زریبار
چهارشنبه ۱۱ ژانویهٔ ۲۰۱۲
شب خاطره ها
هنوز در كماي حمله نيروهاي انتظامي بوديم در ساعت 11:30زنگ موبايلم به صدا درآمد. بفرماييد: از فرمانداري مريوان تماس ميگيرم لطفا تاساعت 3 بامداد براي دريافت برگه رد صلاحييت تان مراجعه كنيد.به هرحال با مريوان تماس گرفتم ازطرف من دريافت واعلام وصول وبه منزل فاكس كردند.عنوان شده است : برابر تصميم هيات اجرايي مركز حوزه انتخابيه مريوان وسروآباد به استناد بند 3 ماده 30 قانون انتخابات مجلس شوراي اسلامي صلاحيت شما رد شد. طبق آيين نامه اجرايي قانون انتخابات موضوع بند 3 وابستگي به احزاب و گروهاي غير قانوني است حال من عضو كدام حزب و گروه غير قانوني بوده ام معلوم نيست وخودم هم خبر ندارم. بزاريد در كمال صداقت اعلام كنم نه تنها ناراحت نشدم بلكه بسيار خشنود هم شدم گرچه در صورت تاييد صلاحيت به راي مردم فهيم مريوان وسروآباد يقين داشتم اما از اينكه از پروسه ي انتخاباتي غير آزاد وغير دمكراتيك رهايي يافتم مايه خرسندي است البته اين سخن به معناي اظهار پشيماني از كانديداتوري نيست كانديداتوري من امري آگاهانه و هدفمند در سخت ترين شرايط براي ايفاي نقش در مجلسي بود كه پيش بيني مي شود صرفا با حضور جمعي يكدست و هم سنخ تحت عنوان نمايندگان ملت تشكيل شودو پشتوانه آنان نيز راي جمع نسبتا كثيري از ايل وطايفه كانديداهاي بدون فكر وبرنامه ووابسته و مطيع وهمچنين مستمري بگيران كميته امداد و بهزيستي كه به عنوان نمونه ومتاسفانه در شهرستاني مانند سروآباد بيش از 80 درصد جامعه را پوشش مي دهد ،مي باشد. با علم به اين حقايق و واقعيت هاي تلخ وبا قبول همه ريسك ها وانتقادها براي ايفاي نقش موثر ودر اختيار گرفتن تنها تريبون ملت كه در تصاحب قدرت و اسباب ثناگويي است،پس از تجزيه وتحليل وراي دوستان ودر خواستهاي مردمي وارد عرصه شدم آشكار است تصميم گيري در چنين شرايطي بسيار مشكل است.و اتفاقا در صورتي كه فيلتر هاي اجرايي ونظارتي اجازه دهند در چنين شرايطي حضور و ايفاي نقش معنا پيدا مي كند. از يك سو انتخابات غير آزاد وورد به مجلسي با اين مشخصات وتصميم به ايفاي نقش در لباس نماينده حقيقي ملت كورد واز سوي ديگر تحمل انواع انتقادهاي مخرب حتي از طرف دوستان نزديك وبويژه همكاران سابق كه خود شان شيخ بدون كرامت وعالم بدون عمل وهمواره گوش به فرمان جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين هستند تا مشق شبي بنويسند و نسخه اي مصرف كنند كه نه تنها معالج درد هاي ملت تحت ستم ما نيست بلكه نقش مسكن را نيز ندارند، تا افراد تنگ نظر و گمنامي مانند گويلي ها (يادداشت نامبرده در سايت هاي بيان و بياني)كه سابقه كارفرهنگي-آموزشي و كارشناسي شركت ملي نفت را از جرايم و اتهامات بنده محسوب كرده اند.
به هر حال كلكسيون رد صلاحيت هام روز به روز تكميل تر ميشود.بي گومان تاريخ قضاوت خواهد كردبه چه جرمي حق انتخاب شدن وانتخاب كردن صلب مي شود وبه اجبار براي دوره هاي متمادي تنها تريبون و جايگاه ملت محروم ما به كساني واگذار مي كنند كه كارنامه مردودي و سرشار ازضعف وزبوني در سوابق خود دارند بي ترديد ابراز لطف واعتماد مستمر مردم آگاه مريوان و سروآباد به اين خدمت گزار خود بيش از آنكه ناشي از خدمات ناچيزم در مجلس ششم باشد ناشي از ضعف عملكرد وبلكه... نمايندگان فعلي وقبلي است كه با وجود اعتراضات مردمي و خودجوش مردم مريوان در انتخابات مجلس هفتم هنوز هم تشنه قدرت وثروتند.من در مقامي نيستم وچنين جسارتي نمي كنم براي مردم آگاه مريوان و سروآباد تعيين تكليف نمايم البته شك وترديدي هم در تصميم ورفتار وعملكرد آگاهانه آنان در انتخابات را ندارم .
عبدالله سهرابي
یکشنبه ۸ ژانویهٔ ۲۰۱۲
2 Jan 2012 Larger FontFont SizeSmaller Font Bookmark and Share ارسال خبر به دوستان چاپ خبر
kurdane.com
کردانه: در شرایطی که اصلاح طلبان و احزاب کردی انتخابات را تحریم و یا شرکت نمی کنند جبهه متحد کرد در اطلاعیه ای خواستار شرکت در انتخابات شد در این رابطه با یکی از اعضای این جبهه آقای عبدالله سهرابی که خود را نامزد نمایندگی کرده است مصاحبه دارم که توجه شما را به ان جلب می کنم آقای عبدالله سهرابی: مواضع جبهه متحد كرد توسط سخن گوي جبهه (آقاي د فرهمند ) بيان ميگردد.اما اجازه بدهيد بنده اطلاعات خودم را در اختيار شما و بينندگان عزيز سايت وزين كوردانه قرار بدهم.
آقای عبدالله سهرابی چند نفر از طرف جبهه متحد کرد نام نویسی برای انتخابات کرده اند؟
آنچه اطلاع دارم فعلا جبهه در مورد من و آقاي حاصل داسه براي حوزه هاي مريوان و پيرانشهر به نتيجه رسيده است. در خصوص ساير حوزه ها به شرايط و ويژگيها و اهداف وبرنامه ها ومواضع سياسي كانديداها بستگي دارد.
آیا این خوش خیالی شما و دوستان جبهه متحد نیست که فکر می کنید شورای نگهبان شما را تائید نماید؟
بحث جديدي نيست من خودم كلكسيوني از ردصلاحيت هارا دارم فقط يك بار آن هم همه مخالفان و موافقان در انتخابات مجلس ششم تاييد شدند وهمين موجب شد تا پس از ورود به مجلس اولين فراكسيون وتاكنون آخرين آنرا تشكيل دهيم عملكرد ونتايجش هم گوياست وقتي به عنوان نماينده هم ردصلاحيت شديم همراه مرحوم مهندس ادب ود جلاليزاده در متينگ معروف وتاريخي سرد خانه سنندج مواضعمان را براي مردم كردستان بيان كرديم آمار و نتايج انتخابات مجلس هفتم مستند در آشيو ها موجود است مردم مريوان در حركتي كاملا خود جوش در اعتراض به رد صلاحيت ها كليه ستادهاي انتخاباتي را بستندوكمترين مشاركت تاريخ انتخابات ايران را به ثبت رساندند به نظر شما اين مشاركت ها وحضور در مجلس ششم ومبارزات پارلماني وسپس رد صلاحيت در روند سياسي ومدني يبيشتر موثر بود يا قهر و تحريم بدون نتيجه 32 ساله؟ كه هميشه جامعه محروم و فقير تحت پوشش كميته امداد وبهزيستي و...در حاشيه شهرها وروستا ها مشاركت كرده اند ودر اين دوره هم خواهيد ديد.
بنا براين حق بدهيد كه ما واقعيت ها را با گوشت واستخوان احساس مي كنيم با درد ورنج مردم شريكيم وهيچ وقت به آنها خيانت نمي كنيم.
در شرایطی که اصلاح طلبان و احزاب کردی انتخابات را تحریم و یا شرکت نمی کنند جبهه متحد کرد آیا به دنبال داغ کردن تنور استبداد حکومتی نیست؟
البته اصلاح طلبان از عبارت تحريم پرهيز دارند فقط عنوان كرده اند ليست نمي دهند يا بعضا گفته اند شركت نمي كنند اما به صورت انفرادي نمايندگان فعلي وقبلي وبرخي دگر ثبت نام كرده اند.
نخير به هيچ عنوان جهه متحد كرد به دنبال داغ كردن تنور ديكتاتوري نيست بلكه در پي منافع و صلاح مردم با رويكرد واقع بينانه است بيش از 5000 نفر شركت كرده اند كه بخشي از آنها اصلاح طلب وبخشي مستقل والبته بخش بيشتري از اصولگرايان هستند اولا آمار كمي نيست ثانيا به نظر شما حاكميت نمي توانست دو و بلكه سه برابر اين آمار از نيروهاي وفادار خود را كانديدا كند؟ ثالثا حضور دو نفر از جبهه متحد كرد كه به قول شما وبه احتمال زياد رد صلاحيت مي شوند در ميان اين آمار به معناي داغ كردن تنور انتخابات است ؟
اصلاح طلبان معتقد هستند هر کسی که نامزد شده است اصلاح طلب نیست نظر شما در این رابطه چیست؟
شما بهتر ميدانيد ما كردها قبل ازاينكه كلمات اصلاحات و اصلاح طلبي در دوم خرداد 76 وارد ادبيات سياسي ايران شود از همان ابتداي انقلاب اصلاح طلب بوديم من در سالهاي 60 و61 دو بار تاپاي اعدام پيش رفتم با اين حال ما اصلاح طلبان را به خواسته ها وحقوق معوقه ملت كرد نزديكتر مي دانيم وهميشه در تعامل وهمكاري با آنان البته در راستاي منافع مردم بوده ايم اما متعهد نيستيم هر موضعي اتخاذ كردند ما صرفا دنباله رويي كنيم مگر چند نفر از همكاران سابق ما كه عضو احزاب اصلاح طلب هستند. متاسفانه در بسياري موارد در قبال ظلم ها وجفاها به ملت كرد واز جمله در همين كشتاربي رحمانه جمعي ازروستائيان مظلوم كرد توسط رژيم ديكتاتوري تركيه سكوت كرده اند به هر حال آزادي وعدالت و دمكراسي براي همه انسان ها در ايران و جهان ودر پرتو آن حقوق و مطالبات ومنافع ملت كرد براي ما اولويت دارد.
نمایندگان اصلاح طلب در مجلس ششم که اکثریت داشتند نتواستند کاری پیش ببرند و تسلیم حکم حکومتی شدند، در شرایطی که حکومت رفسنجانی ، خاتمی، کروبی و موسوی را زندانی و از عرصه فعالیت سیاسی منزوی کرده است حال اگر شما و نفر دیگر جبهه متحد حتی وارد مجلس شوید چه کار خواهید کرد؟
البته اگر اصلاح طلبان قدر راي دوم خرداد را مي دانستند و يا بر سر مواضع خود مستحكم و استوار بودند به آساني مجلس و دولت را واگذار نمي كردند. مشكل و ضعف از خود اصلاح طلبان بود گرچه مبارزات و افكار شخصيت هاي ممتاز اصلاح طلبان مانند موسوي و خاتمي و... والبته كروبي كه خودم در حمايت از ايشان بيشتر شهرهاي كردستان را در انتخابات 88 رفته ام وبه همين خاطر مورد انتقاد بودم بايد ستايش نمود.
بعضی از دوستان در پیامهای که بعد از بیانیه جبهه متحد فرستاده اند اعلام کرده اند تشکلی به این اسم دیگر وجود خارجی ندارد اگر اینطور نیست این جبهه توسط کی اداره و رهبری می شود?
جبهه متحد كرد با محوريت مرحوم مهندس ادب وبا فعاليت جمعي از دوستان در پاييز 1384 تاسيس شد از همان ابتدا از طريق مراجع قانوني پيگير اخذ مجوز است واكنون نيز در حال پيگيري است اساسنامه و اهداف ومنشور آن قبلا منتشر وبه وزارت كشور ارائه شده است.واكنون آقاي دكتر فرهمند دبير وسخنگوي جبهه است.
نتيجه كلي: حضور حتي يك نماينده به شرط اينكه نماينده واقعي مردم وآگاه وشجاع ومتعهد به حقوق و مطالبات ملت باشد وتريبون مجلس را كه در انحصار قدرت است به ملت باز گرداند بهتر از تحريمي است كه طي 32 سال گذشته به استثناي مجلس هفتم بدون نتيجه بوده است.
نویسنده نظر: سروەی٢ |2 Jan 2012 - 17:02
نگاه و رفتار دوستان جبنهە متحد کورد منطقی و اصولی است.
چرا کە این جبهە مشکلات و معضلات جامعە کوردی در ایران را بر پایە برداشتهای خود می بیند او آنها را ارزیابی میکنند.نگاه این جبهە انقلابی نیست بلکە رفرمیستی است.این است تفاوت اساسی میان گروههای کوردی خارچە نشین انقلابی و همفکرامشان.
تحریم کردن هر گونە انتخاباتی در ایران هیچ چیزی را تغییر نمیدهد کە بە نفع مردم کورد در ایران باشد .
اما همانطوریکە روند تحولات سیاسی در طی ٣١ سال گذشتە نشان دادە است جریان رفرمیستی کوردهای داخل ایران با وجود خطرات گوناگون و تقبل آگاهانە آن،قدمهای بسیار مفیدی را برداشتەاند کە دستاوردهای آن سرمایەهای ارزشمندیست برای مردم کورد در ایران.هنوز بزرگداشت و قدر دانی کوردها و شخصیتهای و گروههای دیگر ایرانی غیر کرد در مراسم خاکسپاری بزرگمرد رفرمیست کورد بهاالدین ادب نمایندە مجلس و بنیانگذار جبهە متحد کرد،از یادها نرفتەاست.این خود دلیلی است بر کارایی رفرمیستهای کورد داخل و دور بودن گروههای انقلابی و رادیکال کورد داخل و خارچ. sarbastashti@yahoo.com
نویسنده نظر: ئارێز|2 Jan 2012 - 13:43
بهڕاستی ئهمانه ههلپهرستن! جهنابی سوهرابی و حاسڵ داسه! بهتهنیا نوێنهریهکهیان دهوێت و دهزانن حکومهتیش رهنگه به هۆی زۆرترکردنی بهشداربووان ههندێ مۆرهی سووتاو بهێنێته گۆڕهپانهوهو پهسهند بکرێن! بۆخۆشیان دهزانن که هیچیان پێناکرێت. بهداخهوه ههڵوێستی بهرهی به ناو یهکگرتوو زۆر ناشیانهو ناسیاسی بووه!
