعیت نه تنها در مورد نمایندگان مجلس صادق است بلکه علاوه بر موارد فوق رد صلاحیت وخروج از پروسه انتخابات را نیز بهمراه دارد در حقیقت این دسته از نمایندگان بطور مضاعف و همزمان با دو نوع محکومیت روبرو می شوند یکی در دادگاه و دومی در شورای نگهبان ودر نتیجه دو نوع محرومیت دارند یکی خروج از عرصه مطبوعات ودومی خروج از مجلس شورای اسلامی.
اما خارج از این موضوع ولی مرتبط با آن میتوان نمایندگان مجلس را به سه گروه تقسیم کرد .گروه اول تعدادی محدود ریسک پذیر و منتقد وفعال در عرصه های سیاسی- فرهنگی که غالبا چنین سرنوشتی دارند دوم گروهی که تابع قدرت وبه تعبیری وکیل الدوله هستند .سوم گروهی که کرسی نمایندگی را برای کسب ثروت وجاه مال خود واطرافیان تصرف کرده اند .بنابراین گروه اول مجازات میشوند اما گروه های دوم وسوم در حاشیه امن به مقاصد خود می رسند .تجارب مجالس هفتم وهشتم نشان میدهد که پرونده های کیفری وحقوقی وزد وبندهای مالی واقتصادی و... مانعی برای کسب کرسی پارلمان ومقام و ثروت ایجاد نمی کند.
3-آنجه بعنوان یکی از تلخ ترین خاطرات عمر سیاسی-فرهنگی در روح وروانم نقش بست محکومیت دادگاه یا رد صلاحیت توسط شورای نگهبان نبود بلکه عدم اراده واختیار واعمال وتن دادن به تبعیض در رد صلاحیت ها توسط هیئت اجرایی انتخابات مریوان بعنوان معتمدین مردم واز آن بد تر به فاصله یک هفته مجرم شناخته شدنم توسط هیئت منصفه مطبوعات استان کردستان بود که فلسفه وجودی آنان بعنوان نمایندگان مردم دفاع از مطبوعات محدود ومظلوم کردی است یا حداقل داوری با حق وانصاف است که بدون تردید رای و نظر رییس دادگاه عادلانه تر از رای و نظر آنان بود .ضرب المثل درستی است که:
هرچه را بگندد نمکش زنند وای به روزی که بگندد نمک
البته آنجه مسکن این درد های مزمن تاریخی ما کردهاست رشد روز افزون آگاهی وتوسعه سیاسی- فرهنگی مردم ماست که همواره مدیون حمایتهای آنان بوده وهستم.
4-بی انصافی است اگر نقش موثر و دفاعیات محکمه پسند دکتر صالح نیکبخت را در فرایند دادرسی ودادگاهی پرونده روژهه لات نادیده بگیریم.
بهر حال روژهه لات از طلوع تا غروب 66 شماره رابطور منظم به مردم آگاه مناطق کرد نشین وبطور خاص روشنفکران ونخبه گان کرد وغیرکرد در درون وبرون مرزها تقدیم کرد لازم میدانم بعنوان صاحب امتیاز ومدیر مسئول روژهه لات از صاحبان قلم و اندیشه که بطور مستقیم و غیر مستقیم با ارسال مقالات واعلام نظرات وانتقادات در غنای ساختارومحتوای روژهه لات نقش مثبت و مطلوب داشتند وبطور کلی از مردم قدر شناس کلیه مناطق کرد نشین از شمال تا جنوب که همواره حامی و مشوق نشریات کردی وبویژه هفته نامه روژهه لات بودند سپاسگذاری کنم .همینطور لازم میدانم از تیم زبده وحرفه ای هیئت تحریریه و نیروهای ستادی و پشتیبانی آن که بدون اغراق فصل نوینی با تبحر و نو آوری در عرصه وتاریخ روزنامه گری کردی گشودند تشکر و قدردانی نمایم.
هر طلوعی غروبی داردوهر غروبی در انتظار طلوعی دیگر است.به امید طلوع دوباره روژهه لات.
عبدالله سهرابی صاحب امتیاز ومدیر مسئول