چهارشنبه ۳۰ نوامبر ۲۰۱۱
رۆژههڵاتی کوردستان له نێوان دوێنێ و ئهمڕۆدا
عهبدوڵڵا سۆهرابی: کێشهی کورد، کێشهیهکی ئایینی نهبووه و نیه، بهڵکوو کێشهیهکی نهتهوایهتی و مافی چارهنووس و پێکهوه ژیان و ئازادی و عهداڵهت و داخوازی سیاسی و کولتووری و ئابوورییه.
وتووێژ لەگەڵ عهبدوڵڵا سۆهرابی، نوێنهری پێشووی مهجلسی شورای ئیسلامی له خولی شهشهمدا
afrasyab-gerami.jpg
ئامادە کار: ئەفراسیاب گرامی
هەلومەرجی سیاسیی كوردستان لە بەر جوگرفیای دابەشكراوی سیاسی و ژیۆپۆلتیكی سەخت، بەردەوام لە رەوشێكی نالەباردا بووە. ئەم بارودۆخە بە درێژایی چەندین سەدە بەردەوام بووەو به مێژوویهکی خوێناویدا تێپهڕیوه، بزووتنهوهی کورد بهمهبهستی دیاری کردنی مافی چارهنووس و گهیشتن بهمافه سیاسی و کۆمهڵایهتییهکانی خۆی له ئاکامی ئهم بارودۆخهدا سهری ههڵدا. ههدهف لهم زهنجیره وتووێژه لهگهڵ کۆمهڵێک له چالاکانی رۆژههلاتی کوردستان ، خهسارناسی و دۆزینهوهی هۆکارهکانی سهرههڵدانی بزووتنهوهی سیاسی کورد له رۆژههڵاتی کوردستان، دهرفهت، سهرکهوتن، شکستهکان و ئاسۆی پرسی کورد له رۆژههڵاتی کوردستانه. سهرهتا وهک دهروازهیهک بۆ چوونه نێو باسهکهمانهوه، بزووتنهوهی کورد له روانگهی کۆمهڵناسی سیاسییهوه چۆن پێناسه دهکهن؟
عهبدووڵڵا سۆهرابی: من له باری کۆمهڵناسیدا پسپۆڕ نیم؛ بهڵام روونه ههر کۆمهڵگایهک به گوێرهی شهرایهتی رابردوو و ئێستا و گهڵاڵهو پلانهکانی بۆ داهاتووی ههڵسوکهوت و رۆڵ و چالاکیی خۆی به پێی پێویست و له بواره جیاوازهکاندا و به کهڵکوهرگرتن له دهرفهتهکان، به تایبهت له باری سیاسی و کولتوورییهوه نیشان ئهدا.دیاره له ههر کات و شوێنێکدا که گرووپێک بچووک یان مهزن به زهروورهت پێکهوه دهژین سیستمێکی فهرمی یان نافهرمی بۆ خۆیان پێک دێنن و سهبارهت به رابردوو داهاتوویان و ههروهها بۆ گهیشتن به ئامانج و مافه رهواکانیان تێ دهکۆشن و ههر کاتێک دهسکهوت و مافهکانیان له مهترسیدا بێت، بهرگریی و بزووتنهوه و راپهڕین دهکهن.
دیاره میللهتی کوردیش وهکوو کۆمهڵگایهک به رابردوویهکی پڕ له رووداو ئهزموونی خۆیهوه و له دنیای بێ سنووری کۆمهڵگای ئینسانی ئهمڕۆدا نهیتوانیوه و ناتوانێ سهبارهت به ماف و بهرژهوهندییهکانی چالاک نهبێت. بۆیه ههر وهک له مێژووی گهلی کورددا دهبینین به تایبهت له سهدهی بیستدا له ژێر کاریگهریی شۆڕش و ئاڵوگۆڕی وڵاتهگهورهکاندا و بهتایبهتی شهڕی یهکهم و دووههمی جیهانیدا زۆرترین بزووتنهوهو راپهڕینی بۆ بهرگریی له مێژوو و کولتوور و گهیشتن به ئازادیی و عهدالهت و مافهرهواکانی نیشان داوه.
پێویسته ئاماژهی پێ بدهین پیش ئهوهی بزووتنهوهی کورد سیاسی بێت یان له ئاڵوگۆڕی جیهانی کاریگهریی ههبێت، زهروورهتێکی میژوویی و ههڵقوڵاو له ناخ و نێوهرۆکی کۆمهڵگای کوردهوهیه.
سهدهی بیستهم بۆ کورد، سهدهی سهرکهوتن و شکهستهکان بوو.
بزووتنهوهی کلاسیکی کوردی هاته بازنهیهکی دیکهوه و ئهحزابی سیاسی درووست بوون، بهگشتی بهستێنه سیاسییهکانی ئهوکات چ بوون که حزبهکان سهریان ههڵدا؟
عەبدوڵا سۆهرابی: به گشتی دوو هۆکاری سهرهکیی ههیه
یهکهم: پهرهسهندنی عیلم و زانست و تێکنۆلۆژیا که له ئورووپا پاش عهسری رێنسانس و پاشان ئاڵوگۆڕی سهنعهتی دهستی پێکرد و له سهدهی بیستهمدا لهسهر وڵاتانی پاشکهوتوو و میللهتانی ژێردهست وهکوو میللهتی کورد، رۆڵ و کاریگهریی خۆی دانا. دیاره لهگهل گهشهسهندنی عیلم و زانست و ژیانی شارستانی و به نیسبهت دهورانی پێشهوه مۆدێرن، ورده ورده بناغهی کۆمهڵگای مهدهنی و حیزبه سیاسییهکان دامهزران. ئاشکرایه ریکخراوه و چالاکیی سیاسی و مهدهنی به عیلم و زانست دهکرێ. به وتهیهکی دیکه گهشهسهندنی عیلم و تیکنۆلۆژی و گۆڕینی ژیانی تاک و کۆمهڵگا بوو به هۆکارێک بۆ گهرانهوه بۆ شوناس و کولتوور و ناسینی ماف و داوا کاریی ئازادی و عهدالهت. دیاره بۆ گهیشتن به ئهم مهبهسته حیزب و رێکخراوه پێویست بوو که دامهزران.
دووههم: لهسهدهی بیستهمدا ئاڵو گۆڕو شۆڕش له وڵاتانێکی گرینگ وهک فهرانسه و سۆڤییهتدا رووی دا که کاریگهریی راستهوخۆی لهسهر میللهتی کورد دانا، ههڵبهت بێگومان جیاواز لهم دوو هۆکاره، زوڵم و زۆر و پیشێلکرانی مافهرهواکانی گهلی کورد به دهستی حاکمانی دیکتاتۆرهوه له نێو خوێ و ئێسقانی کۆمهڵگای کوردهواریدا ریشهی کوتابوو که ئهو دوو فاکتهره که ناوبرا ئاگری لێ بهردا.
له ئیران شۆڕشی مهشرووته، بوه هۆی گۆڕانکارییهکی بنهڕهتی له ئاستی ئێراندا، بۆ کورد کام قۆناخ دهتوانین وهک قۆناخی نوێ و سهردهمی نوێ دهستنیشان بکهین که بووبیته هۆی گۆرانێک له پێکهاتهی سیاسی؟
عەبدوڵا سۆهرابی: سهرهڕای پێکهاتنی کۆمهڵهی ژ ـ کاف و راپهڕینی سمکۆ، گرینگترین قۆناخ له مێژووی کوردستانی رۆژههڵاتدا که رۆڵی بنهڕهتی دانا، جمهووری مههاباد به رێبهرایهتی شههید قازی موحهممهد بوو. گهرچی کۆماری مههاباد تهنیا 11 مانگ تهمهنی کرد و ئهو دهرفهتهی نهبوو ستراکچر و گهڵاله و پلانهکانی دابڕێژێ و دابینی بکات و زۆر به داخهوه بوو به قوربانی دهسهڵاتی زلهێزهکان و به تایبهتی خهیانهتی سۆڤییهت. بهڵام خوێنی گهشی پێشهوا قازی محهممهد و ههوالانی بوو به رووباریک تا دوا چرکهی ژیانی میللهتی کورد بهردهوامه. کۆماری مههاباد، تهمهنێکی کورتی ههبوو بهڵام دهسکهوت و ئاکامهکانی به درێژایی مێژوو بوو. له کاتێکدا خۆرههڵاتی ناوهراست، له لایهک مهیدانی شهری جیهانی و خراپتر که له ژێر دهسهڵاتدارنی دیکتاتۆرهکان وهکوو رهزاخان بوو، کۆماری مههاباد سیستمێکی مۆدێڕن و دێموکراتیک لهسهردهمێکی رهش و شهوهزهنگ سهری ههڵهێنا. بۆیه بێگومان ئهو رووداوه مێژووییه نه تهنیا بنهما و بناغهیهکی بنهڕهتی له تهمهنی میللهتی کورددا سهبت و زهبت کراوه، بهڵکوو وهک خاڵێکی گرینگ لهسهردهمی پاش شهڕی جیهانی دووههم له ههموو راپهڕینهکانی میژووی جیهاندا ناسراوه. کهوابوو کۆماری مههاباد، گرینگترین قۆناخ له مێژووی گهلی کورددا بوو که بوو به سهرچاوهیهک بۆ چالاکی سیاسی و به تایبهت پێکهێنان و دامهزرانی ئهحزابی کوردی، وهکو حیزبی دێموکرات که راستیدا شههید قازی، خۆی بناغهدانهری بوو.
ئهگهر لاپهرهکانی میژووی هاوچهرخ ههڵبدهینهوه، دهبینین که بزووتنهوهی کوردی به پێچهوانهی بزووتنهوهکانی ناوچهی رۆژههڵاتی ناوین، بهرهو ئیسلام گهرایی نهچوو؟ لهههمان کاتیشدا بهربهرهکانێی لهگهڵ نهکرد؟ هۆکارهکان چ بوون؟
عەبدوڵڵا سۆهرابی: بزووتنهوهی کوردی به گشتی کاتێک سهری ههڵهێنا که مهکتهبی مارکسیزم و شۆڕشی ئۆکتۆبری رووسییه به رێبهرایهتی لێنین و به ههمان شێوه شۆڕشی مائۆ له چین، ههموویان لهژێر ئاڵای کۆمۆنیزم و سوسیالیزم دژ به سیستمی سهرمایهداریی له جیهاندا گهشهو پهرهی سهندبوو. چالاکانی سیاسی و رووناکبیری ئهو کات رێگهو پیگهی مارکسیسم ـ لینینیزم یان به باشترین شێوه بۆ رزگاری کوردستان یان دهزانی. بۆیه سهرهڕای ئهوه رێبهرانی گهورهو بهناوبانگی کورد وهکوو قازی و بارزانی کهسایهتییهکی ئایینی بوون بهڵام ههر زۆربهی بزووتنهوه کوردییهکان له چوارچێوهی ئیدئۆلۆژی ئیسلامیدا نهبوون ئهڵبهت ههر بهو شێوه ئاماژهت پێ کردبوو ئهوهی میللهتی کورد تابێعی دینی ئیسلامه جیاواز له ههندێک گرووپه کمۆنیستهکان هیچ کاتێک ئهحزابی سیاسی به راشکاوی دژایهتییان لهگهڵ ئایین دا نهکردووه و لهگهل ئهم واقعییهتانهدا زۆربهی زانایان و رێبهرانی ئایینی عهلاقهیان به موبارزهی سیاسی و نهتهوایهتی نهبووه. به گشتی خهڵکیش که تێکڕا موسڵمانن به هۆی فهقیری و نهداریی، ئیمکان و دهرفهت رێخسن و بهڕێوهبردنی بزووتنهوهیهکی میللی ـ ئیسلامییهکان شێوهیهکی ئهکتیڤ نهبووه. گرینگترین له ههموو ئهو فاکتانه، کێشهی کورد، کێشهیهکی ئایینی نهبووه و نیه ، بهڵکوو کێشهیهکی نهتهوایهتی و مافی چارهنووس و پێکهوه ژیان و ئازادی و عهداڵهت و داخوازی سیاسی و کولتووری و ئابوورییه.
له ناوهراستی سهدهی بیستهم، ئایدۆلۆژی کۆمۆنیزم وهک دیاردهیهکی بههێزی کۆمهلایهتی و سیاسی ههموو ناوچهکهی گرتهوه، ئهم ئایدۆلۆژییه بۆ نهیتوانی ببێته پاشخانێکی فیکری بۆ بزووتنهوهی کورد؟
عەبدوڵا سۆهرابی: ههر بهو شێوه ئاماژهمان پێدا له پێشدا ئیدئۆلۆژی کۆمۆنیزم وهکوو شوێنهکانیتر بهسهر بزووتنهوهی کورددا زاڵ بوو، بهڵام ئاڵوگۆڕی دنیای سوسیالیزم و کاپیتالیزم و پاشان رووخانی ئۆردووگای سوسیالیزم و جیابوونهوه و سهربهخۆیی وڵاتانی سهر حکومهتی سۆڤییهت و لاوازی پهیمانی وهرشۆ و جیابوونهوهی وڵاتانی ئورووپای رۆژههڵات له رووسیا و پێوهندییان لهگهڵ سیستمی سهرمایهداری به سهرۆکایهتی ئهمریکا کاریگهریی راستهوخۆی لهسهر بزووتنهوهی کورد دانا. له لایهکی دیکهوه دوبهرهکییهکانی ئایدۆلۆژیی کۆمۆنیزم لهگهڵ بیروبۆچوونی خهڵکی کورد به تایبهتی له باری ئایینییهوه یهکێکی تر له هۆکاره گرینگهکانی لاوازیی ئایدۆلۆژیی کۆمۆنیزم له نێو بزووتنهوهی کورد دابوو، لهگهڵ ئهم فاکتانهشدا هۆکارێکی تر ئهوه بوو که شوعاری جیهانی کۆمۆنیزم ئهگهر له دنیادا بێ وهڵام مایهوه، بهتایبهت له کوردستان دا به ههست و ویستی نهتهوایهتی و مافهرهواکانی میللهتی کورد وهڵامی نهداوه.
بۆچی بزووتنهوهی چهپ نهیتوانی خهون و ئاواتهکانی کورد بهدی بێنێ؟ یان به واتایهکی دیکه، بزووتنهوهی کوردی بهرهو کوێ برد؟
عەبدوڵا سۆهرابی: ئاماژهمان پێ دا به هۆی ئهوه بزووتنهوهی چهپ به گشتی له دونیادا له باریی ئابووری و کولتووری و ..، هتدهوه، لاواز بوو به تایبهتی راستهوخۆ نهیتوانی به داخوازییهکان و مافهرهواکانی گهلی کورد وهڵام بداتهوه، بۆیه ورده ورده جێگهی خۆی دا به بزووتنهوهی دێموکراسیخوازی و بووه هۆی ئینشعاب و رێفۆرم له نێو ئهحزابی چهپی کوردیشدا.
شۆڕشی 57، گریگترین رووداوی سیاسی ئێران بوو له سهردهمی نوێدا، بهگشتی کورد کهوته بارودۆخێکهوه که توانی بهشێک له کوردستان ئیداره بکات، ئهو بارودۆخه چۆن ههڵدهسهنگێنن؟
عەبدوڵا سۆهرابی: بێگومان شۆرشی 57 بۆ کوردی ئێرانیش وهکوو نهتهوهیهکی بندهست، گرینگترین رووداوی سهدهی 20هم بوو. لهسهرهتای شۆڕش دهرفهتێکی مێژوویی پێک هاتبوو، ماوهیهکی کورت ئهحزابی کوردی توانیان زۆربهی کوردستانی ئیداره بکهن. گهرچی ئهزموونێکی بهنرخ بوو، بهڵام بهداخهوه له لاییهک فتوای جیهادی رێبهرانی کۆماری ئیسلامی بۆ سهر کوردستان و له لایهکیترهوه نهبوونی هاوئاههنگی و پلان و ستراتێژی و تهجرووبهی له نێو گرووپه کوردییهکاندا بوو به هۆی لهدهستدانی ئهو دهرفهته مێژووییه. جیاواز له هێرشی نیزامی بۆ سهر کوردستان ئهگهر هاوئاههنگی و یهکگرتووی له نێوان گرووپه کوردییهکاندا پێک بهاتایهت بێگومان نرخی کهمتر و ئاکامی زۆرتر بهدهس دههات.
بهگشتی خواستهکانی کورد چ بوون؟
عەبدوڵا سۆهرابی: به گشتی داخوازییهكانی خهڵكی كورد له ئێرانی پاش شۆڕشی 57، ئازادی وعهداڵهت و سهربهخۆیی باشتربوونی ژیان و پاراستن و گهشهپێدانی كولتور و زمان و.. بوو. لهم پێناوهدا گرووپه سیاسییهكان بۆ گهیشتن به ئهو داخوازییانه نوێنهرایهتی خهڵکیان دهکرد هیچکام بیرو رای جیاوازیان نهبوو. حیزبی دێموکرات به شوعاری دێموکراسی بۆ ئێران و خودموختاری بۆ کوردستان به ئیستراتێژی نهتهوایهتییهوهو به رێبهرایهتی شههید د.قاسملوو لهگهڵ نێوهرۆک و واقعییهتهکانی جیهان و نێوخۆدا زۆرترین پێوهندی و سازگاریی بوو و دوو تاقمی دیکه چهپهکان و ئیسلامییهکان بوون که به ئایدۆلۆژیی تایبهت به خۆیانهوه چالاکییان دهکرد.
بهرگری رهوا یان شهر له کوردستان له کوێوه دهستی پێ کرد و ئاکامهکانی لهسهر کۆمهڵگا و بزووتنهوهی سیاسی چ بوون؟ بهگشتی جهنگ له کوردستان چ دهرهنجامگهلێکی کۆمهڵایهتی و سیاسی به دواوه بوو؟
عەبدوڵا سۆهرابی: ئاشکرایه بهرگریی هاوکات لهگهڵ هێرشی نیزامی بۆ سهر کوردستانیش دهستی پێکرد، ئهگهرچی ئهزموونێک و خهباتێکی مێژووی له نێو کوردستان دا پێک هات، بهڵام بهداخهوه زهرهرو خهسارهتێکی گیانی و ماڵی قهرهبوو نهکراوی بۆ کوردستان بوو.
دهیهی حهفتا له ئێران رهوشێکی دیکه بهسهر ئێراندا هاته ئاراوه، نهزمی نوێی جیهانی هاته ئاراوه، چینی نوخبهی شاری دروست بوو، شارهکان گهشهی خێرایان به خۆیهوه بینی، گۆرانکارییهکی کۆمهڵایهتی و سیاسی له ئاست ئێراندا هاتبوه ئاراوه، رهوتی رووناکبیری کورد بهرهو چ ئاقارێک رۆشت؟
عەبدوڵا سۆهرابی: ههر بهو شێوهیه ئاماژهتان پێ کرد، دهیهی حهفتا له جیهان و ئێراندا ئالوگۆڕێکی زۆری بهخۆیهوه بینی، لهم پێناوهدا رهوتی رووناکبیری کوردیش له پرۆسهیهکی سیستماتیکدا راستهوخۆ لهم رووداوانه کاریگهریی و ئیلهامی گرت و ئایدۆلۆژی کۆمۆنیزم و سوسیالیزم تا رادهیهکی زۆر جێگهی خۆی دا به رهوتی دێموکراسیخوازی لهگهڵ ئهویشدا ههست و ویستی نهتهوایهتی و گهڕانهوه بۆ شوناس و کولتوور پهرهو گهشهی سهند تا رادهیهک که ئینشعاب و ریفۆرم له نیو پارته چهپهکاندا پێک هات.
گوتارێک که باڵی بهسهر فهزای سیاسی و روناکبیری کوردستاندا لهدهیهی حهفتادا کیشابوو، گوتاری خهباتی مهدهنی و بزووتنهوه کۆمهڵایهتییهکانی کورد له چوارچیوهی ژنان، خوێندکاران، کرێکاران و ... بوو، ئایا ئهمه بهرههمی بێ ئاکام مانهوهی شهری چهکداری بوو یان وشیاری سیاسی یان لاوازی حیزبه سیاسییهکانی کورد له رۆژههڵاتی کوردستان؟
عەبدوڵا سۆهرابی: بێگومان ئالوگۆڕی جیهانی و نێوخۆی وڵات که له خاڵی پێشوودا باسمان لێوهکرد، به تایبهتی رێفۆرمخوازیی ئێران گهرچی له میژوو ریشهی کوتابوو بهڵام له دووی جۆزهردانی 1376ی ههتاویدا، دهستی پێکرد و هۆکاری سهرهکی خهباتی مهدهنی و بزووتنهوهی کۆمهڵایهتی بهتایبهت له کوردستانی ئێراندا بوو، ئهڵبهت نرخ و ئاکامهکانی شهڕی چهکداری له گهشهسهندنی ئهم رهوته بێ تهئسیر نهبوو. بۆیه حیزبه کوردییهکانیش دهسیان له خهباتی چهکداری کیشا و هاتنه گۆڕهپانی خهباتی مهدهنی و سیاسییهوه. کهوابوو ناکرێ تهنیا یهک یان چهند فاکتۆر لهبهرچاو بگرین، بهڵکوو ههموو فاکتۆرهکان له ئهم رهوتهدا رۆڵ و کاریگهرییان ههیه.
گوتاری کۆمهڵگای مهدهنی خۆی له ههناوی نهوهی خوێندکاری کورد هاته ئاراوه و دهیان بلاڤۆک و بلاوکراوهی خویندکاری هاته ئاراوه، پاشان رهوتی فراکسیۆنی کورد له مهجلیسی ئێران دروست بوو و رێکخراوی مافی مرۆڤی کوردستان، ئین جی ئۆکان دامهزران، بهرهی یهکگرتووی کورد پێک هات، ئهم ههوڵانه بهگشتی بهرهو کوێ رۆیشت؟ دهرهنجام و شکهستهکان چ بوون؟
عەبدوڵا سۆهرابی: لهخاڵهکانی پێشوودا ئاماژهی پێکرا، سهرهنجامی سیستمی ئایدۆلۆژیکی کۆماری ئیسلامی و دیکتاتۆریی ئایینی، ریفۆرمیزی نێو دهسهڵات بوو که له دووی جۆزهردانی 76دا، ئیستارتی لێدرا و تهئسیری راستهوخۆی لهسهر بزووتنهوهی کوردستان دانا. بۆ یهکهم جار ههڵبژاردنێکی ئازاد بهڕێوه چوو، نوێنهرانی راستهقینهی خهڵک رۆشتنه مهجلیس، دهیان گۆڤار و حهوتوونامه دهرکران. له واقیعدا دهرفهتێکی مێژوویی بوو ههم بۆ میللهتی ئێران و بهتایبهتی بۆ میللهتی کورد و ههم بۆ حکوومهت، که بهداخهوه ههمووی ئهم ههوڵانه به ئاکامهکانی نهگهیشت. به هۆی گوشار و سهرکوتی لایهنی دهسهلاتدارهکانی حکوومهتهوه و گرینگتر لهوه به بۆنهی لاوازیی و کهمتهرخهمی و ناهاوئاههنگیی و به وتهیهکی باشتر خهیانهتی بهشێکی گهورهی ریفۆرمخوازانی حکوومهتی به رای و داخوازهکانی خهڵک، ئاکامهکهی شکهست و گهڕانهوه بۆ دیکتاتۆری خراپتر له جاران بوو، لهگهڵ ئهوهیشدا ئاستی بیر و هۆش و وشیاری و داخوازییهکانی خهڵک رۆیشتهسهرهوهو تێکنۆلۆژی و راگهیاندن تێکڕا یارمهتی بزووتنهوهی سهوزیی 88و ههروهها بزووتنهوهی کوردییان دا تا تهسلیمی ئهو دیکتاتۆره تازه نهبن، بۆیه بهههموو کهم و کوڕییهکانهوه ههر زیندووه.
بزووتنهوهی سهوز له ئێران قۆناخێکی دیکه بوو له ئێران، رهوتی سیاسی و باڵهکانی ریژیمی به ئاقارێکی دیکهدا برد، کورد بێدهنگی نواند، ئایا بێدهنگی مهسڵهحهتی کورد بوو یان به پیچهوانه؟
عەبدوڵا سۆهرابی: بێدهنگی کورد له رهوتی بزووتنهیوهی سهوزدا، لهدهستدانی دهرفهتێکی مێژووی بوو. بزووتنهوهی کورد به درێژایی تهمهنی شۆڕشی ئیسلامی بهردهوام و چالاک له رێبازی دێموکراسی و ئازادیدا خهباتی کردوه باشتر وابوو وهکوو رابردوو له رهوتی بزووتنهوهی سهوزدا بهشدار بێت. پێویسته ئاماژهی پێ بکرێت، هۆی ئهم بێ دهسهڵاتییه دوو عامیلی سهرهکیی بوو، یهکهم کهژ و ههوای نیزامی زۆرتر له ههمو شوێنهکانی تری ئێران بهسهر کوردستاندا زاڵ بوو. دووههم ههڵوێستی زۆربهی لایهنه سیاسییهکان له دهرهوهی وڵات سهبارهت به جیاوازیی کیشهی کورد لهگهڵ ئامانجهکانی بزووتنهوهی سهوز بوو.
ساڵی ٢٠١١ بۆ دنیای عهرهب، بههاری عهربی به دواوه بوو زۆر شۆڕش و بزووتنهوه سهریان ههڵدا، بۆچی بۆ کورد به مێژینهی خهباتی سیاسییهوه لهم ئالوگۆرانه دواکهوت؟
عەبدوڵا سۆهرابی: له وڵاتانی عهرهبی ههموو نهتهوه و ئایین و پارچه و پارێزگا و چین و توێژهکان له زۆربهی شارهکان و بهتایبهت له پێتهختهکانیاندا له سایهی یارمهتی حکومهته زلهێزهکانهوه هاتنه گۆڕهپانی خهبات، بهڵام کورد وهکوو نهتهوهیهکی ژێردهست و سهرکوتکراو و دابڕاو و بێبهشکراو له نێو چوار حکومهتی دیکتاتۆردا هیج کاتێک ئهو ههلومهرجهو دهرفهت و ئیمکاناته که وڵاته عهرهبییهکان کهڵکیان لێ گرتووه نهی بووه، به داخهوه ئهگهر دهوڵهتهکان بهردهوام سهرکوتیان کردووه. زۆر چالاکان و رۆشنبیرانی میللهتهکانی دیکه له نێو وڵات و دهرهوهی وڵات یان بێ دهنگ بوون یان خراپتر لهوه به بههانهی جیابوونهوهی کورد له سیاسهتی دهسهڵاتدارانی دیکتاتۆر پشتیوانییان کردووه.
به گشتی جیهانبینی و روانگهی حزبهکان لهههمبهر داهاتووی پرسی کورد چۆن لێکدهدهنهوه؟
عەبدوڵا سۆهرابی: بۆ وهڵامدانهوه باشتره حیزبهکان به دوو گرووپ دابهش بکهین، گرووپی چهپ و گرووپی راست، گرووپی چهپ سهرهتا دژ به ناسیونالیزمی کوردی هاته مهیدان، بهڵام پاش شکستی بلووکی شهرق و ئۆردوگای کۆمۆنیستی زۆربهیان گهڕانهوه بۆ رهوتی سوسیال دێموکراسی یان لیبراڵ دێموکراسی. لهم پێناوهدا بۆ بهدهستهێنانی بیرو رای خهڵک، ناسیونالیزمی کوردی یان دهست پێکرد. گرووپی راست ههر له سهرهتاوه تا ئێستا ئاڵای ئازادی و دێموکراسی و ئازادی بهدهستهوه گرتووه و داوای مافی نهتهوایهتی کردووه. ئاڵو گۆڕی جیهانی و پێویستییهکان و ماف و داخوازییهکی میللهتی کورد نیشانی داوه ئهم رهوته سودمهند و کارکردی خۆی لهدهس نهداوه، بهڵام بهو شهرتهی ناسیونالیزم بۆ فریوادانی خهڵک نهبێ، بهڵکو رێگهیهک بێ بۆ بهرژهوهندیی و بهرزکردنهوهی ههست و ویستی نهتهوایهتی و دابینکردنی مافه رهواکان.
مشارکت سیاسی یان به واتایهکی دی، بهشداری ژنان له پرۆسه سیاسی و کۆمهڵایهتییهکاندا و له نێو بزووتنهوهی رووناکبیریدا چۆنه و ئایا بزووتنهوهی ژنانی کورد تایبهتمهندی خۆی ههیه؟
عەبدوڵا سۆهرابی:بێگومان بهشداری ژنان وهکوو نیوهی له کۆمهڵگا له ههر شوینیکی جیهان گرینگی و رۆڵی خۆیان ههیه. بۆیه له ههر وڵاتێکدا بهشداریی ژنان له پرۆسهی ئابووری و سیاسی و کۆمهڵایهتی زۆرتر بێت، ئهو وڵاته پێشکهوتووتره. بهداخهوه له ئێران و کوردستانی ئێران بهشداریی ژنان له پرۆسهی سیاسی و رووناکبیری به نیسبهت پیاوان زۆر کهمتره تا ئیستا ئایدۆلۆژی و کولتوور و رهسم و یاسا به ژنان ئیجازهی نهداوه به پێی پیوسیت و شان به شان پیاوان له مهیدانی سیاسی و کۆمهلایهتی و کۆمهڵایهتی رۆلێ خۆی ههبێت. پێویسته بوترێ ئهمه به مانای لهبهرچاونهگرتن ی رۆڵ و بهشداری ئهو ژنانه نیه که شێرانه له کوردستان یان به تایبهت له رهوتی بزووتنهوهی سهوز له ئێراندا شێرانه و بوێرانه و بهوشیارییهوه بهشدارییان کردوه.
بزووتنهوهی رووناکبیری کورد وهک سووژهیهک بۆ راڤه و تهئویلی بزووتنهوهی کورد پهردهوازه و نایهکانگیر، ئایا کۆمهڵگای کوردی نوخبهکوژه یان هێشتا بزووتنهوهی رووناکبیری کورد شکڵی بهرینی بهخۆوه نهگرتوه و له دۆخی نوخبهگهرایی خۆی دا ماوهتهوه، هۆکارهکانی نایهکانگیربوونی ئهم بزووتنهوه بۆ چ دهگهڕێتهوه؟ ئایا بزووتنهوهیهکی وامان ههیه؟
عەبدوڵا سۆهرابی: وتراوه له نیو ئهسنادی دهستهبهندی کراوی بهریتانیا سهنهدێک ههیه که سی تایبهتمهندی بۆ کورد داناوه، یهکهم: زۆر حهساس بوون به نامووس، دووههم شۆڕشگێڕی و سێههم ریزنهگرتن و قهبوول نهکردنی نوخبهو رێبهران. بێگومان زوڵم و زۆر و هێرش و پیشێلکردنی مافهکانی گهلی کورد سهرهڕای خراپی و نالهباری ئهو سوودییه ههیه که کوردی سیاسی و ئازادیخواز و تا رادهیهک زۆر رووناکبیری بار هێناوه، رووناکبیری و ههست و کولتووری له نێو کورددا کهم نین، بهڵام پیویستی به مودیرییهت و هاوئاههنگی و یهکگرتووی ههیه.
وهک پرسیاری کۆتایی، کاری رووناکبیری کورد لهم دۆخهدا چیه؟
عەبدوڵا سۆهرابی: لهم باروودۆخهدا کاری روناکبیری کورد، پێوهندی لهگهڵ دنیای عیلم و زانست له ههموو بوارهکاندا و له گهڵ ههموو ئهحزاب و ریکخراوه NGOکان و دام و دهزگا فهرمی و نافهرمییهکان و کهسایهتییه عیلمی و سیاسی و کولتورییهکانه له پێناو و ئاکامی ئهم پیوهندییانه ئهبێ گهڵاڵه و پلان و ئیستاتێژی دریژخایهن دابڕێژێ و بۆ گهیشتن به ئامانجهکان ئیستراکچێر و بهرنامهکانی دابنێ. به وتهیهکی ترروناکبیری کورد ئهبی رۆڵی مێشکی بێ له جهستهی مرۆڤدا، بهو شهرتهی ئهندامانی ئهو جهسته که له واقیعدا ئهندامانی کۆمهڵگای کوردهواریی فهرمانهکانی بهڕێوه بهرن. دوباره بهو شهرتهی که مێشکهکان لهسهرهوه بێت.
**** **** **** ****
پێشینهی کار و چالاکی:
له سالی 1342 كوچی له گوندی پیرخیران له ناوچهی كۆماسی مهریوان هاتووته دونیا.
فهوق لیسانس مودیرییهت
٢٨ ساڵ چالاکی له بواری كولتووری و راهێنان و رامیاری و... دا
نوێنهری خه ڵكی مهریوان له خولی شه شهمی پارلمانی ئێران
ئهندامی داهێنهر و بهڕێوهبهری فراکسیۆنی نوێنهرانی کوردی مهجلیسی
شهشهم
دهستهی دامهزرێنهری بهرهی یهکگرتووی کورد
خاوهن ئیمتیاز و بهرپرسی حهوتوونامهی داخراوی رۆژههڵات
چالاک له بواری رۆژنامهوانی و وێبلاگنووسیدا
زیندانی سیاسی له سهرهتای شۆرشی ئێران و پێنج جار دادگای سیاسی و مهتبوعاتی
ـ سهفهر بۆ ٢٢ وڵاتی له ئهمریکای باشوور و ئورووپا و ئاسیا و چاوپێکهوتن و لێکۆڵینهوه له بواری کولتووری و ئابووری و رامیاری و به تایبهت له نێو کۆمپانیا گهورهکانی نهوت و گاز لهو وڵاتانهدا. وهکوو توتال، ئیستات ئوییل؛ ئینی؛ تات نیفت؛ شیل؛ ئارامكو؛ پتروناس، گاز پروم.
شنبه ۲۹ اکتبر ۲۰۱۱
زمين لرزه وان وشادي پان تركيست ها
كه در آفرينش زيك گوهرند
تو كز محنت ديگران بي غمي
نشايد كه نامت نهند آدمي
اين همان اشعار جاويد وماندگار حضرت سعدي است كه بر سر درب سازمان ملل نقش بسته است . تكرار ويادآوري و ترجمه آن به همه زبان ها بخصوص به زبان فاشيست ها وترك هاي نژاد پرست ضروري است .تا شايد بر پايه فطرت انساني به جاي شادي و پايكوبي دست هاي كودكان معصوم و زنان و سال خوردگان شهر زلزله زده وان كه از زير آوار به سوي آنان دراز وطلب كمك مي كنند را بگيرند.كيست كه از مرگ انسان هاي بي پناه آن هم مرگ جمعي و نا خواسته وناشي از بلاياي طبيعي خوشحال باشد .خوشبختا نه در ميان ملت هاي جهان نمونه مجري معروف ومحبوب كماليست هاي تركيه كه قادر نيست تمايلا ت وانگيزه هاي ضد انساني را حتي در يك كا نال تلويزيوني جهاني كنترل كند و شادي ورضايت خود را از مرگ محرومترين و مظلوم ترين انسان ها ي هم وطن خود كه در زير آوار گرفتار شده اند ابراز مي دارد ، بسيار كم است . در زلزله ي ژاپن وسونامي جنوب شرق آسيا وقحطي سومالي وصدها سوانح و حوادث ديگر ، هم نوعان با هر رنگ و زبان ودين ومذهب ازسراسر جهان به كمك هم شتافتند در زمين لرزه بم نه تنها دولت ها وملت ها بلكه سگ هاي اروپايي نيز به كمك مردم مصيبت زده بم آمدند اما دريغ و شرمساري از رفتار و گفتار جمعي از فاشيست هاي نژاد پرست تركيه؟؟؟!!! كاملا بديهي است عكسل الممل مجري يك رسانه بازتاب يك تفكر و جريان فاشيستي است وشادي بعضي ازكودكان ترك از مرگ هم سالان خود ناشي از افكار ونگرش برخي از خانواده هاي نژاد پرست است .وقتي در تابستان سال جاري از سفر وان وديگر شهرهاي كردستان شمالي بر ميگشتم در ورودي مرز رازي (قاپي تركيه) با يكي ازاين كماليست ها برخورد نمودم كه در پاسخ به سلام گرم و مودبانه دوست همراهم به جاي جواب سلام به تركي و با تند خويي به ايشان گفت: مگر من شبيه كردهام !!! من نه كردم ونه از كوردها خوشم مياد. البته انچه لازم بود براي تربيت ايشان به زبان انگليسي به او گفتم وقتي ديگر مسافران متوجه توهين ايشان شدند.همه اعتراض نمودند كه با دخالت وعذر خواهي مديريت مرزي موضوع خاتمه يافت اكنون كه ويد ئوي مجري برنامه و كامنت هاي سايت هاي ابنترنتي اين فاشيست ها را مي بينم از اين رفتار هاي نژاد پرستانه و ضد انساني بيشتر عذاب مي كشم.
ما در ايران گرچه تحت سياست ها و برنامه هاي ئيد ئولوژيك و سيستم متمركز از تبعيض هاي ملي و مذهبي رنج مي بريم ودر قبل و بعد از انقلاب همواره از حقوق برابر محروم هستيم اما هيچوقت شاهد چنين رفتاري از جانب هم وطنان ايراني نبوده ايم بلكه به عكس كوردها در ميان ديگر هم وطنان از حرمت وعزت فوق العاده اي بر خوردارند ودر مجموع همه ايرانيان كورد ها را به عنوان اصيل ترين مردم اين سرزمين مي شناسند.دقيقا شاهد بودم در زمان انفال و آوارگي مردم كردستان عراق مردم با فرهنگ و انسان دوست تهران موج موج به ملاقات زخمي ها و مصدومان بستري در بيمارستان هاي تهران مي رفتند ودر ساير استان ها و شهرستان ها تا چه اندازه از اين جنگ زدگان حمايت كردند.
اما بدون ترديد نمي توان و نبايد رفتار ضد انساني گروهي از فاشيست ها و كماليست هاي تركيه را به حساب كل ملت آن كشور گذاشت.بي گومان اكثريت قاطع ملت تركيه داراي خصايص وارزش هاي انساني و حتما در اين حادثه طبيعي به ياري هم وطنان خود شتافته اند من در سفرهاي خود رشد فكري و فرهنگي وكمالات انساني مردم تركيه را ديده ام .با اين حال اين گونه برخورد ها آن هم در چنين شرايطي و در حالي كه جمعي از مردم بي پناه و بي گناه نا گهان به زير خروار ها آوار رفته اند نه تنها از سوي هم وطنان آنان بلكه از هيچ انساني در هيچ نقطه اين كره خاكي مورد انتظار نيست .درست است اين عده جمعي فاشيست ونژاد پرست هستند ونبايد با كل ملت تركيه مقايسه كرد اما در اين موقعيت ودر هنگام چنين حوادثي وجود يك در صد كه نه بلكه يك فرد نيز به مثابه غده سرطاني است كه بايد قبل از آلوده كردن كل جامعه جراحي كرد.حال ببينيم حكومت اسلام گراي تركيه كه سنگ حقوق ملت فلسطين را به سينه مي زند وطبق اخبار و اطلاعات در يافتي از كمك هاي بين المللي اسنقبال نكرده است چگونه عمل خواهد كرد؟
چنانچه علل ودلايل اين رفتار هاي ضد انساني را جستجو كنيم آنگونه كه در بيان مجري برنامه كانال تلويزيوني و در كامنت ها ي اينترنتي به چشم مي خورد ومتاسفانه چند نفري از هم وطنان آذري ما هم به نحوي وبه غلط به اعتبار اشتراك در ترك بودن كه به استناد تاريخ هيچ وجه اشتراكي باهم ندارند كه با آنان همراهي كرده اند،به خاطر عمليات مسلحانه PKKبخصوص در چند روز گذشته و كشته شدن تعدادي از نظاميان تركيه بوده است.
اين دلايل بدون منطق وغير موجه را ميتوان به دو صورت پاسخ داد:
اولا، بديهي است در جنگ ميان دو جبهه ي نظامي از هردو طرف كشته مي شوند كما اينكه اخيرا از سوي تركيه و ايران بار ها بطور رسمي امار كشته شدگان pkkوپژاك را اعلام كرده اند علاوه بر آن غير نظاميان و مردم بي دفاع مرز نشين رامورد هدف قرار داده اند همين چند روز پيش بود كه در حمله هواپيما هاي تركيه خانواده اي هفت نفره آن هم در كردستان عراق جمعا به شهادت رسيدند.كدام گناه كارند؟ ودرد كدام بيشتر است؟ كشتار مردم غير نظامي ومحروم و بي دفاع كه در خواب مورد هدف بمب وگلوله قرار مي گيرند يا كشته شدن چند نيروي نظامي كه اساسا براي جنگ به منطقه اعزام شده اند ؟وطبيعي است يا ميكشند و يا كشته ميشوند.البته هيج انسان نوع دوستي از كشته شدن انسان هاي ديگر خشنود نمي شود.بنابراين اگر كشتن مردم بي دفاع وجدان هاي بيدار را بدرد مي آورد كشته شدن نظاميان ترك نيز مايه تاسف وتاثر ماست.
لذا اظهار خشنودي وشادي از خسارات جاني ومالي ودفن صد ها پيرو وجوان ومردم محرومي كه فاقد امكانات اوليه ومسكن امن هستند در زير خروار ها خا ك به اين دليل كه يك نيروي مسلح و مبارز سياسي كه به ناچار براي تحقق حقوق انساني ملتش دست به اسلحه برده است وبا ارتشي مجهز و مسلح به پيشرفته ترين سلاحها در نبردي نابرابر است ؛چه توجيهي دارد؟؟؟!!!
ثانيا اگر شما جاي ملت كورد بوديدو از حقوق انساني و مشروع وقانوني مانند زبان و فرهنگ وآزادي هاي فردي و اجتماعي ومشاركت در اداره مملكت و سر نوشت خود و... محروم بوديد وسخن گفتن به زبان مادري جرم محسوب مي شد وحتي نماينده ات كه بايد مسونيت سياسي داشته باشد به دليل سخن گفتن به زبان كردي زنداني مي شد وباصد ها تبعيض و نا برابري ديگر چكار مي كرديد؟.من گرچه همواره راه كار نظامي را مخصوصا براي احقاق حقوق مسلم ملت كورد مردود ميدانم وهميشمه مدافع مبارزات سياسي-فرهنگي و ديالوگ بوده ام اما در طول تاريخ ودر سطح دنيا راه كار نظامي راهي براي تحقق حقوق ملت ها بوده است.خوب به خاطر داريد PKKبارها آتش بس را اعلام كرده است وچند سال پيش تعدادي از پيش مرگه ها را تحت عنوان پيامبران آشتي به استقبال از صالح وآشتي راهي آنكارا نمود. چي شد؟ وبا وجود فشار جامعه اروپا چقدر از مطالبات وحقوق ملت كورد تامين شد؟
بنابراين بايد پذيرفت جنگ همواره در دو جبهه صورت مي گيرد وچنانچه در منطقه استبداد زده خاور ميانه بويژه در كشور هاي كورد نشين حقوق ومطالبات مشروع ملت كورد تامين مي شد هرگز شاهد جنگ و خونريزي وخسارات جاني ومالي جبران ناپذير نبوديم ؟ در اين صورت شما نيزاز مردن محرومترين انسان ها شادماني نمي كرديد.اكنون كه اوضاع اينگونه است. توصيه مي كنم به جاي شادي از مرگ هم وطنا نت حاكمان وسردمدارانت را مورد سرزنش وباز خواست قرار بده تا با سياست هاي مستبدانه تخم كينه و نفاق را در ميان ملت ها نكارند.وباني وحدت وامنيت و آزادي و عدالت وحقوق برابر ملت ها با هر زبان ونژاد وآيين و عقيده اي باشند.
عبدالله سهرابي
مدير مسئول و صاحب امتياز هفته نامه توقيف شده روژ هه لات
ونماينده دوره ششم مردم كردستان در مجلس شوراي اسلامي
www.sohrabi137.blogspot.com
بني آدم اعضاي يك دگرند
كه در آفرينش زيك گوهرند
تو كز محنت ديگران بي غمي
نشايد كه نامت نهند آدمي
اين همان اشعار جاويد وماندگار حضرت سعدي است كه بر سر درب سازمان ملل نقش بسته است . تكرار ويادآوري و ترجمه آن به همه زبان ها بخصوص به زبان فاشيست ها وترك هاي نژاد پرست ضروري است .تا شايد بر پايه فطرت انساني به جاي شادي و پايكوبي دست هاي كودكان معصوم و زنان و سال خوردگان شهر زلزله زده وان كه از زير آوار به سوي آنان دراز وطلب كمك مي كنند را بگيرند.كيست كه از مرگ انسان هاي بي پناه آن هم مرگ جمعي و نا خواسته وناشي از بلاياي طبيعي خوشحال باشد .خوشبختا نه در ميان ملت هاي جهان نمونه مجري معروف ومحبوب كماليست هاي تركيه كه قادر نيست تمايلا ت وانگيزه هاي ضد انساني را حتي در يك كا نال تلويزيوني جهاني كنترل كند و شادي ورضايت خود را از مرگ محرومترين و مظلوم ترين انسان ها ي هم وطن خود كه در زير آوار گرفتار شده اند ابراز مي دارد ، بسيار كم است . در زلزله ي ژاپن وسونامي جنوب شرق آسيا وقحطي سومالي وصدها سوانح و حوادث ديگر ، هم نوعان با هر رنگ و زبان ودين ومذهب ازسراسر جهان به كمك هم شتافتند در زمين لرزه بم نه تنها دولت ها وملت ها بلكه سگ هاي اروپايي نيز به كمك مردم مصيبت زده بم آمدند اما دريغ و شرمساري از رفتار و گفتار جمعي از فاشيست هاي نژاد پرست تركيه؟؟؟!!! كاملا بديهي است عكسل الممل مجري يك رسانه بازتاب يك تفكر و جريان فاشيستي است وشادي بعضي ازكودكان ترك از مرگ هم سالان خود ناشي از افكار ونگرش برخي از خانواده هاي نژاد پرست است .وقتي در تابستان سال جاري از سفر وان وديگر شهرهاي كردستان شمالي بر ميگشتم در ورودي مرز رازي (قاپي تركيه) با يكي ازاين كماليست ها برخورد نمودم كه در پاسخ به سلام گرم و مودبانه دوست همراهم به جاي جواب سلام به تركي و با تند خويي به ايشان گفت: مگر من شبيه كردهام !!! من نه كردم ونه از كوردها خوشم مياد. البته انچه لازم بود براي تربيت ايشان به زبان انگليسي به او گفتم وقتي ديگر مسافران متوجه توهين ايشان شدند.همه اعتراض نمودند كه با دخالت وعذر خواهي مديريت مرزي موضوع خاتمه يافت اكنون كه ويد ئوي مجري برنامه و كامنت هاي سايت هاي ابنترنتي اين فاشيست ها را مي بينم از اين رفتار هاي نژاد پرستانه و ضد انساني بيشتر عذاب مي كشم.
ما در ايران گرچه تحت سياست ها و برنامه هاي ئيد ئولوژيك و سيستم متمركز از تبعيض هاي ملي و مذهبي رنج مي بريم ودر قبل و بعد از انقلاب همواره از حقوق برابر محروم هستيم اما هيچوقت شاهد چنين رفتاري از جانب هم وطنان ايراني نبوده ايم بلكه به عكس كوردها در ميان ديگر هم وطنان از حرمت وعزت فوق العاده اي بر خوردارند ودر مجموع همه ايرانيان كورد ها را به عنوان اصيل ترين مردم اين سرزمين مي شناسند.دقيقا شاهد بودم در زمان انفال و آوارگي مردم كردستان عراق مردم با فرهنگ و انسان دوست تهران موج موج به ملاقات زخمي ها و مصدومان بستري در بيمارستان هاي تهران مي رفتند ودر ساير استان ها و شهرستان ها تا چه اندازه از اين جنگ زدگان حمايت كردند.
اما بدون ترديد نمي توان و نبايد رفتار ضد انساني گروهي از فاشيست ها و كماليست هاي تركيه را به حساب كل ملت آن كشور گذاشت.بي گومان اكثريت قاطع ملت تركيه داراي خصايص وارزش هاي انساني و حتما در اين حادثه طبيعي به ياري هم وطنان خود شتافته اند من در سفرهاي خود رشد فكري و فرهنگي وكمالات انساني مردم تركيه را ديده ام .با اين حال اين گونه برخورد ها آن هم در چنين شرايطي و در حالي كه جمعي از مردم بي پناه و بي گناه نا گهان به زير خروار ها آوار رفته اند نه تنها از سوي هم وطنان آنان بلكه از هيچ انساني در هيچ نقطه اين كره خاكي مورد انتظار نيست .درست است اين عده جمعي فاشيست ونژاد پرست هستند ونبايد با كل ملت تركيه مقايسه كرد اما در اين موقعيت ودر هنگام چنين حوادثي وجود يك در صد كه نه بلكه يك فرد نيز به مثابه غده سرطاني است كه بايد قبل از آلوده كردن كل جامعه جراحي كرد.حال ببينيم حكومت اسلام گراي تركيه كه سنگ حقوق ملت فلسطين را به سينه مي زند وطبق اخبار و اطلاعات در يافتي از كمك هاي بين المللي اسنقبال نكرده است چگونه عمل خواهد كرد؟
چنانچه علل ودلايل اين رفتار هاي ضد انساني را جستجو كنيم آنگونه كه در بيان مجري برنامه كانال تلويزيوني و در كامنت ها ي اينترنتي به چشم مي خورد ومتاسفانه چند نفري از هم وطنان آذري ما هم به نحوي وبه غلط به اعتبار اشتراك در ترك بودن كه به استناد تاريخ هيچ وجه اشتراكي باهم ندارند كه با آنان همراهي كرده اند،به خاطر عمليات مسلحانه PKKبخصوص در چند روز گذشته و كشته شدن تعدادي از نظاميان تركيه بوده است.
اين دلايل بدون منطق وغير موجه را ميتوان به دو صورت پاسخ داد:
اولا، بديهي است در جنگ ميان دو جبهه ي نظامي از هردو طرف كشته مي شوند كما اينكه اخيرا از سوي تركيه و ايران بار ها بطور رسمي امار كشته شدگان pkkوپژاك را اعلام كرده اند علاوه بر آن غير نظاميان و مردم بي دفاع مرز نشين رامورد هدف قرار داده اند همين چند روز پيش بود كه در حمله هواپيما هاي تركيه خانواده اي هفت نفره آن هم در كردستان عراق جمعا به شهادت رسيدند.كدام گناه كارند؟ ودرد كدام بيشتر است؟ كشتار مردم غير نظامي ومحروم و بي دفاع كه در خواب مورد هدف بمب وگلوله قرار مي گيرند يا كشته شدن چند نيروي نظامي كه اساسا براي جنگ به منطقه اعزام شده اند ؟وطبيعي است يا ميكشند و يا كشته ميشوند.البته هيج انسان نوع دوستي از كشته شدن انسان هاي ديگر خشنود نمي شود.بنابراين اگر كشتن مردم بي دفاع وجدان هاي بيدار را بدرد مي آورد كشته شدن نظاميان ترك نيز مايه تاسف وتاثر ماست.
لذا اظهار خشنودي وشادي از خسارات جاني ومالي ودفن صد ها پيرو وجوان ومردم محرومي كه فاقد امكانات اوليه ومسكن امن هستند در زير خروار ها خا ك به اين دليل كه يك نيروي مسلح و مبارز سياسي كه به ناچار براي تحقق حقوق انساني ملتش دست به اسلحه برده است وبا ارتشي مجهز و مسلح به پيشرفته ترين سلاحها در نبردي نابرابر است ؛چه توجيهي دارد؟؟؟!!!
ثانيا اگر شما جاي ملت كورد بوديدو از حقوق انساني و مشروع وقانوني مانند زبان و فرهنگ وآزادي هاي فردي و اجتماعي ومشاركت در اداره مملكت و سر نوشت خود و... محروم بوديد وسخن گفتن به زبان مادري جرم محسوب مي شد وحتي نماينده ات كه بايد مسونيت سياسي داشته باشد به دليل سخن گفتن به زبان كردي زنداني مي شد وباصد ها تبعيض و نا برابري ديگر چكار مي كرديد؟.من گرچه همواره راه كار نظامي را مخصوصا براي احقاق حقوق مسلم ملت كورد مردود ميدانم وهميشمه مدافع مبارزات سياسي-فرهنگي و ديالوگ بوده ام اما در طول تاريخ ودر سطح دنيا راه كار نظامي راهي براي تحقق حقوق ملت ها بوده است.خوب به خاطر داريد PKKبارها آتش بس را اعلام كرده است وچند سال پيش تعدادي از پيش مرگه ها را تحت عنوان پيامبران آشتي به استقبال از صالح وآشتي راهي آنكارا نمود. چي شد؟ وبا وجود فشار جامعه اروپا چقدر از مطالبات وحقوق ملت كورد تامين شد؟
بنابراين بايد پذيرفت جنگ همواره در دو جبهه صورت مي گيرد وچنانچه در منطقه استبداد زده خاور ميانه بويژه در كشور هاي كورد نشين حقوق ومطالبات مشروع ملت كورد تامين مي شد هرگز شاهد جنگ و خونريزي وخسارات جاني ومالي جبران ناپذير نبوديم ؟ در اين صورت شما نيزاز مردن محرومترين انسان ها شادماني نمي كرديد.اكنون كه اوضاع اينگونه است. توصيه مي كنم به جاي شادي از مرگ هم وطنا نت حاكمان وسردمدارانت را مورد سرزنش وباز خواست قرار بده تا با سياست هاي مستبدانه تخم كينه و نفاق را در ميان ملت ها نكارند.وباني وحدت وامنيت و آزادي و عدالت وحقوق برابر ملت ها با هر زبان ونژاد وآيين و عقيده اي باشند.
عبدالله سهرابي
مدير مسئول و صاحب امتياز هفته نامه توقيف شده روژ هه لات
ونماينده دوره ششم مردم كردستان در مجلس شوراي اسلامي
www.sohrabi137.blogspot.com
جمعه ۲۶ اوت ۲۰۱۱
سفری به كردستان شمالی!
در يك نگاه موقعيت ممتاز و استراتژيك تركيه از لحاظ جغرافيايي مابين چهار قاره جهان و از سه طرف متصل به آب هاي آزاد با منابع و معادن آبي و خاكي وسيع كاملا گوياست. اعمال مديريت موثر و كارآمد در اين بستر با استفاده مطلوب از جازبه هاي توريستي ورشد وتوسعه صنعت وتكنولوژي، تركيه را از كشوري جهان سومي ديروز به كشوري توسعه يافته امروز تبديل كرده است. كافي است سركي به بازاركالا و خدمات شهرهاي كوچك و بزرگ ايران بكشيد تا كم وكيف كالاهاي ترك را بدانيد و چنانجه سري هم به فرودگاه بين المللي تهران بزنيد خواهيد ديد روزانه بيش از10 پرواز فقط گردشگران و تجار ايراني را به انتاليا و استانبول منتقل مي كنند. پرواز هايي كه در رفت وبرگشت بجز كادر پروازي شركت هاي هواپيمايي تركيه صرفا مسافران ايراني را حمل ونقل مي كنند. و درشرايطي كه بر اساس گزارشات منابع رسمي وغير رسمي رشد اقتصادي سال گذشته ايران صفراعلام شده است رشد اقتصادي تركيه 12درصد است همين شاخصها براي مقايسه وضعيت اقتصادي دو كشور كافي به نظر مي رسد.
من هم مانند ديگر هم وطنان در سال گذشته هوس سفر كردم با همسر اول و آخرم به استانبول رفتم. از جهات مختلف اوضاع مهمترين شهر تجاري و تاريخي و توريستي تركيه را مورد بررسي قرار دادم در تجارت و توريسم همانگونه بود كه اشاره شد در فرهنگ و آموزش ضمن حفظ تمدن و پيشينه خود كاملا تحت تاثير همسايگان اروپايي قرار گرفته اند. در بعد سياسي-عقيدتي درقالب نظام سكولار و با آزاديهاي نسبي، هم اسلام و دينداري واقعي و بدون ريا و اجبار داشتند هم ساير عقايد و باورها و پوششها در آزادي و آرامش زندگي مي كردند. به عبارت ديگرتكليف همه با دين و دنيا مشخص بود برخلاف ايران كه همه مجبورند به بهشت بروند آنان آزاد بودند كه خود بهشت وجهنم را انتخاب كنند. لذا نيازي به رياودورويي نداشتند. مشكل زبان ما نيز كاملا حل بود بيش از يك ميليون شهروند كرد در اين كلان شهرزندگي مي كنند و نقش و حضور فعال آنان يخصوص در حوزه هاي اقتصادي وسياسي و فرهنگي كاملا محسوس بود لذا احساس غربت نميكردم. بويژه رقص كردي باساز و دهول در ساحل مديترانه و متينگ زنان كرد با لباس كردي همراه ساير احزاب مدافع حقوق زن در ميدان تقسيم منهاي آزادي بيان و اجتماعات ما را به شهرها و روستاهاي كردستان برد.
خاطرات خوب اين سفر و عشق ديداربا بزرگترين بخش تجزيه شده كردستان موجب شد تا چندي پيش همراه با خانواده و با خودرو شخصي از طريق مرز زميني به كردستان شمالي سفر كنم. از صفر مرزي تا وان 75 كيلومتر و سپس از وان به به تتوان و باتليس و بايكان وويس قرن وباتمان و دياربكر بيش از 500 كيلومتر مسافت طي كردم. وقتي در آميد(دياربكر) جوياي آخرين شهرهاي كردستان تركيه شدم گفتند بايد 350 كيلمتر ديگربه سمت آنكارا رانندگي كنيد تا به پايان كردستان شمالي برسيد. بيان جزئيات اين سفر پرخاطره ممكن نيست اما تلاش ميكنم نكات برجسته آنرا عنوان كنم. شنيده بودم پان تركيست ها و كماليست هاي نژاد پرست تركيه تا چند سال پيش هويت و نژاد و زبان كردي را در تركيه انكار مي كردند و بلكه به قول بعضيها كردهارا ترك كوهي مي خواندند. لباس و زبان كردي جرم محسوب مي شد. و ليلا زانا نماينده كردستان در پارلمان تركيه به جرم سخن گفتن به زبان كردي از مجلس اخراج وزنداني شد. اما اكنون هر شهر وروستايي رفتم فرهنگ وزبان كاملا كردي بود.مشخص بود محروميت ها وفشارهاي تاريخي مردم رادرحفظ و پاسداشت فرهنگ اصيل و چند هزار ساله ملت كورد مصمم و استوار ساخته است. و در موقعيت و شرايط موجود براي ابراز و اظهار و رشد هويت و سنت ها وارزشهاي خود از هيچ تلاشي دريغ نمي كنند. در هر مسجد و محفل و مراسمي فضاي حاكم كاملا كردي بود. عروسي در پارك و تالار قلعه عثماني وان، كه ماهم مهمان ازاد وافتخاري بوديم از لحاظ گويش و پوشش هيچ تفاوتي با سنندج و مهاباد نداشت. شم سياسي-فرهنگي آنان نمايان بود. در يك انتخابات دمكراتيك 36 نماينده كرد صرفا در قالب ليست احزاب كردي راهي پارلمان شده اند گرچه انان مراسم سوگند وحضور در پارلمان را مشروط به آزادي 6 نفر ازديگر منتخبان زنداني نموده اند. در همين ارتباط حزب آشتي ودمكراسي(BDP)با آزادي كامل وبا نصب پلاكارد و پخش اطلاعيه مردم وان را به متينگ حمايت از آزادي نمايندگان زنداني دعوت نمود كه با مشاركت گسترده مردم و در امنيت و آرامش برگزارشد. چيزي كه در ايران سرزمين مادري كردها غيرممكن است.
" با اين حال حق گرفتنی است نه دادنی. بيگمان شرايط موجود كه صرفا بهبود و تراز مثبت نسبت به گذشه است بذل و بخشش كماليستها يا دولت اسلامگرای فعلي نيست بلكه از يك سو نتيجه مبارزات دمكراتيك و حقطلبانه كوردهاست و از سوی ديگر معلول تحولات جهانی و رشد دانش و تكنولوژي و بيداری ملتها در دنيای بدون مرز كنونی است. شرايطی كه موجب شده است تا حاكمان ترك در مقايسه با گذشته نزديك واقعيتها را احساس كنند و بپذيرند هويت و فرهنگ هيچ ملتی بخصوص از نوع كوردی كه بيش از 2700 سال تاريخ ديوانسالاری و مدنی دارد انكار پذير نيست. "
.با اين حال حق گرفتنی است نه دادنی. بيگمان شرايط موجود كه صرفا بهبود و تراز مثبت نسبت به گذشه است بذل و بخشش كماليستها يا دولت اسلامگرای فعلي نيست بلكه از يك سو نتيجه مبارزات دمكراتيك و حقطلبانه كوردهاست و از سوی ديگر معلول تحولات جهانی و رشد دانش و تكنولوژي و بيداری ملتها در دنيای بدون مرز كنونی است. شرايطی كه موجب شده است تا حاكمان ترك در مقايسه با گذشته نزديك واقعيتها را احساس كنند و بپذيرند هويت و فرهنگ هيچ ملتی بخصوص از نوع كوردی كه بيش از 2700 سال تاريخ ديوانسالاری و مدنی دارد انكار پذير نيست. حاكمان منطقه بايد بپذيرند اكنون مبارزات سياسي-مدني به احزاب وتشكل ها محدود نميشود واقعيت ها مثل آفتاب در آسماني بدون ابر وآلودگي مي درخشد ستم هاي تاريخي واستبداد وفقر وتبعيض در جهان دانش وتكنولوژي، ملت هاي تحت ستم و بويژه آحاد ملت كورد را سياسي و آزاديخواه پرورش داده است. تجارب و مستندات تاريخي و واقعيت هاي موجود گواه اين حقيقت است. به عنوان مصداق در يكي از پارك هاي شهر وان دو پسر 9ساله 10 ساله دست فروش را ديدم كه كل سرمايه و كالای آنها چند بسته آجيل بود. ضمن تبليغ براي فروش آجيل ها با لهحه كرمانجي سرود كوردي ميخواندند. براي فروش به ما نيز مراجعه كردند. آنهارا به صرف چاي دعوت نمودم. قبل از اينكه من پذيرايي بكنم يك بسته از آجيل ها را باز كردند و با اسرار به ما تعارف كردند و گفتند شما مهمان ما هستيد. گفتم مگر شما سياسي هستي سرود هاي سياسي مي خوانيد؟ بلافاصله دست هاشون را به علامت پيروزي همزمان و هماهنگ بالا بردند و بحث سياسي را شروع كردند و... اي كاش حاكمان منطقه اين صحنه ها و اين واقعيت ها را مي ديدند و از آنها درس مي گرفتند. به همراهان گفتم آزاديخواهان وسياست مداران واقعي آنان و امثال آنان هستند. تنها خدمتي كه به آنها كردم دو بسته آجيل خريدم و با اسرار پولش را پرداخت كردم.
صرف نظر از فاكتورهاي اساسي و موثر فوق، نوع ساختار سياسي و تعامل و ارتباط با اروپا با موقعيتي كم نظير جغرافيايي در روند دمكراتيزه شدن و فرايند رشد وتوسعه سياسی-اقتصادی تركيه كاملا موثر بوده است. گرچه اين واقعيت ها به معنای حل مشكل كرد و استقرار نظامی كاملا دمكراتيك نيست، اما ميتوان پيش بيني كرد در منطقه استبدادزده خاورميانه نويد بخش آينده روشني براي ملت كورد و همه ملت های تحت ستم در منطقه است.
و اما در پايان و خارج ازموضوع ذكر نكاتي را لازم ميدانم، از آنجا كه براساس تجارب و بازخوردها بخصوص در اين روزها اينگونه مباحث شائبه ناسيوناليسم و فراتر از آن تجزيه طلبي را در اذهان برخي از هم ميهنان ايجاد نموده است، گرچه حق تعيين سرنوشت گناه كبيره نيست، اما به اشخاص حقيقي و حقوقي و احزاب و تشكل هاي سياسی-مدنی كه بعضا در اين خصوص انتقاد و يا اظهار نگراني مي كنند، مجددا يادآوري و تاكيد مي نمايم. آزادي خواهي و عدالت جويي و حق طلبي ملتي تحت ستم وتبعيض براي زيستن شرافتمندانه و برابر در كنار ديگر ملت ها و در قالب نظامي دمكراتيك و فدرال به معناي تجزيه طلبي نيست. چنانجه اندكي كنكاش و بررسي نماييد درخواهيد يافت اكثريت قريب به اتفاق احزاب و تشكل ها و فعالان عرصه هاي سياسي-فرهنگي نه تنها در كردستان ايران بلكه در ساير بخشهاي كردستان ابتدا خواهان آزادي و دمكراسي براي همه ملت ها فارغ از دين و مذهب و رنگ و نژاد هستند وسپس در پرتو و بستر آن حقوق انساني و مطالبات سياسي و فرهنگي و اقتصادي ملت كرد را در قالب سيستمي دمكراتيك پيگيري مي نمايند.
یکشنبه ۱۷ آوریل ۲۰۱۱
avatar
گفتگو با عبداللە سهرابی و باران میلان
مقدمە: مرگ یک جوان دستفروش تونسی جرقەی رشتەای از قیامها و انقلاب را در جهان عرب بە دنبال داشت. انقلاب یاس تونس و انقلاب مصر امیدهایی را برای رفرم و سرنگونی دولت های مستبد و فاسد در سایر کشورها بە همراە آوردە است.
مردم یمن، الجزایر و... متاثر از انقلاب پیروزمند همسایگان خود، اینک امید بە پیروزی و تغییر دولت را بیش از هر زمان دیگری دست یافتنی می دانند.
مردم منطقە از فساد و تباهی، فقر و گرسنگی، نابرابری اقتصادی و اجتماعی و نبود آزادی های مدنی دهەها بود کە رنج می برند. ماحصل دست رنج آنان، میلیاردر شدن کاخ نشینان، اعیان، اقوام و خویشاوندانشان بودند.
خاورمیانە می رود کە برای همیشە چهرەی دیگری بە خود بگیرد. هنوز زود است کە بگوییم خاورمیانەی فردا، چە رنگی خواهد داشت و روند مبارزات و مطالبات مردمی چە شکل و شمایلی بە خود خواهد گرفت؛ اما آنچە آشکار است، دیگر این خطە مثل دیروز نخواهد بود.
برای بررسی وضعیت پیش آمدە در منطقە و همجنین تاثیر تغییر معادلات منطقەای بر مردم ایران و جمهوری اسلامی ایران مصاحبەای را با خانم " باران میلان" و آقای عبدڵلە سهرابی" انجام دادەایم کە متن آن را در زیر می خوانید:
نخست با باران میلان شروع می کنیم. خانم میلان، شاعر، فعال حقوق زنان و همچنین یکی از فعالان مدنی ساکن ایران هستند .
١. هم چنان کە می دانید تحولات اخیر در کشورهای
عربی آنقدر سریع و ناگهانی اتفاق افتاد کە حتی بسیاری از کارشناسان و هم چنین کشورها را دچار حیرت کرد؛ حالا شما زمینەهای سربرآوردن چنین خیزش هایی را در چە می بینید؟
باران میلان: دقیقا، آنقدر سریع که هم حیرت فراوان به دنبال داشت و هم موجبات نگرانی حکومتهای دیکتاتوری مشابهی مانند ایران و کشورهای عربی دیگر و نیز موجبات نگرانی صاحبان نظام های سرمایه داری را فراهم نمود. آنچه مسلم است خاورمیانه به دلایل بسیاری مورد توجه و اهمیت آنهاست و چنین حرکتهایی آنهم به این صورت پیش بینی نشده می تواند برهم زننده بسیاری از معادلات سیاسی آنان نیز باشد.
در کل این جنبشها و حرکتها مردمی هستند و ریشه در بیداری و خودآگاهیی دارد که دنیای ارتباطات امروزی، رسیدن بە چنین امری را تا حدود زیادی تسهیل کردە است. امروز مردم در هر نقطه از جهان که باشند می دانند داشتن رفاه و زندگی متناسب با استانداردهای روز و برخورداری از حقوق انسانی اجتماعی و سیاسی حق آنهاست. خاصه آنکه آنان دارای ممالکی هستند که هم ثروت و منابع طبیعی دارند و هم پیشینه و قدمت تاریخی. .
اگر نگوییم همه، ولی می توان گفت کە اغلب کشورهای خاورمیانه سرشار از ثروتها و منابع طبیعی فراوان، دارای مردمانی محروم و در عین حال رژیم هایی دیکتاتوری هستند که چنگ بر ثروت و قدرت یازیدەاند و این عامل مهم می تواند انگیزه را در مردم برای مبارزه جهت پیشگیری از این روند بوجود بیاورد.
٢. تحولات جهان عرب و سرنگونی تعدادی از رژیم های عربی، آیا می تواند تاثیری مستقیم و عینی بر مردم ایران و افکار عمومی آن برجای بگذارد؟ آیا می توان جنبش آنان را، آنچنان کە عدەای معتقدند، متاثر و دنبالەی انقلاب اسلامی ایران و یا جنبش ٢ سال اخیر در ایران دانست؟
باران میلان: بلی، خاصه آنکه مردم اغلب کشورهای خاورمیانه با کمی تفاوت در سیستم حکومتی شان، اغلب وجه تشابهات زیادی دارند. مثلا در نوع مشکلاتی که با آن درگیر هستند، زیر ساختهای سیاسی مشابە دارند و نیز از نبود دموکراسی و برابری رنج می برند. همچنین وجوه تشابهی مانند وضعیت وخیم حقوق زنان و نیز حضور حکومتهای خودکامه و مستبد در راس قدرت دارند. تنها از یک جهت می توان حرکت مردم مصر را می توان بیشتر همانند انقلاب 57 در ایران دید و آن اینکە بر ضد رئیس جمهوری که تقریبا به شاهی دیکتاتور در کشور بدل شده بود بە پا خاستند. اما امروز با گستردگی و باز بودن راههای کسب اطلاعات برای مردم مصر و آگاهی از تجربه تلخ ایران، بە نظر نمی رسد کە مردم مصر همان جهت و مسیر مردم ایران را در سال ١٣٥٧ را طی کنند. هر چند که ناگهانی بودن این موج می تواند نشانی از بی برنامگی باشد و در همان حال اگر گروههای سیاسی غیر دینی قدرتمند و با برنامه پیش نروند، آلترناتیو همیشه آماده ی اسلام سیاسی، گوی سبقت را از آنان خواهد ربود.
٣. بە نظر شما آیا تحولات و رویدادهای کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانە خاستگاە اسلامی دارد و یا ناشی از وجود مولفەهای دیگری مانند فقر و فاصلە عمیق طبقاتی، فساد اداری، نبود دمکراسی و... دانست؟ موتور محرکەی اعتراضات مردمی در آن کشورها بە نظر شما چیست؟
باران میلان: در وهله اول فقر موجود و نابسامانی های اقتصادی و فشار بیکاری است؛ گرچه بدرستی نمی توان پیش بینی نمود که تحولات سیاسی به کدام سو می رود. با توجه به اینکه ما ایرانیها مار گزیده ایم، لذا نسبت به سایر نقاط جهان نگرانی بیشتری از اسلامی شدن و نفوذ بنیادگرایی اسلامی در آن مناطق داریم.
" با توجه به اینکه ما ایرانیها مار گزیده ایم، لذا نسبت به سایر نقاط جهان نگرانی بیشتری از اسلامی شدن و نفوذ بنیادگرایی اسلامی در آن مناطق داریم "
خاصه آنکه کفه این حرکتها نسبتا به نفع احزاب اسلامی مانند اخوان المسلمین در مصر و نهضت اسلامی در تونس سنگین است. اما مولفەهای خاصی هم در کار است که شاید باعث گردد نتوانیم با قاطعیت بگوییم این جنبشها منشا اسلامی یا بنیادگرایی دارد و یا در جهت نیل به برقراری نظام های اسلامی است.
دلیل مهم این است که در این کشورها ممنوعیتی برای مردم در اسلامی بودنشان نبوده و یا محدودیت برای آنها. مطالعه شعارها و مطالبات مردم نیز از این حکایت نمی کند؛ برای مثال در مصر شعارها مضمون سیاسی و اقتصادی داشته و درخواستها نیز مانند درخواست اصلاح قانون اساسی یا بالا بردن حداقل دستمزدها یا آزادی تشکلهاست و گمان نمی کنم مردم مصر راه رسیدن به این مطالبات را که کمترین ارتباط را با دین می تواند داشته باشد در اسلامیزه کردن حکومت ببینند. شعارهای حزبی و جناحی حتی از سوی اخوان المسلمینی ها هم تا به حال رنگ و بوی اسلامی نداشته است. آنها در نهایت سرنگونی رژیم دیکتاتوری را می خواستند و در صدد دموکراتیزه نمودن حیات سیاسی جامعه هستند. از نظر من فقر و بیکاری، بیزاری از استبداد طولانی و نیز ضدیت با فساد دولتی مهمترین نیروی محرکه در این کشورهاست.
" از نظر من فقر و بیکاری، بیزاری از استبداد طولانی و نیز ضدیت با فساد دولتی مهمترین نیروی محرکه در این کشورهاست "
اما در هر حال نگرانی از " جمهوری اسلامی " شدن آنها نیز نگرانی کمی نیست آنهم با تجربیات تلخی که ما از آن داریم.
٤. دولت و رژیم جمهوری اسلامی در تریبون های رسمی ضمن حملە بە دولت مصر و شخص حسنی مبارک، از مبارزات مردم مصر بە نام " بیداری دنیای اسلام" دفاع می کنند؛ اما در همان حال از صدور مجوز راهپیمایی برای دفاع از مردم مصر خودداری می ورزند. شما این تضاد در رفتار و گفتار را در چە چیزهایی می دانید؟
باران میلان: دولت و رژیم جمهوری اسلامی از سرایت این حرکت به زیان خود بسیار نگران هستند. شاید با علم به اینکه مردم ایران در هر صورت از این حرکتها استقبال می کنند، لذا آنان خود را می خواهد در کنار مردم خود و مصر نشان دهد. و یا اساسا راهکار عاقلانه تر را در این می داند که از قدرت بزرگتر حمایت کند که تضمینی برای بقای آنان هم باشد و این قدرت بزرگ سیل مردم ریخته در خیابانهای مصر است نه شخص حسنی مبارکی که بالاخرە رفتنی شد.
دلیل دیگر می تواند موجب نگرانی قدرتهایی مانند آمریکا و اسرائیل را فراهم آورد تا آنها را برای مقابله با این حرکت تحریک نموده و خود نفع لازم را ببرد. که البته آنها کار خود را بلدند .
در رابطه با عدم صدور مجوز نیز باید گفت کە جمهوری اسلامی می داند ملت مترصد یک فرصت است تا کلیت رژیم را نشانه بگیرند، لذا نمی خواهد این فرصت را به این سادگی در اختیار آنان بگذارد. در هر حال طبیعی است که همەی تلاش خود را برای بقا ی خود انجام دهد.
درخواست مجوز نیز از جانب آقایان موسوی و کروبی نیز طنز آمیز تر از هر چیز دیگریست. چه لزومی دارد کە مردم معترض به بهانه طرفداری از مردم مصر و درخواست مجوز تجمع نمایند. اگر هدف مخالفت با جمهوری اسلامی است که چه مجوزی بالاتر و چه بهانه ای مهمتر از خواست مخالفین که خود مردم هستند. درخواست مجوز از سوی این آقایان بیانگر این مهم است که آنان همچنان وفادار به نظام ولایت فقیه بوده و از این چارچوب فراتر هم نخواهند رفت.
" درخواست مجوز از سوی این آقایان بیانگر این مهم است که آنان همچنان وفادار به نظام ولایت فقیه بوده و از این چارچوب فراتر هم نخواهند رفت "
می خواهند خود به جایی برسند با قربانی کردن مردم در همین چارچوب با طرح مطالبات محدودی که نه همه اقشار و طیفها و ملیتها را در بر می گیرد که همه گیر و سراسری شود و نه ظرفیت تبدیل شدن به آن را دارد. و همە مهم تر در پی سقوط این نظام اصلاح ناپذیر نیست. به گمان من جنبش از آنها عبور کرده اما از فقدان رهبری رنج می برد.
٥. شما چە شباهت ها و تفاوت هایی در بدنە و رهبریی تظاهرات و جنبش یکی دو سال اخیر مردم ایران با خیزش و جنبش های مصر و تونس می بینید؟
باران میلان: در خیزش جوامع عربی و خاورمیانه به ویژه مصر و تونس مردم عاصی بی هیچ رهبر و پیشقراولی تنها با اتکا به قدرت مردمی و اتحاد خود علیه فقر، بیکاری، گرانی و دیکتاتوری به پاخاسته و به خیابان ها می ریزند و به نتیجه هم می رسند. آنها به طور مستقیم خواهان سقوط رژیم های استبدادی و تغییرات بنیادین در قوانین اساسی کشور خود هستند.
" آنها به طور مستقیم خواهان سقوط رژیم های استبدادی و تغییرات بنیادین در قوانین اساسی کشور خود هستند "
در ایران مردم ابتدا با شعار رای من کجاست وارد عرصه مخالفت شدند و سپس شعارها رادیکال تر شدند. اما ،در ایران، رهبرانی که خواهان سقوط رژیم نبودند مانند عامل بازدارنده این حرکتها عمل کرد. در مصر و تونس به دلیل یکصدایی و همگامی مردم و نبود جناح و جناح بازی و ارجحیت ندادن به فلان طبقه و گروه و بهمان خودی و ناخودی و بسیاری از دلایل دیگر مردم موفق تر عمل کردند. فردی مانند وائل عنیم اصلا رویش نمی شد که بگوید مردم به فراخوان او لبیک گفته اند در حالیکه در ایران همه بدنبال رهبر شدن هستند.
٦. چرا جنبشی کە در ایران جنبش سبز ایران نام گرفت، نتوانست مانند انقلاب مصری ها بە جنبشی سراسری تبدیل شود و اقشار و طیف های وسیع و گوناگون جامعە را دور خود گردآورد؟ اشکال از کجا بود؟ چرا جنبش در تهران و یکی دو شهر مرکزی ایران محبوس و از حمایت دیگر مناطق ایران محروم ماند؟
باران میلان: به دلیل اینکه جنبش سبز در برگیرنده همه خواسته های مردم از همه ملیتها و اقشار نبود و نیز نتوانست با تشکلها و گروههای کارگری همصدا شود. آن پتانسیل لازم را برای نمایندگی کردن احقاق حقە همەی مردم نداشته و هنوز هم ندارد. اعتماد لازم را نتوانست در بین همەی مردم کسب کند. به علت نبود رهبران مشخص و استراتژی واحد بیشتر شبیه یک شورش خیابانی کورکورانه، غیر منسجم و غیر قابل سازماندهی عمل می کرد.
خواسته ها بسیار متنوع بود. گرچه در ابتدا شعار "رای من کجاست" بود؛ اما در دل مردم داستان چیز دیگری بود. هدف کسب آزادیهای اجتماعی و فرهنگی و جدایی دین از سیاست و مبارزه با ولایت فقیه و..... دقیقا آنچه که "رهبران کذایی جنبش سبز" به آن باور نداشتند. مردم از موسوی و کروبی عبور کردند و چون بی رهبر پا به آن راه گذاشتند راه به جایی نبردند. ملیتهای موجود در ایران هم نتوانستند با این جنبش ارتباط و هم صدایی کنند؛ زیرا مطالبات متفاوتی داشتند. حتی جنبش زنان هم با جنبش سبز بنا به دلایل زیادی همصدا نشدند. دلیل بعدی ایجاد حساسیت و عصبانیت در مردم توسط رژیم بود تا تظاهرات را بە خشونت کشیده و با دستگیری و کشتن عده ای، که ندا مشهورترین و سمبل آنان بود، دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی ایران بتوانند فشار جنبش را تخلیه و ابتکار عمل را در دست بگیرند
٧. مجمع نمایندگان ادوار شورای اسلامی با انتشار بیانیەای بە مناسبت ٢٢ بهمن، بە وجود "بحران" و "شرایط نظامی- امنیتی حاکم بر ایران" سخن بە میان آوردە است. بحران کنونی کە حاکمیت با آن روبرو است از کجا نشات می گیرد؟ راە برونی رفتی برای حاکمیت از این بحران متصور است؟
باران میلان: شاید بهترین کار برای حاکمیت این باشد که به خواسته اکثریت مردم تن در دهند. این خواسته می تواند تغییر شرایط موجود بوسیله برگزاری یک رفراندوم آزاد با نظارت سازمانهای بین المللی باشد یا ایجاد اصلاحات بنیادی و ریشه ای در ساختار قوانین حاکم باشد .
٨. آقای محسنی اژەای در واکنش بە درخواست مجوز راهپیمایی برای از طرف رهبران مخالف دولت ایران، ضمن "سیاسی" خواندن اقدام آنان، آنرا "موجب جدایی و تفرقە" خواند. حال با توجە بە اینکە درخواست صدور مجوز طی ٢ سال گذشتە بارها از سوی حاکمیت رد شدە است؛ تغییر تاکتیک ضروری بە نظر می رسد. بە نظر شما از این پس چە کارها و تاکتیک هایی را باید مد نظر قرار داد؟
باران میلان: تاکتیک مهم برای جنبش سبز این است که فکر اصلاحات دولتی را کنار بگذارد و از دل نظام خارج گردد و به اصطلاح رهبران آن از تبلیغ این تفکر که انقلاب یعنی خشونت و استبدادی دیگر یا معاوضه قدرت دست بکشند. رفرم دولتی تنها راه نیست و انقلاب هم همیشه به دیکتاتوری نمی انجاند. بازگشت به دوران طلایی امام خواست آنهاست نه خواست های ملت. این شیوه تقویمی تجمع به مناسبتهای مختلف، آنهم مناسبتهای اسلامی، همانطور که گفتم هم برای رژیم قابل پیش بینی شده و هم بیانگر نوعی وفاداری به این مناسبتهاست. در هر حال من برنامه ریز نیستم ولی این جنبش برنامه ریزان و مبتکرانی لازم دارد که راههای غافلگیر کننده بیابند، نه راه حلهای قابل پیش بینی و مهار شدنی.
.............................................................................................................
abdulla-sohrabi.jpg
بیوگرافی عبداللە سهرابی:
- متولد 1342 روستاي پيرخضران، دهستان كوماسي از توابع مريوان، استان کردستان
- فوق ليسانس مديريت با بيش از 50 دوره آموزش هاي عمومي و تخصصي در حوزه هاي زبان انگليسي، ICDL،IMS، مديريت و...مسافرت به 22 كشور در اروپا، آمريكاي جنوبي، آسيا و بازديد از شركتهاي نفت وگاز توتال، اني ، گازپروم ،استات اويل، آرامكو و تات نفت و پتروناس
- 27 سال سابقه ي آموزشي و فرهنگي
- نماينده مردم مريوان و سروآباد در مجلس ششم
-عضو موسس اولين فراكسيون نمايندگان كرد مجلس ششم
- صاحب امتياز و مدير مسئول هفته نامه توقيف شده روژهەلات در دو دوره ي انتشار آن.
-عضو هيئت موسس جبهه متحد كرد
-عضو هيئت مديره جامعه كردهاي مقيم تهران در دور قبل
-فعال در عرصه هاي مطبوعات و رسانه ها
و اكنون مقيم تهران و كارشناس سيستم ها و بهره وري شركت ملي نفت
" ١. هم چنان کە می دانید تحولات اخیر در کشورهای عربی آنقدر سریع و ناگهانی اتفاق افتاد کە حتی بسیاری از کارشناسان و هم چنین کشورها را دچار حیرت کرد؛ حالا شما زمینەهای سربر آوردن چنین خیزش هایی را در چە می بینید؟ "
عبداللە سهرابی: درست است آنچه اتفاق افتاد سريع وناگهاني بود، اما نظام هاي ديكتاتوري طي سالهاي اخير و بلكه در طول تاريخ نظام سياسي-اداري خود زمينه ها را فراهم كرده بودند و انرژي و پتانسيل اعتراضات بطور بالقوه در بين توده هاي مردم بخصوص جوانان و روشنفكران نهفته بود و آماده جرقه و استارتي بود كه با خودكشي يك دست فروش تونسي زده شد. بنابراين تغييرات و دگرگوني هايي كه در دهه هاي پيش و بلكه هم سو با اروپا مي بايست پس از عصر رنسانس و انقلاب صنعتي و پايان دوران فئوداليسم شكل مي گرفت، اكنون استارت خورد. بي گمان اين رويداد ها معلول نظام هاي مستبد و متمركز و فردگرا و موروثي است
" بي گمان اين رويداد ها معلول نظام هاي مستبد و متمركز و فردگرا و موروثي است "
كه با رشد سياسي و فرهنگي ملت ها و در دنياي بدون مرز اينترنت و رسانه ها و در نتيجه فقر و تبعيض فراگير بخصوص با همت جوانان و روشنفكران و حمايت اقشار فقير و متوسط جوامع در حال وقوع و گسترش است و همسان جريانات جوي و ابر هاي باران زاي مديترانه اي از غرب به شرق در حال وزيدن است.
٢. تحولات جهان عرب و سرنگونی تعدادی از رژیم های عربی، آیا می تواند تاثیری مستقیم و عینی بر مردم ایران و افکار عمومی آن برجای بگذارد؟ آیا می توان جنبش آنان را، آنچنان کە عدەای معتقدند، متاثر و دنبالەی انقلاب اسلامی ایران و یا جنبش ٢ سال اخیر در ایران دانست؟
عبداللە سهرابی: دكتر حسابي فيزيك دان نامي ايراني نظريه ذره را ارائه نمود كه بر اساس آن تاثير يك ذره را بر نظام هستي اثبات مينمايد. حال چگونه ممكن است در علوم انساني و در مناسبات سياسي و اجتماعي آنهم در دنياي ارتباطات و بويژه در ممالك اسلامي و منطقه خاورميانه با همه معضلات و درد هاي مشترك و مشابه آنها اين تحولات ودگرگوني ها بدون تاثير باشد. شاهد بوديم با شروع اعتراضات در تونس، قيام مردم مصر آغاز شد و نسيم آن در كل خاور ميانه وزيدن گرفت و جالب تر از آن برخي از رهبران و نظام هاي مستبد بلا فاصله اصلاحات سياسي و اجتماعي و اقتصادي را آغاز كردند.
و مهمتر از آن در ميان ملت ها حس آزادي خواهي و عدالت جويي و انسان دوستي امري فطري و ذاتي است. به ويژه ملت ايران با پيشينه سياسي و تحمل معضلات و فشارهاي قبل و بعد از انقلاب با گوشت و استخوان شرايط موجود كشورهاي عربي را احساس مي كند. با اين حال نمي توان اثبات كرد اين جنبش ها دنباله رو انقلاب 57 و يا جنبش سبز باشد.
" نمي توان اثبات كرد اين جنبش ها دنباله رو انقلاب 57 و يا جنبش سبز باشد "
طيف هاي مختلف مردم از طرف داران اسلام سياسي و بنيادگرا تا ميانه رو و سكولار و ساير اديان و عقايد نقش فعالي ايفا كرده اند و آگاهانه انواع دنباله روي ها را تكذيب و بر مشاركت عمومي در قالب يك قيام ملي و براي تامين عدالت وآزادي و رفع فقر و تبعيض تاكيد نموده اند
آنجه طي اين روزها شاهد بوديم مسئولان و رهبران و بطور كلي جريان بنيادگراي جامعه تحت عنوان بيداري اسلامي و الگوبرداري از انقلاب 57 ايران و رهبران و جنبش سبز اين قيام ها را همسو با وقايع پس از انتخابات و موجي دمكراسي خواهي ميدانند. بدون ترديد بايد ميزان صحت و سقم اين ادعا ها را در ميان مردم و بخصوص مبارزين اين جوامع جستجو و آناليز كرد كه مواضع رهبران و شعارهاي مردم اين كشورها چيست؟ و چه سوابق و تنگناها و نارسايي هايي منجر به اين رويداد ها شده است. پاسخ دقيق مستلزم زمان و كسب اطلاعات جديد و بخصوص آراء مردم در انتخاباتي آزاد و دمكراتيك است كه تا كنون رنگ و بوي آنرا نديده اند. البته نتايج و تبعات انقلاب 57 در بخشهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي طي 32 سال گذشته با استناد به داده ها ي آماري و شاخصهاي موجود علائم و راهنماي خوبي براي ساير ملت هاست كه آز آن درس بگيرند يا عبرت؟ البته تا كنون مواضع رهبران و مردم اين جنبش ها مطالبه ي آزادي، عدالت و مبارزه با فقر و فساد با احترام به همه ي عقايد و تفاوت ها و با مشاركت همه ي اقشار اعم از مسلمان و غير مسلمان و لائيك و سكولار بوده است.
٣. بە نظر شما آیا تحولات و رویدادهای کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانە خاستگاە سلامی دارد و یا ناشی از وجود مولفەهای دیگری مانند فقر و فاصلە عمیق طبقاتی، فساد اداری، نبود دمکراسی و... دانست؟ موتور محرکەی اعتراضات مردمی در آن کشورها بە نظر شما چیست؟
عبداللە سهرابی: طبيعي است در اين تحولات مجموعه اي از مطالبات و خواسته ها مطرح است و احزاب سياسي و مردم با انواع گرايشات اسلامي و سكولار حضور دارند؛ اما شرايط و نيازهاي موجود،نظام هاي ديكتاتوري فقر و تبعيض انباشته در ممالك جهان سوم بيانگر اولويت و محوريت مطالبات دمكراتيك شامل آزادي، عدالت و تامين رفا و نيازهاي اساسي و در نهايت مشاركت بدون تبعيض همه شهروندان در اداره جامعه است. آنچه مشاهده ميگردد اين جنبش ها رنگين كماني است شامل همه ي طيف ها اعم از اسلام بنيادي و ميانه رو و سكولار و ديگر اديان و مكاتب و پيداست خواهان سيستمي دمكرات هستند كه در آن حقوق كل اقشار و احزاب و عقايد و...رعايت وتامين شود. در غير اينصورت پيروزي غير ممكن بود؛ زيرا رژيم مصر در گذشته به سهولت اعتراضات اخوان المسلمين را سركوب ميكرد.
4. دولت و رژیم جمهوری اسلامی در تریبون های رسمی ضمن حملە بە دولت مصر و شخص حسنی مبارک، از مبارزات مردم مصر بە نام " بیداری دنیای اسلام" دفاع می کنند؛ اما در همان حال از صدور مجوز راهپیمایی برای دفاع از مردم مصر خودداری می ورزند. شما این تضاد در رفتار و گفتار را در چە چیزهایی می دانید؟
عبداللە سهرابی: دليل موثق و موجهي براي توجيه اين مواضع نمي توان يافت. پر واضح است زماني كه مسئولان جمهوري اسلامي و ملت ايران صريح و شفاف از خواسته ها و مطالبا ت و قيام هاي مردمي در اين كشورها دفاع ميكنند و مدافع آزادي و عدالت و مخالف سركوب اين ملت ها هستند و اندك برخورد لباس شخصي هاي (لباس شخصي عبارتي رايج در فرهنگ سياسي ايران بويژه طي ساليان اخيراست و منظور از افرادي است كه در لباس شهروندان عادي، راه پيماييها و اعتراضات مردمي را سركوب مي كنند)
" لباس شخصي عبارتي رايج در فرهنگ سياسي ايران بويژه طي ساليان اخيراست و منظور از افرادي است كه در لباس شهروندان عادي، راه پيماييها و اعتراضات مردمي را سركوب مي كنند "
مصر را ديكتاتوري شتري مينامند؛ توقع و انتظار افكار عمومي در داخل و خارج اين است كه با ملت خود چنين رفتار نكنند.
٥. شما چە شباهت ها و تفاوت هایی در بدنە و رهبریی تظاهرات و جنبش یکی دو سال اخیر مردم ایران با خیزش و جنبش های مصر و تونس می بینید؟
عبداللە سهرابی: در سبك رهبري و مواضع رهبران جنبش سبز با جنبشهاي مصر و تونس تفاوت معناداري به چشم نمي خورد يا به عبارت درست تر در هر دو جنبش مردم از رهبران جلوتر بودند، بويژه آنگونه از دور پيداست در مصر و تونس نقش رهبري بسيار كمرنگ است. اين اتحاد و قاطعيت اقشار مختلف مردم و البته گوش شنواي حاكميت و عدم سركوب مردم از سوي نيروهاي نظامي در كمترين زمان و با كمترين هزينه پيروزي را براي آنان به ارمغان آورد موارديكه در ايران عكس آنها صادق است.
" اتحاد و قاطعيت اقشار مختلف مردم و البته گوش شنواي حاكميت و عدم سركوب مردم از سوي نيروهاي نظامي در كمترين زمان و با كمترين هزينه پيروزي را براي آنان به ارمغان آورد مواردي كه در ايران عكس آنها صادق است "
٦. چرا جنبشی کە در ایران "جنبش سبز" ایران نام گرفت، نتوانست مانند انقلاب مصری ها بە جنبشی سراسری تبدیل شود و اقشار و طیف های وسیع و گوناگون جامعە را دور خود گردآورد؟ اشکال از کجا بود؟ چرا جنبش در تهران و یکی دو شهر مرکزی ایران محبوس و از حمایت دیگر مناطق ایران محروم ماند؟
عبداللە سهرابی: همانگونه به درستي گفتيد جنبش سبز در ايران غالبا در ميان اقشار متوسط اقتصادي و تحصيل كردگان و كلان شهرها و بويژه تهران و دانشگاها و افراد آگاه و فعال در امور سياسي-فرهنگي است.
دلايل آنرا ميتوان در سه بخش عنوان كرد:
دلايلي كه ناشي از رفتار و برخورد حاكميت است كه اجازه حضور و ابراز مخالفت را بويژه در شهر ها ي كوچك وروستا ها كه به سهولت قابل نظارت و كنترل هستند نمي دهد و تحت چنين شرايطي مردم اينگونه مناطق امكان ايفاي نقش را ندارند.
دلايلي كه ناشي از ضعف مديريت و سازماندهي و تشكيلات احزاب و گروهاي فعال در جنبش است كه از زمان شروع دوران بي سرانجام اصلاحات در 2خرداد 76 صرفا متكي به نخبه گان و دانشگاهيان بوده است و از سازماندهي و برنامه ريزي در سطح كشور ناتوان بودند.
دلايلي كه ناشي از شرايط و وضعيت عمومي جامعه است بطور كلي مردم ايران در نتيجه انقلاب 57 و بخصوص درپي 8 سال جنگ خانمان سوز و فرسايشي و پرهزينه عراق و نوع ساختار و سيستم حكومتي و تاثير ئيدئولوژي حاكم بر جامعه خسته و نااميد و با بيم از بدتر شدن اوضاع به وضع موجود تمكين ميكنند البته آنگونه بازخورد ها ورفتار و گفتار مردم نشان ميدهد اين تمكين يك انتخاب مطلوب آنان نيست با اين حال جمعي نيز در اين شرايط منافع و امتيازات و رانت هايي دارند و جمع كثيري نيز بعنوان تحت پوشش نهاد هاي حكومتي و حمايتي مستمري بگيراني هستند كه بعنوان لشكر پياده نظام در همه صحنه ها بخصوص ايام انتخابات ايفاي نقش مي كنند.
صرف نظر از موارد فوق جنبش سبز با وجود صدور بيانه هاي تاريخي در تضمين حقوق ملي و مذهبي نژادهاي ايراني مانند بيانيه شجاعانه شماره 4 آقاي كروبي به دليل پيشينه تبيعيض هاي تاريخي وفقدان چنين مواضعي درگذشته، نتوانست به نحو مطلوب اعتماد اقليت ها را جلب كند، البته تاثير دلايل فوق الذكر نيز در اين روند كاملا مشهود است. با همه ي اين شرايط نمي توان نقش فعال و موثر وآگاهانه دانشگاهيان و فرهنگيان و روزنامه نگاران و شهروندان خبرنگار و... در كل نقاط شهري و روستايي كشور و بويژه در كردستان ايران را ناديده گرفت.